Machine transcription
( ٦٢٣ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
برای مردم ایلجاری مبهم تکاب فرستاده محمد شاه خان حاکم آنجا را فرمان کرد که دو هزار تن پیاده را آماده کرده از راه لغمان و جلال آباد مأمور شینوار کند و ازین سوی هم دو فوج پیاده که از کابل رهسپار شده بودند بسرعت و شتاب راه نوردیده در روز چهاردهم ماه ربیع الثانی باردوی سپهسالار غلام حیدر خان که در ده بالای شینوار قرار داشت ملحق گردیدند و در خلال اینحال کرنیل ولی محمد خان از غدر و خیانتی که نسبت بدولت ازوی صادر گشت و از آنجمله در حینیکه مهتمم پست خانه بود و خریطهٔ داک و مراسلات را کشوده مطالعه مینمود و ازین کردار او حضرت والا آگاه گردیده و از دیگر جنایات نیز ملزم ساخته گرفتار سلاسل و اغلال سیاستش فرموده مال و متاعش را تمام ضبط دیوان عتاب کرد و مقارن اینحال از عریضهٔ وقائع نگار مشهد مقدس بمسمع صدق مجمع حضرت والا رسید که چهار لك و پنجاه هزار روپیه کابلی را از مال دولت محمد سرور خان حکمران سابق هرات بآقا محمد علی نام صراف مشهدی برسم تجارت داده و از جمله پنجاه هزار روپیه را از نزد صراف مذکور گرفته باقی در نزداو مانده است و حضرت والا شهزاده حبیبالله خان را امر تحقیق فرموده و او نائب میرسلطان کوتوال را امر نموده وی کاکا فیض محمد نام ناظر محمد سرور خانرا که از سبب اینگونه امور در زندان مقید بود نزد خود خواسته از اقرار و اظهار او این مبلغ و مبلغ گزافی از دیگر درکات را قلمداد گرفته بحضور انور والا فرستاد و حضرت والا اکتفا باظهار و اقرار فیض محمد مزبور نکرده خواست که سنم واقع نگردد والدة جانم بی بی نامی را در خفا بروز شانزدهم ماه ربیع الثانی فرمان کرد که نزد زوجهٔ محمد سرور خان شده صورت امر را محقق دارد تا کسی را کار گذاران پادشاهی بموجب نیازارد چنانچه او از زوجه محمد سرور خان محرمانه جویا گشته بثبوت پیوست که وجوه اقراری فیض محمد مذکور صحیح و مطابق واقعست بعد مال ومنال و سراو متاعش تمام بعوض وجوه دولتی ضبط دیوان سلطنت گشت.
گرفتار اعمال و افعال خویش شدن کرنیل ولی محمد خان
ذکر شرارت و بغاوت مردم در نامه
و هم در خلال مقال مذکوره مردم در نامه سر از جیب تمرد کشیده بغی ورزیدند و شهزاده سپهر و شاده سردار حبیبالله خان نائب سالار پروانه خانرا امر نموده وی قورخانه از کابل نزد حاکمان تگاب و نجراب فرستاده این را نیز خواست که به نجمیز زشهزاده یکفوج پیاده نیز مأمور نماید و شهزاده معظم بامر والا گذاشته بذریعهٔ عریضه از حضور اقدس اجازت فوج کشتن خواست و حضرت والا امر لشکر کشی را محول برأی صواب نمای شهزاده رفیع مکان فرموده نگاردند که هرچه را خودش نیکوداند بمحل اجرا آرد و شهزاده که میل خاطرش در رفاه حال عموم رعایا مصروف بود سپاه نظامی را از سبب پامالی آخریم شریر موقوف داشته صاحب زاده غلام حیدر خان را از راه نيك خيالی و خیر سگالی بهدایت و استمالت آنقوم وحشی سیرت بگماشت و ایشان قبل از وصول صاحب زادهٔ مذکوبرا مردم کوهستان و نجراب که بامر شهزاده رهسپار دمار آن گروه بدکردار شده بودند در آویخته و خون چند تن از همدیگر را بخاك هلاك ریخته در میان کار مردم در نامه پشت بکارزار داده رو بفرار نهاده پناه بگزین کهسارها دیار شدند تا که صاحب زاده غلام حیدر خان و جنرال کتال خان بفرمودهٔ شهزاده رفیع مکان وارد آنجا گردیده و همه را تسلیت داده و دل بجای آورده بساکن ایشان باز گردانیدند و بانیان فساد را از بین ایشان گرفتار ساخته با خود در کابل آورده نایرهٔ عناد را خاموش کردند و هم در اثنای این اختلاف میرزادگان بدخشان که اتفاق بسر میر شجاعت خان چنانچه از پیش رقم گشت روی یورش بسوی رستاق نهاده و هزیمت یافته بکهسار ادبار برشده بودند دوباره آتش افروز فساد شده ره نورد کینه و عناد گشتند و عزیز محمد خان رساله دار که در رستاق اقامت داشت مکتوب بکرنیل فرهاد خان که بجدید بایکفوج پیاده وارد تالقان شده بود فرستاده با همراهان خویش اجازت یورش بالای مردم موضع دولک که بامیرزادگان در شرارت یار شده بودند از وی خواسته و او این امر را معروض حضور انور داشته از پیشگاه حضور در روز شانزدهم مذکور ماه
بغاوت مردم در نامه
شرح فتنهٔ میرزادگان بدخشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
