Machine transcription
( ٦٦٢ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
فوت میر اسمعیل خان هران
ابتدای مامور شدن حاکم در غور
فوت حکمران جلال آباد
مقرری پیرشاه بحکومت آقچه
یوسف علی نامی که مجرم دولت بود بصحابت و حفاظت یار محمد خان اسحق زائی وفضل احمد خان و حسین قلیخان افشار ومحمد يوسفخان بارك زائی از هرات همیدون را در مزار شریف بحضور اقدس فرستاد و پس از وصول در انجا میرزا عبدالله بمكافات كردارش سزایافته ناطر یوسف قلیخان داخل زندان محرمان شد و مطابق این ایام پیانه عمر میر اسمعیلخان هروی حاکم بامیان لب بريز كشته از جهان بدار جاودان رفت و مقارن اینحال در روز عرفهاء ربیع الثانی سید عبادالله وسید رحمت الله وسيد عبدالعزيز وسيد شهسوار وسيد محمد على نامان از حضور دانش ظهور حضرت والا براه خفا مأمور وقايع نگارى عشق آباد و چار جوی متعلقه دولت روس گردیده هر واحدی را در ماه بیست روپیه تنخواه تعیین گشت و همچنین نصر الله خوانچه بن قلیچ خان اندخودی بی آنکه مأمورین مذکورین بدانند بوقایع نگاری خفيه مرو وعشق آباد وسرخس و چار جوی سرافراز گردید تا یکی از حالت دیگر باخبر نبوده هرچه نگارند سوانح اتفاقيه متساويه را کار گذاران حضور موثق دانسته موضوع فشارند و وقایع مختلف فيها را مستدرك دانند و همدرین روز برای سید عطا خان و باباخان نامان که از طرف سید حسن نام میرآب اندخود بوقایع نگاری چار جوی واور گنج قیام و اقدام داشتند وجهت ملاجان ومحمد شریف نامان که از جانب مراد نام نایب حاکم اندخود مأمور واقعه نگاری مرو بودند از حضور انور والا ماه بیست روپیه تنخواه مقرر گشت و مقارن اینحال محمد علم خان نامی با دویست تن پیاده نظام وسه تن سواره بامر حکمران هرات راه حکومت جانب غور بر گرفته بکین قاضی و دو تن مفتی نیز جهت فیصله مرافعات شرعيه با او همعنان گشت و دستورالعمل ماليات ووجوهات وفروعات آنجا را چون جديد عمل ودخل میشد و هنوز چنانچه باید ثبت دیوان سلطنت نشده بود میرزا جیلانی خان سر دفتر هرات نگار وبأو داده نقلش را ارسال حضور انور نموده منظور نظر فیض گستر گشت و مقارن اینحال از عریضه سپهسالار غلام حیدر خان که استدعای اجازت حرکتش را از شنو از چنانچه گذشت کرده بود که از انجا در موضع چوکی و دیو گل رفته کار آن نواحی را راست کند حضرت والا را آگهی دست داده اجازت حرکت مرحمت فرمود چنانچه مشار الیه از شینوار حرکت کرده در روز بیست و دوم ماه ربیع الثانی وارد کتر شده در روز بیست و پنجم ماه مذکور بیست و پنجتن را که از بلوائیان فوج مقيم كتر چنانچه گذشت گرفتار کرده و آتش فتنه را خاموش نموده بود بازنجیر کابل کابل ساخت و همدرین ایام داد محمد خان حکمران جلال آباد را از اجل موعود جریده حیات در پیچیده برحمت حق واصل گشت وحضرت والا شهزاده بیدار بخت سردار حبیب الله خان را از مزار شریف فرمان کرد که اگر سردار شاد محمد خان از پیری ضعیف و ناتوان نشده باشد و کار حکومت را اجرا بتواند مأمور فرماید و شهزاده خادم پرور فیض گستر او را طلب حضور مرحمت ظهور خویش نموده چون او اظهار توانا بودن را در خدمت دولت کرده بعرض رسانید که راه خدمت دین ودولت را در حالت توانائی و ناتوانی پیمودن سرمایه امانی و آمال بود است شهزاده اش بحکومت جلال آباد سر افراز وممتاز فرموده نيك بنواخت و همدرین اوان بركة نور محمد خان افسر فوج پیاده لبو گردی که از سبب اسیری موقوف نوکری شده بود قرار اختیار کرده عیال و اطفالش بامر حضرت والا در کابل آمده از دولت مصارف مؤنت ایشان مقرر و معین گشت تا بعسرت روز بسر نبرند و در خلال این احوال بروز دهم ماه جمادی الاول محمد شاه خان از حضور فیض گنجور حضرت والا بحکومت آقچه سر افراز گردیده میرزا عبد العزيز خان نويسنده سابق منگجگچك كه سردار محمد اسحق خانش چنانچه گذشت از سبب هواخواه بودن او نسبت بدولت محبوس کرده بود بسر دفتری میمنه ممتاز گشت و از آنسوی مردم صافی و دیوگلی که سر فتنه جنبانیده بودند از ورود سپهسالار غلام حیدر خان در کتر که آنجا بشرح رفت آگاه گشته از بیم جان راه انابت بر گرفته از در اطاعت نزد سپهسالار حاضر آمده جبین ضراعت بخاك معذرت سوده عفو تقصیر خواستند واو همه را عفو نموده و از تسلیات شافيه دل بجای آورده باندازه توان واستعداد مالیات دیوانی را بر عهده ایشان نهاده و امر کرد که به مال وضابط جلال آباد برسانند و ایشان انگشت منت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
