Machine transcription
(٥٨٥)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
که از پیش داشت از حضور انور والا برحال کشت وهمدر خلال وقائع ماه ربیع الثانی امسال نور محمد خان
ايجك زائی که مبالغی از نقد و جنس قومش را در وقت جمع آوری امداد و افراد فوج پیاده نظام درانی بمصادره
گرفته بود و از عرایض وقائع نکاران قندهار که ارسال پایه سریر سلطنت داشته بودند آگاه کشته قبل از آنکه
حکمی در باب از حضور حضرت والا نفاذ یابد متوهم و خوفناك شده از راه فرار در شالکوت رفت و حکمران
قندهار بفرمان شهر یار تاجدار مادر وعیال ومال ومنال او را از بیرون شهر قندهار در اندرون آن حمل و نقل
داده در تحت شحنه نظر در آورده بمحافظت نگاهداشت وهم میرزا میرعثمان خان بمر دفتری دفتر روز نامچه دار
السلطنه سرافراز و کامیاب گشت و همدر ماه مذکور محمد حسین بيك بن یوسف بيك العمل هزاره دای زنگی
ومحمد نعیم بيك بن مهدی بيك سر جنگل ومهر على بيك بن محمد امير بيك ايلخانی هزاره مذکور بشرف
پیشخدمتی حضور اقدس والا مشرف شده برای هر سه تن وخدمه ایشان مواجب و تنخواه ازخوان احسان
پادشاهی بقدر کفایت معین گردید و چون در پایان کار از شرارت بسیار محمد امير بيك ايلخانى ومحمد حسين بيك
مذکور فتنه روی روز کار مردم هزاره دای زنگی وغیره حادث شد چنانچه بیاید تمرد ورزیدند محمد حسین
موصوف و مهر علی مزبور بپاسا رسیدند ومقارن اينحال عريضه عبد الخالق خان پسر جناب مرحوم آخوند
صاحب صوات بشرف مطالعه ساطعه مهر لامعه والا پیوسته چون استدعای استرداد مال ومنال ملا نجم الدين
آخوندزاده را که در وقت فرار کردنش بازمانده بود نموده بودند در روز جمعه بیستم ماه جمادی الاول حضرت
والا مال ومتاع او را بپاس خاطر آخوند صاحب صوات و پدرش امر حل ونقل فرموده در باب اقامتش در کابل که
خواهش کرده بودند پذیرفته نکشته امر اقدس بصدور پیوست که در صوات همچنانکه هست مسکن گزیده
زنهار پا نهاد نواحی جلال آباد و کابل نشود که بواسطه او مبادا مردم جهال مصدر فتنه شده با دولت انگلیس که
با ایندولت طریق دوستی می پیماید بمحاربه گرایند ودولت را متهم بتحريك ايشان نمایند و از بغض انگلیسان راه
مذاکره با دولت بکشایند
ذکر بردن انگلیسان سردار محمد ایوب خان را
( از ایران در هندوستان )
و هم در ماه جمادی الاول سردار محمد ایوبخانرا که از خواف چنانچه گذشت در مشهد نزد جنرال مکلین انگلیس
رفته و خود را باو سپرده اختیار دار کارش ساخته بود ظاهراً بنوید اینکه پاره از افغانستانیرا دولت انگلیس باو
سپارد و باطناً جهت حصول مرام و مقصد خود ایشان که از بودن او در هندوستان بافغانستان در عمل اجرا
آرند از مشهد مقدس براه طهران و بغداد شریف رهسپار دیار هندش کردند چنانچه با همراهانش که در طهران
بودند و هم از مشهد قبل ازین بعضی را که در آنجا بودند چون لوی نایب خوشدل خان وغیره در طهران
فرستاده بودند در هند بردند و پس از حرکتش جانب پشاور ورسیدنش در بغداد شریف مکتوب سردار محمد
موسی خان بن امیر محمد یعقوبخان از آنجا در منزل طرق واقع دو فرسنگی مشهد مقدس بسردار محمد اکرم
خان معروف بکاکو خان بن سردار فقیر محمد خان مرحوم که جهت امری در مشهد بازمانده بود رسیده چون
نوشته بود که تا ورود او در بغداد از رفتن در هند بازایستاده اند میباید بسرعت وشتاب خود را برساند او از وصول
اینمکتوب معاجلا به ره نورد گردیده بدیشان پیوست و در هند رفت و در خلال اینحال از عریضه میرزا بیضا
خان مقیم مشهد مقدس که از اظهار ملا احمد و جهانداد ورضا نامان بواسطه جعفر علی نام ملازم نائب میر سلطان
کوتوال مرقوم و بپایه سریر سلطنت مرسول داشته بود بمسامع عدالت مجمع والا رسید که چهل هزار روپیه از
حفیظ الله خان لهوگردی که معاند دولتست نزد حاجی رجب نام تاجر هراتیست و سرمایه تجارت او همین وجه است
وحضرت والا حکمران هرات را فرمان کرد که حاجی مذکور را محبوس و تمامت ما يملك منقول وغير منقولش
را ضبط نماید و پس از تحقیق چون مکشوف کشت که از معاندت تهمت روی بسته اند حاجی مذکور را رها
قرار گردن
نور محمد خان
ايجك زائی
مأمور
شدن پسر میر
يوسف بيك
بپیشخدمتی
وصول
عريضة پسر
آخوند صاحب
صوات بپایه
سریر سلطنت
سعادت
موصول
رفتن سردار
محمد ایوب
خان از ایران
در هندوستان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
