Machine transcription
( ۶۱۰ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
یحیوی از نائب سالار غلام حیدر خان وافواج تحت رایت او قوت وحمله خود را بجانب سردار عبدالله خان
وعبدالوكيل خان مصروف داشته جنگ سخت در پیوست و پنجهزار تن از جانبین بخاك هلاک افتاده آخر الامر
سپاه سردار مذکور غالب وسپاه تحت رایت سردار عبدالله خان و عبدالوکيل خان مغلوب گردیده فوج پیاده
ارگ سربرق سلامی جانب سردار مزبور فرود کرده کسان سردار نوید فتح ومژده سلام کردن فوج ارمل
را باورسانیده در بحالت نائب سالار غلام حیدر خان اتواب نصرت مآب را جانب سردار مذکور کشاد دادن
آغاز کرد واو ازمشاهده اینحال سراسیمه گشته اسپ فرار پیش خواسته برزین هزیمت بر نشست و یکی از خادمانش
عنان اسپ او را گرفته مانع از فرارش گشت و گفت که فوج ارمل سلام کرده وفتح حاصل گردیده عنان باز
کش و اوپاسخ داد که اگر فتح حاصل شده وفوج ارمل سلام کرده است پس این گلوله باریدن توپ از چیست
اینرا گفت و تفنگچیه خودرا بدست گرفته خطاب کرد که میخواهی مرا دستگیر خصم سازی یکشلار که راه فرار
بر گیرم چنانچه او عنان اسپش را فرو گذاشته تازیانه گریز بر اسپ زده از میان برفت و درعین فتح ادبار را بار
کردیده بگریخت ونائب سالار غلام حیدر خان از گرد راه در رسیده بر بنه و آغروقش محافظ تماشت ومقارن
اینحال افواج او مال ومنال اردوی سردار عبد الله خانرا تاراج کرده بادل شادمان جانب لشکرگاه خود مراجعت
کرده بسیار تن گرفتار دست محافظین بنه شده مابقی باسپاه نائب سالار غلام حیدرخان شب را بیامر و هراس بسر
برده بامدادان سالار خودرا گریخته یافته ناچار در تحت رایت نائب سالار غلام حیدر خان قرار گرفته اطاعت
ورزیدند وسپاه پادشاهی که خویش را در معرض تباهی دیده ره نورد بیابان بی سر وبنی شده بودند مال ومتاع
همه ازدست رعایای عرض راه غارت و تباه گشت و سردار عبد الله خان باجنرال عبد الوکيل خان وغيره هزيمتيان ناموضع
برج گل جان که چند منزل است عنان گریز باز نکشیدند و اکثر تا کابل و چاریکار والهو شکر د وغزنين
رسیدند و از جمله دویست تن پیاده نظام قندهاری روی گریز از راه درۀ صوف بسوی یکه اولنك هزاره دای زنگی
نهاده ومحمد رضا نامی با مردم درۀ صوف دست غارت باسلحه والبسۀ ایشان دراز کرده وسپاهیان هزیمت
یافته پای مدافعت فشرده شش تن از مردم درۀ صوف و هیجده تن از ایشان بقتل رسیدند و از کشتگان دره
صوف دوتن ملا فقیر و محمد مراد نامان نوکران میر بدل بيك بودند خلاصه باهزار گونه رنج وتعب ازدره صوف
گذشته در حدود ترکس بیست و سه تن از هزیمتیان را مردم پنجاب هزاره دای زنگی باسی میل تفنك دولتی
وسی عقد توشه دان نظامی و بیست سرنیزه تفنك وچهل ويك کده کارطوس وسه قبضه سیلاوه ويكقبضه حربه
وسه رأس اسپ و یکصد وسی وهشت روپیه نقد از رفتن باز داشته در بامیان نزد احمد علیخان خزانه دار سابق
هرات که بامر حضرت والا جهت فراهم نمودن لشکر الوسی در اول مرحله وولوله شورش سردار محمد اسحق
خان از کابل بهزارۀ دای زنگی ودای کندی وبامیان رفته بود فرستادند واو سپاهیانرا باکپطان آقا جانخان که
دربامیان اقامت حفاظت داشت سپرده اسپان ووجه نقد واسلحه ایشانرا نزد خود نگاهداشت و پس از صدور امر
حضرت والا که بنامش توقیع رفت همه را با سلاح و مال ومتاع ایشان در کابل نزد نائب سالار روح الله خان گسیل
کرد واکثر از وجه خزانه دولت بااسلحه ومال ومنال سپاه پادشاهی که از براه هزیمت رو بفرار نهاده بودند
از دست رعایای عرض راه واز بیگانه واشنا بغارت وتاراج رفت و نائب سالار غلام حیدر خان پس از حصول
فتح با تا شقرقان بسردار محمد اسحق خانرا تعاقب کرده هنگام عصر در لشکرگاه باز گشت و جنرال محمد حسین خان
هزاره با یکتن افسر دیگر از تخته پل گرفتار دست خدام دولت گردیده کرنیل اقراسیاب خان که از موضع
تردره چنانچه گذشت گریخته و حاضراین حرب گاه شده بود گرفتار ومحبوس گشت وافواجیکه از راه غوری
باسر دار عبدالله خان و جنرال عبدالوکیل خان بعساکر منصوره راه بامیان چنانچه از پیش رقم گشت پیوسته بودند از
گریختن هر دوتن سالار مذکوران رو بهزیمت نهاده وخزانه وفورخانه دولتی را که با خود داشتند غارت کرده
از راه کریز تا برج گل جان و چاریکار رسیده چون سردار عبدالله خان و جنرال عبدالله خان در برج مذکور از گریختن
بازایستاده بودندایشان نیز از گریختن بازایستادند و از افواج نظام در ین جنگ سی و دو سوار از سواران تحت رایت میر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
