Machine transcription
( ٥٧٠ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
واسیری گرفته یازده تن را بکشتند وازجمله یکتن جاریه را بسراج الدینخان حاکم برسم سوغات دادند و او جهت
امیری در کابل آمده بخطه حضور انورش نمود و مقارن اینحال که نائره فتنه در شنو ار باشتعال بود چندین از دزدان
ورهزنان قوم کروخیل باهم سعد ویک خودش با نور محمد خان سالسله جنبان طغیان بود در نواحی تیزین آمده
بعزم دزدی و رهزنی جای گزیدند و مردم پایکرخیل ازین امر آگاه گردیده رهسپار گرفتار ساختن ایشان شدند
و آنها خبر یافته از نواحی تیزین برخاسته فراراً جانب سمد و شتافتند و همدرین هنگام سردار عبدالقدوس خان که
از هرات آمده چنانچه گذشت خانه نشین گردیده و پس از چندی مشمول مراحم شاهانه گشته از حضور انور
باهتمام صندوق عدالت سرافرازی یافته مأمور گشت که عرایض مردم ولایت و بلدان بعیده را که در سال دو دفعه
بذریعه صندوق مذکور بپایه سریر سلطنت میرسد از شرف مطالعه والا گذارش داده هر امری که عزصدور یابد
باجرای آن پردازد چنانچه او ازنجا اندك اندك اعتبار یافته در پایان کار بمنصب ایشيك آقاسی دربار معدلت مدار
و حضور شهریار تاجدار معزز گشته گردن افتخار برافراخت
فرار کردن ذکر فرار کردن سردار محمد ایوب خان بار دوم از طهران
سردار محمد و خود را بدولت انگلیس سپردن او
ایوب خان و همدرین آوان از اخبارات وقایع نگاران مقیمۀ طهران که طریق خدمت دولت افغانستان میسپردند خبر
دفعه دوم از عزم سردار محمد ایوب خان بکار گذاران دولت سعادت آیت رسیده از انجمله قاضی سعد الدینخان حکمران هرات
طهران بمجرد سمعن كفتن ایلچی درویش محمد خان بن لاله اسمعیل خان را بايك رأس اسپ و دو توپ گزك ويك توپ
پرند هراتی ظاهراً بعوض يك مبل تفنك كه كرنيل مكلين انگليس از پیش وی داده بود از هرات در مشهد فرستاد
وباطناً او را تعلیم کرد که نزد میرزا یوسف خادم دولت افغانستان جای گزیده از عزم واراده سردار محمد ایوب
خان وغیره فراریان بزرگان افغان که در مملکت ایران هستند علم حاصل کرده بوی آگهی دهد و پس از رفتن
او در مشهد فرار کردن سردار محمد ایوب خان با چند تن خادمانش از طهران مشتهر گردیده كرنيل مكلين از
فرار کردن و روی بسوی افغانستان نهادن او بمیرزا یعقوب علیخان خادم دولت انگلیس که در هرات بخدمت
واقعه نگاری اقامت داشت برنگاشت واو بقاضی سعد الدین خان حکمران آنجا اطلاع داده وی فورا باستحکام
سرحد وثغور وانسداد راه عبور سردار مذکور بجانب افغانستان پرداخت چنانچه بنامه محرمانه بسردار محمد
یوسف خان حکمران فراه وسردار نور محمدخان حکمران قندهار خبر داد که محافظت سرحدات کراشیده غافل
از ورود سردار محمد ایوبخان در خاك افغانستان نشوند وازآنسوی سردار نامدار مذکور وارد علاقه خواف
گشته خبر ورودش در انجا بحکمران هرات رسید و او بسرعت هرچه تمامتر فیض محمد خانرا باصدتن سواره نظام
و پنجاه تن سوارۀ کشاده ومير اسمعيل خان از هرات رهسپار دفع اوساخت چنانچه میراسمعیل خان در حدودخواف
رفته کمین گزید وجنرال غوث الدین خان در موضع منو بانتظار ورود سردار محمد ایوب خان استوار نشست واز انجا
تاوهۀ ذوالقار وپل خاتون راتيك درزیر حفاظت آورد وخالقداد خان مأمور حدود اسفزار گشت که ازانجا
تا ولایت قاین حارس باشد وحيدر قلیخان جمشیدی راه حفاظت حدود قلعه کاه وانار دره برگرفت و جنرال
غوث الدینخان حدود بادغیس وغیره مواضع متعلقه خودرا در تحت حفاظت گرفت وسردار محمدایوب خان وارد
خواف شده بود جرأت داخل شدن درخاك افغان را نتوانسته واز استحکام معابر نیروی پیش آمدن را در خود
ندیده ناچاراز آنجا در مشهد نزد کرنيل مكلين رفته خودرا بدولت انگلیس سپرده ازایران برفتنش در هندوستان
رضا داد وکرنيل مذکور مژده ونوید این امر را بذریعۀ مكتوب بحكمران هرات داده او بعرضه نگاریه سرير
سلطنت شده در شام روز پنجشنبه نوزدهم ماه ذیحجه جينيكه حضرت والا در یکتوت مهمان شهزاده آزاده
فرزند ارجمند برومندش سردار حبیب الله خان بود بعرضه او بشرف مطالعه اقدس پیوسته از خارخار فتنه سردار
مذکور خاطر انور آرمیده گشت و مقارن اینحال احمد نور خان بر کزئد قوم باری که از سردار محمدایوب خان
جدا افتاده بود بامید وروداو درهرات داخل جلگای هرات کشته در قریه بغنی غلام محمد خان بن ولی محمد خان
جمشیدی قصد گرفتن او را کرده باهم در آویختند وغلام محمد خان از دست او بقتل رسیده آخرالامر خود او را
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
