Machine transcription
(٦٠٦)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواريخ)
و امیر بيك میمنه که هم شش تن چنانچه از پیش گذشت در وقت اغوا کردن افواج مقیمۀ میمنه که ملازمان
توپخانه وفوج دوم کابلی وفوج اول ترکی و فوج جبارپاری و دویست سوارۀ نظامی از فوج رضوی و پنجصد تن پیادۀ
ساخلو بودند گرفتار کشته محبوساً در هرات فرستاده شده بودند در علاقۀ مرغاب همدشن تن را با مسبب الافراسز
خان کشته وسرهای ایشانرا پوست برکنده وازکاه آگنده در هرات فرستادند و از آنجا روانه کابل کردند فقط
وقایع سال نهم سلطنت حضرت والای امیر عبدالرحمن خان
(که مطابق است بسال هزار و سه صد و شش هجری)
( که از بدو جلوس میمنت مأنوسش هشت سال و سه )
(ماه و بیست و پنجروز بپای رفته است )
وقایع سال
۱۳۰۶هجری
قمری
و در اول اینسال فرخ فال نائب سالار غلام حیدر خان که قلعۀ شش برجه را فتح کرده چنانچه گذشت
در منزل دو آب فرود کشته سه فوج سواره و پیاده نظام و چهار ضرب توپ که بامر سردار محمد اسحق
خان و سالاری آخوندزاده نظام الدین از خان آباد بعزم معاونت نجم الدینخان راه قلعۀ شش برجه کهمرد بر گرفته
بودند در منزل دشت سفید رسیده و از فتح قلعۀ مذکور و گرفتار شدن جنرال نجم الدینخان و یارانش آگاه کشته
خائبانه باز گردیدند و از جانب دیگر میران و سواران هزاره که مردم ولیشانرا تاراج کرده و چهل تن را از ایشان
کشته و بپاس قر آن شریف که شفیع ساخته امان جان خواستند مابقی را فرو گذاشته از قتل و غارت ایشان در گذشته
وعهدرا با خود معاون گرفته چنانچه بشرح رفت روی تاراج بسوی درۀ صوف وبوینه قره و کشنده نهاده بودند همه
جا را غارت کرده فتحیاب شدند و مقارن اینحال در روز دوم ماه محرم سال ۱۳۰۶ هزار و سه صد و شش هجری
کرنیل سید مؤمن خان بافوج پیاده اردل بامر حضرت والا راه غنجان برگرفته از کابل ره نورد منزل مقصود
شد و جان محمد خان حاکم ومیران هزاره وارد باجگاه گردیده در روز سوم ماه مذکور ازقره کتل عبور نموده
وارد دو آب شدند و از آنجا بامر نائب سالار غلام حیدر خان بازگشته باردوی پادشاهی پیوستند و روز چهارم ماه
محرم تمامت سپاه راه بامیان که سرکرم ره نوردی بودند در دو آب بلشکر نائب سالار غلام حیدر خان یکجا شدند
و از جمله سواران هزاره راه زرکی برگرفتند و در روز هفتم ماه محرم حضرت والا از عرائض افسران نظام و جلادت
ور شادت سواران هزاره آگاه گردیده برای میران هزاره نگار فرمود که جای همت و شجاعت بود و میبایست
که از مردم هزاره بظهور میرسید و بعد ازین نیز خواهد رسید و انشاء الله تعالی پس ازین اعتماد واطمینان ما
وشما مردم در بین بیشتر حاصل خواهد بود و از حرکت شما وبتعجيل و سرعت برسر مقصد رسیدن و خدمت خود
را ظاهر کردن بسی خرسند شدیم و همین را از خداوند میخواستیم که سواران هزاره جداگانه از دیگر افواج
خدمت کنند خوب شد که طریق خدمت و صداقت شما جدا ظاهر گشته روی روز افتاد اکنون کسی
نمی تواند که خدمت شمارا نخود نسبت دهد و از خداوند خواستاریم که سزاوار هزار تحسین و آفرین و با سعادت قرین
اشتهار دادن باشید و مقارن اینحال سردار عبدالله خان سید عظیم وسید اکرم تاتارا از سادات بامیان مأمور بلخ ومزار
شریف کرد که مکتوباتیرا که از حضور اقدس والا فرستاده و بامر شده بود که از راه خفا در مساجد و معابر
و شوارع و مواضع اجتماع عوام بلخ ومزار وغیره بیندازند و باز کردند که مردم سکنه آن بوم و باز غریب
سردار محمد اسحق خان سرباز زده باوی معاون نشوند چنانچه هر دو تن امر مذکور را برطبق مسطور بپای
رده بازگشتند و پسردار عبدالله خان اینرا نیز خبر آوردند که محمد اسمعیل خان پسر سردار محمد اسحق خان
بايك دسته از پیادگان ساخلو در مزار اقامه دارد و خود او که در خان آباد است مهیای فرار میباشد و هم سواران
میمنه با محمد شریف خان پسر میر محمد حسین خان والی براند خود ونواحی آن تاخته پسر جنرال نجم الدین خان
تعاقب نمودن را بضرب هلاك انداخته بدمآئد خود را متصرف شده اند وسردار عبدالله خان از شنیدن اینخبر قوی دل گردیده
سواران هزاره سواران سردار رهسپر منزل مقصود گشت و مقارن اینحال سواران هزاره که جانب موضع زرکی رو نهاده بودند وارد آنجا
محمد اسحق شده دوست محمد خان و نظر محمد خان کرنیلان سپاه نظام که با دویست سوارۀ نظامی و یکضرب توپ و يك بيرق
مناشیر هدایت
تأثیر در بین
مردم ترکستان
خان را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
