Machine transcription
(٥٨١)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
ماه مذکور رهسپار باز گشت شده هم درین پی هم در روز بیست و چهارم بیست و هفتم ماه مزبور وارد غزنین گردیدند و جنرال غلام حیدر خان سپاه را در ژو هردو متار غزنین که از تعمیرات زمان بهرام شاه غزنوی ست فرود آورده خود بفرمان طلب در کابل آمده از شرف دست بوس حضرت والا مستسعد گردیده مکاتبات خدما تیکة بتقدیم رسانیده بود از حضور فیض گنجور مرحمت ظهور والا بمنصب جليلة نائب سالاری مفتخر ومباهی گشته برخصت باز گشت غزنین حاصل کرده و در آنجا رفته بخدمات انطیام داری خویش پرداخت و همدرین هنگام جواب نامة برقيمة جنرال مکلین که از مشهد در باب علوفه ورسانيدن مکاتیب انکليسانيكه مأمور سرحد هرات شده بودند نزد حکمران هرات فرستاده و او چنانچه گذشت ارسال پائة سرير سلطنت داشته بود از حضور انور بر وفق دوستانه و طبق خواهش جنرال موصوف بنام حکمران هرات مرقوم و مرسول گفت و در اثنای این سوانح احمد علیخان خزانه دار هرات معزول و عبد الجبار نام خوافی از مردم هرات از تغیر او بدیی میرزا جیلانی خان سر دفتر هرات مأمور خزانه داری شد و شانزده هزار روپیة قران از سنجش میرزای مذکور بر ذمة احمد علیخان باقی افتاده و از انجمه هشت هزار روپیه را طلا وغیره جایداد نموده هشت هزار روپیه دیگر او نگفته بفرمان طلب در کابل آمده وجه ذمه کی خود را تحویل خزانة عامره نمود و همدرین هنگام رکن الدوله از حضور اعلیحضرت ناصر الدین شاه مأمور ایالت خراسان کشته وارد مشهد مقدس شد و ازین امر حضرت والا آگاه گردیده دو تخته پتوی سفید کابلی و پنج قطعه الوان پشمی نسج کشمیر که مساوی دو توپ باشد از حضور بیارسول باك نزد حكمران هرات فرستاده امر کرد که تهنیت و تبريك نامه از طرف خود مرقوم و با اشیای موصوفه نزد میرزا یوسف خان خادم دولت افغانستان در مشهد مرسول دارد چنانچه از انجام این امر والی خراسان شكر گذار و ممنون دولت افغانسان شده مكتوب مفاخرت اسلوبی از وصول این هدیه وعطیه بحکمران هرات نگار داد و همدرین اوقات از عرایض نگارندگان واقعات خان آباد بکوش صدق نیوش حضرت و الارسید که سید عمر نام برادر زادة سيد افضل عم سيد محمود کنری که از راه فرار در حسن ابدال پنجاب رفته اقامه ورزیده است نزد سردار عبد الله خان حکمران قطغن ربية احترام ومزية اهتزاز را آرام دارد و هم مشغول کار عریضه خوانی حضور حکمران مذکور میباشد و در دیگر امور حکومت نیز مداخلت میکند و حضرت والا او را بفرمان طلب در کابل خواسته از راه اخراج در حسن ابدالش فرستاد و همدر روز سه شنبه بیست و هفتم ماه ربيع الاول که روز ورود سردار محمد حسن خان در غزنین بود چنانچه گذشت منشوری از حضور انور بنام سردار محمد اسحق خان حکمران ترکستان بصدور پیوست که آقا رحيم بيك وموسى بيك ومحمود بيك زرگان فتنه جویان طائفة قيجی و برانجی را که از سبب یاری دادن و حمایت کردن بغاة مردم فیروز کوه گرفتار دست نیار البشریت خان شده و او در مزار شریف فرستاده محبوس کشته بودند روانة کابل نماید چنانچه او هر سه تن را در کابل فرستاده در زندان سیاست بردند و باز عصیانر ا لمخود کور زدند و در خلال امر مذکور عريضه و مکتوبی از تمامت سادات و زرگان مردم طوری سکنة کرم نزد سردار شیریندل خان رسیده مرقوم داشته بودند که شنیدیم شما در کرم آمده فيصلة گفتگوی اموال تاراج شدة ما و مردم جاجی را باشخصی که از طرف دولت انگلیس مأمور گردیده از پشاور می آید مینمائید و ازین امر ما مردم مستبشر کشته امید وار شده ایم و از حضرت والا واطاعت باسعادتش رضامند و خرسندیم و میخواهیم که حاکمی از جانب سنى الجوانب اعليحضرتش مأمور علاقة كرم گرديده اوامر و نواهی پادشاهی را در عمل اجرا آرد و چون ما مردم نظر بحقوق سابقه خودرا خادم و چاکر دولت اسلام میدانیم در هنگامیکه معاذ الله خان بحکومت ایوب مقام داشت بهمین طریق اظهار حال و بيان احوال خود را او نوشتيم وتا كنون سعادت یاور ورهنمون ما نگشته فرجی بروی کار نیامد وحالا که مردم کرم از طرف دولت انکلیس جواب یافته مأیوس شده اند پرداختن کار گذاران دولت مذکوره را نسبت بخود ملحوظ خاطر ندارند و ناگوار می پندارند امید وارند که قرار و مداری از جانب دولت اسلام بکار وروز کار ایشان نهاده آید و اگر مأمول ايشان بحصول نيانجامد این امر را مستور داشته در محل ابراز وانكشاف نیارد وسردار موصوف عريضه ومكتوب ایشان را بسماية سرير سلطنت فرستاده از مطالعه منیر لامعة حضرت والا شرف
عزل خزاءه
دار هرات
نامة تبريك
ركن الدوله
والى خراسان
اخراج سید
عمر نام
کنری
ذکر وصول
عريضة مردم
کرم
نزد سردار
شیرین خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
