Machine transcription
(٦٧١)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعليحضرت امير عبدالرحمن خان) (سراج التواريخ)
کلام باز شما را تاكیداً نصیحت میکنم که دولت و کار را از خودبدانید و بدولت غم شريك شوید منكه يك كرور
و هشتاد و چند لك روپیه مالیات مملکت را بدست و قلم شما جمع کرده بلشکرهای دولت خود شما مردم میرسانم
البته در نگاه شما هم خاطر گران نمیشوم وشما را شایان مواجب و مراحم و عزت و نوازش میدانم اما شما را
خداوند هوش و فراست مرحمت فرموده هدایت کند که عزت خود و قدر مرا ضایع و فراموش نکنید فقط
واین اندرزنامه شاهانه را بسردار والا تبار ستوده اطوار خجسته کردار حمیده رفتار صدق كفتار شهزاده
حبيب الله خان در کابل فرستاده امر کرد که تمامت اهل دیوانرا از وضیع و شریف بسلام خانه عام طلبیده نزد
ایشان قرائت فرماید و از جمله دفاتر پادشاهی مواجب میرابوالقاسم خان سردفتر تشخیص وميرزا محمد يوسف خان
سردفتر فارتخطى ومیرزا محمد طاهر خان سردفتر روز نامچه ومیرزا محمد یوسف خان امین نظام را با همه نویسندکان
ایشان که کارهای محوله خود را بر وفق امر حضرت والا تمام و انجام کرده بودند اجرا فرموده فرمان کرد که
میگیرند و شهزاده سپهر و ساده ممدوح پس از پرتو و ضول افگندن آن اندرز نامه پدرانه و نصایح و مواعظ
مشفقانه شاهانه را که هیچ پدر نيك تميز فرزند عزیزش را از زمره فرمان دهان با کنون نکرده و نخواهد کرد
بر طبق امر فیض المهد و کعبه اشرفش در محل اجرا آورده سرتپا قرائت فرمود و بزرگان و خوردان اهل دیوان
در خاتمه قرائت آن دعا وثنای زیاد گفته و پادشاه و شهزاده معارف آگاه را نيك بستودند و رخصت باز گشت
یافته از حضور شهزاده جانب دفتر خویش شتافتند وليكن كار را پریشان تر و دولت و رعیت را حیران تر ساخته
با آنکه میر محمد حسين خان مستوفی خلاصه دوساله ازکار چهار ساله خویش را که قلم استیفا در دست داشت تمام
و کامل کرده و پرداخته و سال سوم را از تحریر بر آورده قبل از میزان کردنش در تضاعیف کارهای سال چهارم
جلوس میمنت مانوس معزول شده بود کار خلاصه را تمام نکردند و همان خلاصه دوساله را که او انجام داده
و پس از عزلش در تحویلخانه دفاتر پادشاهی نهاده بود نیز در معرض عرض و اظهار نیاوردند که مبادا خلاصه
همه ساله را دولت از ایشان بطلبد خلاصه پنبه غفلت در گوش زده و چشم از احسان پادشاه پوشیده کار خلاصه
را نالطم یکم و کاست شدن عمل ودخل مملکت عذر آورده انجام نکردند تا که نوبت اریکه آرایی و فرمان روائی
بپادشاه ترقی خواه با داد و دین اعلیحضرت سراج الملة والدين رسيده قلم عفو وبخشش بربقایای مملکت که تقریباً
بهفت کرور روپیه میرسیدو از روی سنجش روی روز افتاده بود در کشیده بحضور عام زبان شفقت بیان کشوده
تمامت اهل دیوان را مخاطب ساخته فرمود که از خطا و خلل وعصيان ورتهه ایشان کرده اند از گذشته گذشتم
و در آینده خلل انداز کار دیوان نشده دست آزمای دولت ورعیت دراز نکنند و ازین فرموده اعلیحضر تش
تا کنون که سال سیزدهم سلطنت کثیر المنفعت اوست مهين يك سخن که بزبان مبارك رانده اهل دیوان را چون
آیینه ضمیر منیر خویش از غبار غدر وخیانت پاك دانسته کسی را گرفتار بازپرس حساب نفرموده امااهل دیوان
هرامری را که بروی کار آورده و هر فعلی را که بپای پرده اند چه از صداقت و خدمت و چه از غبن و خیانت انشاء
الله در جلد چهارم جابجا و سر اتپا ثبت این کتاب خواهد شد چه این فرقه را
اگر یکجوبدل انصاف بودی نبودی نیم ارزن در جهان رنج
ذكر صدور منشور ممانعت مردم ناصری
که از شرائط دولت اعراض کرده بودند
(تسخه)
نبودی نیمار
زن در دل غم
چون مردم ناصری از شروطیکه حضرت والا باوکلای ایشان درمیان نهاده و قبول کرده سند مکتوبی داده
بودند سرباز زده چنانچه گذشت در دامان رفتند حضرت والا ازین مکابره آ شوم شریر بر آشفته شهزاده والا
جاه سردار حبیب الله خانرا در بروز هفتم ماه رجب فرمان کرد که بزرگان قوم سلیمان خیل را که جهت امری
در کابل باردش حاضرند آگاه کند که بمدار و خبر دار ممانعت مردم ناصری از در آمدن بافغا نستان بوده در وقت
رو نهادن ایشان از دامان بسوی افغانستان استوار و آماده پیکار باشند تا اگر شرائط مقرره را قبول نکرده
از راه خیره چشمی داخل خاك افغانستان شوند دمار از روزکار ایشان برآورده مانع کردند و هم یکفوج پیاده
ذكر ممانعت
قوم ناصری
از مداخلت
در خاك
افغانستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
