Machine transcription
(٦١٤)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان) (سراج التواریخ)
ذکر فتنه شرار عریض راه جلال آباد
ذکر شرارت فتنه جویان مفسده خویان غلجائیان
(عریض راه جلال آباد)
چون خبر بغاوت سردار محمد اسحق خان که بشرح رفت سمر گشته در اطراف و اکناف مملکت منتشر گشت بازار اهل فتنه و شر رواج گرفته هر کدام از طراران و راهزنان که در مغارات و زوایای خسارات مشکوهانه روز نا کامی بسر میبرد روزگار را بکام خیال بداندیش خویش دیده در هر گوشه و مقام دست شرارت پیوست و بایذا و آزار انام دراز کرده ترکتاز آغاز نهاد از آنجمله محمد شاه و خدا بخش نامان قوم غلجائی ساکنان حصارك عریض راه کابل و جلال آباد در اواخر ماه محرم که هنوز خبر شکست سردار مذکور در افواه سمر نگشته بود برسواران نظامی که ره نورد طریق خدمت و پیکنامی بودند با جماعه از اشرار حمله نموده غازی خان دفعه دار را با چهار تن از سواران نظام بیست و یکم و دوازده راس اسپ از طرپ اول فوج سواره مجیده نهری دست گیر وغارت کرده بیغما بردند و سپهسالار غلام حیدر خان که با سپاه نظام درده بالای شلوار مقام داشت آگاه گشته فوراً سه صد تن از مردم الوسی آن نواحی را بازدکان ایشان و صد تن پیاده ساخلو بسر کردگی شهباز خان صدباشی و حمید خان و محمد سرور خان جبار خیل گسیل کرد که گروه اشرار را گوشمالی بسزا داده گرفتاران و اسپانرا از ایشان باز ستانند اما قبل از وصول گماشتگان سپهسالار بحصل مقصود سواران و پیادگان نظام که در منزل جكدلك محافظت قیام داشتند بمماوقت غازت شد گان برخواسته تاریخان و همراهانش را که گرفتار دست اشرار شده بودند بالسپاییکه بتاراج رفته بودند باز گرفته جماعه خسارت پیشگان فرار کرده باليسار جبير از سلسله سفید کوه برشدند و مقارن ایحال از عريضه مؤرخه بیست و سوم ماه محرم نایب سالار غلام حیدر خان و برکه سید شاه خان که در روز دوشنبه دوم ماه صفر شرف وصول حضور سعادت موصول حضرت والا نزا دریافت حضرت همایونی را از حصول فتح محاربه غزنچك بشارت و بشاشت و شادمانی دست داده در همین روز بذر یعه اشتهارات فتوح ایالات تمامت امصار و ولایت را مژده خرمی داده اعلام خورسندی فرمود و در همه جا شليك شادمانه و رسم چراغان بپای رفت و از آنجمله منشوریرا که مشتمل بر نوید این فتح مسرت دستور بود مصحوب دو تن از سواران نظام بسپهسالار غلام حیدر خان فرستاد و در انسوی کتل لته بند که مشرف بموضع سه بابا و مقابل آب بقرین است جماعتی از اشرار آن نواحی باهر دو تن برید که حامل این نوید بودند دو چار گردیده البسه و اسلحه ایشانرا با اسپ و خریطه مکاتب گرفته و مکتوبات پادشاهی را که بلامه مژده فتح در آن بود همه را خوانده و پاره کرده بیاد شرارت و بیباکی دادند و ازین دست اندازیهای آنمردم شریر بود که درینوقت شش لك روپیه انگلیسی و پانصد صندوق کارتوس تفنگ هنری مارتینی از وجوه عطایای سالیانه دولت انگلیس که بالفوزخانه و فیوز از راه امداد گسیل افغانستان نموده والی پشاور بمعرفت عبد الخالق خان مأمور فروش بادام دولتی حمل و بجانب کابل نقل داده شده بودند سپهسالار غلام حیدر خان بامر حضرت والا که بنامش شرف اصدار یافت سواران بسیاری از فوج نظام بخلاف قانون مستمره از راه بدرقه بکاشته از سر حد افغانستان تا کابل رسانیده وجه را تحویل خزانه عامره و کارتوس و فیوز را بقورخانه سپرده در شوراباز گشتند و هم درین هنگام بفرمانیکه در وقت بغی سردار محمد اسحق خان بنام حکمران قندهار شرف اصدار یافته بود هفت لك و پنجاه هزار روپیه قندهاری که معادل است بچهار لك و بیست هزار روپیه کابلی از آنجا با فوج پیاده هزاری قندهاری در روز ششم ماه صفر رهسپار کابل ساخته مقارن ایحال میرزا سید احمد خان و میرزا علی کوهر خان که در خصوص مردم معروف علاقه قندهار بامر در پیچیده چنانچه گذشت بفرمان طلب در کابل آمده بودند چون خطائی نسبت بدولت از ایشان صادر نگردیده بود هم دوش بکار خویشتن رحال گشته از حضور انور شرف رخصت قندهار یافته رهسپار آن دیار شدند و هنوزه را نجازسیده در راه بودند که خزانه مذکوره در کابل رسیده از عریضه حکمران قندهار حالی رای والا گشت كه يك لك و هفده هزار روپیه قندهاری از درك تکرار تمار حیدرعلیخان بالاحصاری خزانه دار قندهار و میرزا زمانخان و میرزا امان الله که حساب او را می نمودند غبن
وصول مژده حصول فتح غزنچك بپایه سریر سلطنت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
