Machine transcription
(۵۸۲)
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
عنایت خان، و حاجی، و بامی، و پنج پای. و میر آدینه ، و حاجی خان ، و دولت ، و حمزه و اسکه ، و سلطان احمد ، وزاولی
و ارز کان ، و محبت خان ، وغیره بچون شوی ، و بوباش ، و دای چوپان ، و زردك ، و قلندر ، و بيغه ، و شير داغ
چون محمد عسکر قاضی و محمد یوسف و علی پناه ترخان و حسین زوار و ملا نجات و كلب حسین مهتر و تاج محمد
سلطان وملا على شير وعلى نظر اوق وملا شير على وكلب حسين وميرزا على وغيره بيك مضمون از خطوط بر نور
والا شرف صدور یافت که درینوقت عالیجاء حميت آکاه صداقت نشان سردار محمد عظیم خانرا نخت و سعادت
رهبری کرده شرفیاب دربار معدلت مدار کردید و از حضور عنایت ظهور مرتبه جلیله سرداری شرف امتیاز
یافته با کمال سر بلندی و افتخار و عزت و اعتبار مرخص شد و لازم و ضرور افتاد که بشماها نیز شقیقه رقيمه معزز
ومخصوص داشته حقیقت مافی الضمير و نياتيات خاطر مرحمت تخمیر خود را در حق ارازل و اکناف آریم و بنگاریم
که حضرت مالك الملك متعال که وجود مارا مرتبه سروری و منزله پادشاهی کرامت فرموده محض برای نظم
بلاد و آسایش عباد و ترفیه حال رعایا و ترقی احوال ولایت پس بنابران برذمت همت خویش قرار داده ایم
که قاطبه مردم سکنه مملکت افغانستان را از افغان و هزاره و قزلباش و تاجيك وهند و بچشم لطف و مهربانی
و التفات دیده غم خوار روزگار و مربی کار و بار همه بوده قاطبه امور نزديك ودور ایشان بانهم را کرلوق کذاشته
افغان وهزاره را که عموم اهل يك قبله و امت يك پیغمبر (ص) و پیرو يك كتابند از یکدیگر جدا بدانیم البته در روز
حساب نزد صاحب دین و کتاب منفعل و لاجواب خواهیم بود پس هر آئینه شما سلسله و قوم را مثل افغان وافغان
را مثل شما قوم واقرب و دوست و رعیت خود میدانیم و همچنانکه غم خواری شما را از طرف خدا و رسول او
بر ذمه خود فرض می پنداریم حق خدا و رسول را که زكوة مال و مال است از شما گرفتن و داخل بيت المال مسلمانان
کردن و آنرا صرف ترقی و شوکت دین و ملت و دولت اسلام کردن واجب میشماریم و ترك فرض و واجب را
نمی توانیم و کارها سخن از شرع و کتاب گفته و از قوانین سلطنت و جهانبانی و آئین ملوك و مملکت داری نیز
شمه شما را واقف و آگاه میکنیم اینکه آیا در نفس ولایت و مملکت هیچ سلطان و پادشاهی خواهد بود که مشت
نا توان ضعیف سکنی داشته نام خود را یاغی بگذارد و ایشان را طاقت وقدرت باشد که کردن دعوی بر غفار
برافرازند و پادشاه غفلت کرده و غیرت نموده ایشانرا رعیت و مطیع و منقاد نسازد و این نام بد را از صفحه ملك
خود بكل محو ومعدوم نگذارد چون نبوده و نیست لاجرم از اراده و خیالیکه داریم اول با لطف و مرحمت و تسلیت
و شفقت شما سلسله وقوم را دلالت بر اطاعت و هدایت بغنایمت میفرمائیم اگر نشد بقهر وشدت و لشکر کشی
و سرزنش كوش شمارا مالیده در تحت فرمان می آریم و بدین مقوله خدای عالم عالم و حاکم و رسول مقبول شاهـــد
و گواه است که از صمیم خود کیفیت داریم و مریدان خصوص پادشاهان را لفظ وقول معتبر است چه جای آنکه
سو کند یاد کنند و سوگند ما برای صدق پنداشتن شماست که فریب و بازی نخورید و نسوز نگیرید که از اینکونه
سخنان بسیار شنیده ایم که گفته و نکرده اند ما چیزی را که داریم و سخنی را که گفتیم میکنیم پس اختیار خود
شماست که از راه آدمیت و اسلامیت و دین داری واتحاد ملت بقدم صدق وصفا پیش می آئید و ما را از حرکت
صواب اینکار شغب آمیز خود راضی و مسرور میسازید و یا دگرهای ظفر اثر را از هر کنار و هر طریق و هر راه
و هر در جانب وادی تنبیه و تهدید خود میکشانید و عالیجاه سردار محمد عظیم خان را نیز درین باب زبانی سفارش
کرده ایم که شما را بسیار دلالت و نصیحت کند و این شفقت نامه اندرز ختامه را مصحوب او برای شما فرستادیم
که زبان در شما را بگوید و از امروز تا نوروز وعده ما و شماست و در ابتدای سال اودی ئیل ترکی شمسى افواج
قاهره را از هر طرف مأمور میداریم که مستعد و آماده باشند و نظر باحوال و اطوار شما داریم که چه میکنید
آیا خود را نزد خدا و رسول او پر گناه و سرخ روی دولت و ملت اسلام میسازید یا بطریق بغاوت و ضلالت پیش
گرفته تیره می ورزید بهر حال در هر راهیکه شما قدم نهادید من نیز آماده اقدام آنم فقط و این نامها را سردار
محمد عظیم خان با خود برداشته رهسپار دیار خویش کشت و قبل از وصول این نامههای موعظت شمول جمشید خان
بن محمد باقر سلطان جاغوری که از راه دیگر بامر حضرت والا طريق اثبات و هدايت عوام سکنه ارز کان
وشوی وبوباش و قلندر و بيغه و شير داغ وغيره برگرفته بود بزرگان مردم مذکور را دیده ودلالت نموده با ایشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
