Machine transcription
(٦٤٧)
( عهد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
صدتن سواره کشاده دره صوف تحت رایت شرف علیخان سرتیپ نیز پاس حضرت والا ازمزار شریف جاده
پیمای اقتفای جنرال سید شاه خان شده مقارن ایصال میرمحمد حسین خان که لشکر الو بی فیض آباد و نواحی آنرا
چنانچه بگذشت رهسپار شغنان نموده بود پس از وصول کتهکیان سپاه راغ ازفیض آباد حرکت کرده در موضع
بهارك واز انجا رهسپار منزل مقصود گردیده در موضع چاکران باصدتن از سواران اشرار دوچار گشته و هشت
تن از ایشان را کشته دوازده تن را دستگیر نمود و باقی هزیمت یافته جانب موضع جرم شتافتند و حاکم آنجا سواران
نظام را که در نزدش بودند مأمور کرده شش تن را از دو شمشیر گذرانیده ده تن را گرفتار ساخته با غل و زنجیرآوردند
و از خادمان دولت کسی دیگر را در هردو موضع آسیب نرسیده درینجا میراخور محمد رجب خانرا جراحت رسیده
بقیه سواران اشرار توان کوشش و گردش نیا بند خودندیده راه فرار جانب شغنان اختیار کردند و مردم عرض
راه اکثر از سلاح واسپان ایشانرا غارت کرده بزحمت و مشقت زیاد زنده جان بشغنان رسیدند و میر محمد حسین خان
اسپ وسلاح آن نکوهیده خویان را بهر که گرفته بود وا گذاشته خودش هیچ نگرفت و در خلال این اختلال
فتح محمد خان حاکم زیباک که راه تدمیر گروه شرر را چنانچه گذشت بر گرفته بود با چندتن در قلعه اشکاشم در
آمده نخست مردم قلعه با او حلف کلام مجید در میان نهاده یکشبانه روز از راه معاونت و معاضدت او با مفسدین
مصاف داده در نصف شب دوم روی از دولت وسعادت برتافته وقرآنرا قدر ومنزلت نشناخته فتح محمد خان را
دستگیر ساخته بمفسدینش سپردند و ایشان او را با خود در شغنان برده از انجا بدرواز فرستادند و در اثنای این
گیر و دار تیمور شاه خان برادر اکبر خان خواجه نظر نامیرا از هوا خواهان دولت در نهر جیحون انداخته
غرق کرد ومردم وخان که برخلاف مردم شغنان بودند و راه خدمت دولت میپیمودند از گرفتار کردن و فرستادن
فتح محمد خان در درواز آگاه گشته بالفعل بيك خان پسر نائب عاشور محمد خان که هنوز باجنرال سیدشاه خان
در راه و بخانه اش نرسیده بود و ناظر حق داد خان کمر بخدمت دولت بسته بمدافعه اشرار برخاستند وقلعه خم را
استحکام داده بمحافظت بز کوه بیگی که در اندرون قلعه جای داشت پرداخته بعزت و احترامش نگاهداشتند تا فتانه
فتح محمد خان حاكم زيباك گرفتار دست اشرار پيپاك نشود و ازینوی سید شاه خان جنرال باسپاهیکه در تحت
رایت داشت و از مزار شریف چنانچه گذشت رهسپار بدخشان شده بود بانائب عاشور محمد خان واربابان و خان
در روز بیستم ماه ذیقعده وارد علاقه شغنان شده محافظ بالای زراعت مردم آنجا بداشت که هر چند علم بغاوت
برافراشته از راه جهالت جانب تنگنای ضلالت شتافته اند زراعت ایشان تلف وعلف دواب وستوران سپاه نشود
و گروه اشرار از ورود سید شاه خان جنرال دراندیش خوفناک گردیده از راه فرار در موضع روشنان رخنه
بناء گزیدند و در موضع صدوغ که سنگر شدید افراشته بودند قیام ورزیدند و سید شاه خان چهار صدتن از پیادگان
نظام را با دو ضرب توپ مأمور صدوغ نمود که خصم را بکوبند لکن اشرار نکوهیده کردار از توجه دلیران کارزار
سنگر را فروهشته فرار کهسار شدند و در موضع پال در بند پناه گزیده استوار نشستند و مقارن اینحال میر در واز فتح
محمد خان را از حبس باز کرده رهائی داد واو از راه کولاب وارد فیض آباد شده از آنجا در رستاق نزد محمد
یوسف خان شتافته از آنجا حاضر رکاب سید شاه خان گشت و از نزد او بفرمان طلب در مزار شریف فیضیاب
حضور انور والا گردیده مشمول عواطف پادشاهی شد و همچنین محمد اسمعیل خان پسر كوچك نائب عاشور محمد خان
که در سلك غلام بچه کان حضرت والا اختصاص داشت و از حضور مرحمت ظهور اقدس شرف رخصت خانه
یافته از عرض راه گرفتار مفسدین شرارت آئین گردیده و ایشانش نزد سر حددار دولت عنابی فرستاده بودند
واو برعایت غلام بچه گی حضرت والا مصحوب چار تن از مردم غرقن نزد پدرش در وخان فرستاده سالماً بخانه
اش رسانید وسیدشاه خان جنرال مدبرانه بقلع وقمع ماده فساد پرداخته در هرجا که سنگر افراخته بودند یورش
برده محاربات سخت نموده بسیاری از اشرار را طعمه تیغ آبدار وهدف گلوله توپ وتفنك آتشبار ساخته مجريح
واسیر کثیر بدست آورد تا که مخالفین دولت و مفسدین آلولایت مستاصل (۱) گردیده از راه هزیمت بدر واز
رفتند و همه محبوس و گرفتار نیز آنجا گشته از افروختن آتش فتنه باز ماندند و پس از حصول فتح سید شاه خان
(۱) مستاصل
الربيع برآمده
شده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
