Machine transcription
(٦٥٨)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواریخ)
مرغ رود جلال آباد را با میرزا احمد علیخان که بدرگاه پسر دفتری کار مامور بود بطریق جاسوسی از کابل
رهسپار اندیار ساخت چنانچه هردوتن وارد آن وطن گردیده هم چند تجسس و تفتیش کردند از مکتوب افسران
نظام که بـسردار محمد ایوب خان فرستاده باشند دیگر اثرا يك ومیرا دیده و شنیده الا ميجر امير محمد نام ساكن
چکری را که با ارادت نام برادر ودوتن پسرش مرتك اصی مذکور گردیده بود گرفتار ساخته بابواليا نيك
سپهسالار محبوس نموده بود روانه مزار شریف نمودند و میرا بوالقاسم خان بواسطه همين يك حكم جاسوس كاشتن
در جلال آباد که از حضور انور بنامش شرف اصدار یافته مدبرانه بپای برد حضرت والا از حسن کاردانی او
اکثر واقعه نگاران داخله و خارجه مملکت را بزبردستی وی محول و مرجوع فرمود و تمام وابستین این کار را
با کار دفتریکه داشت نيك بسر برد و از جمله زیر دستانش محمد کل خان جبار خیل و کسانیکه منسوب باو بودند و از
جهت اطلاع دادن گفتار و کردار و مخترم ورفتار بدخواهان دولت که در هند تحت حفاظت دولت انگلیس اقامت
داشته و دارند مأمور آنجا شدند از حضور انور والا بعطای پنج هزار روپیه مواجب مستمره سالانه افتخار
حاصل کردند و همچنین صاحبزاده انس نام مقیم موضع شرکز پانجینتر پسران و برادر زادگانش از مردم پشاور
بواقعه نگاری آنجا مأمور گردیده هزار و چهار صد و شانزده روپیه انگلیسی تنخواه سالیانه برایش معین گشت
و هم در خلال احوال مسطوره پانده محمدخان برادر و نوروز علیخان پسر بنیادخان هزاره فولاده سکنه مالستان
که خودش از دیرگاه چنانچه گذشت در غزنین نظر بندشده در آنجا بود اربابان مالستانرا بتعلیم و پیام بنیاد خان
که شاید فرایاد خاطر کار گذاران دولت آمده فراری در بروز کارش نهاده شود اغوا کرده از دادن مالیات
دیوانی سر باز زده سر از جیب تمرد کشیدند و غلام علیخان بن درويش علیخان عم زاده بنیادخان که باهم معاند بودند
با خدای نظر خان نام برادر دیگر بنیادخان از راه دولتخواهی که مبادادر شرارت ایشان محسوب شوند بحکمران غزنین خبر
داد و خواهش لشكر پادشاهی کردند و او بعريضه هر يضه اجازت كاشتن فوج و توپخانه از حضور اقدس والاخواسته
در روز نزدهم ماه صفر فرمان قضا توأمان بنام او شرف اصدار یافته در فرستادن و نفرستادن سپاه خودش را
مختار فرمود و امر برا که او اختیار کرده بپای برد در موقعش رقم خواهد شد انشاالله تعالی اما قبل از پرتو
وصول اشگلتن منشور مذكور شمرت والا در غزنین پرکار پرداختن حکمران آنجا سید عبد العلیخان بن
محمد تقی شاه حاکم جاغوری طريق خدمت برگرفته با پیادگان ساخلو که همراه داشت ولشكر ايليجاری هزاره
جاغوری از سنگماشه روی بسوی مالستان نهاد و محاربه دست داده سید عبدالعلیخان باشکرش در قلعه غلام
علیخان و خدای نظر خان محصور گردیده مالستانیان شرارت نشان غالب و چیره دست شده او را در تنگنای
محاصره انداخته اطراف هر دو قلعه را سخت محاصره نموده در پایان کار بمعاونت غلام علیخان و خدای نظرخان
و جمعی دیگر از مردم مالستان که جانب دار ایشان بودند از محاصره برآمده بانده محمد خان و سه تن از مفسدان
اربابان را گرفته محبوس ساخت و هر چهار تن را بصحابت و حفاظت سرتیپ نظر محمد خان و بیست تن از پیادگان
ساخلو از مالستان جانب سنگماشه جاغوری رهسپار کرده امر نمود که از آنجا در غزنین برده با بنیادخان ملحق
کنند و مير بي خان باشير علیخان بزرگان طایفه بالغوجری هزاره جاغوری بحمایت محبوسین برخاسته بقهر وقدر
هر چهار تن را از دست سرتیب مذکور گرفته پس در قرب قلعه پنج برجه واقع مالستان رسانیدند و بمجرد
وصول در آنجا سيد عبدالعلیخان را با یاران و همراهانش که در اندرون قلعه مذکوره جایگزیده بود محسور کردند
و زود خوردی دست داده آخر الامر سید عبدالعلیخان تاب مقاومت و توان مقاتلت و مداخلت در خود ندیده قلعه
را فرو گذاشته مفلو باً به الزراء هزیمت در قلعة غلام على خان وعبدالعلی خان پسران درویش علی خان که بطریق
خدمت دولت میبودند در آمده متحصن گشت و حکمران غزنین از ارقام کار پردازان آنجا بدین ماجرا آگاه
گشته سيد علی نقی شاه هم سید عبد العلی را که مردم هزاره از سبب سيادتش نيك ميديدند و بگفتار
و کردارش اعتماد داشتند و همیار هزارۀ جاغوری ساخته نامه بمردم جاغوری که محبوسین دولتی را از دست
سرتیپ نظر محمد خان تغلب گرفته و در مالستان برده آتش خاموش شده فتنه را دوباره بر افروخته بودند
ذکر بغی
برادر و پسر
بنیاد خان
هزاره
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
