Machine transcription
( ٥٤٢ )
( جلد سوم )
( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان )
( سراج التواريخ )
ذکر قتل مردم آغر
ذکر نبرد مردم حسن خیل شینواری
ذکر صدور منشور ملاطفت دستور بنام بزرگان هزارستان
دو راس مادیان سواری همراهانش بدست تفنگچیان اردوی نصرت شکوه افتاده و راه بیرون شدن نیافته
ناچار در سنگر باز گشته دوباره بسنگریان ملحق گشت و درینوقت سر بلند خان و شهسوار خان وغیره بزرگان
طائفه توخی که از پیش نام بنام مذکور گشت با یکصد و بیست تن سواره وشش صد تن پیاده از راه خدمت
وارد اردوی ظفر شکوه شدند و از آنسوی سکندر خان سرهنگ که از قتل محمد عیسی خان که از پیش رقم شد
آگاه گشته و راه مرغه بر گرفته بود در روزسه شنبه نوزدهم ماه رجب در ناوه تفر رسیده با گروه مخالفین که نه هزار
تن مرد پیکار بودند دوچار گردیده بازار کارزار رواج گرفت و هزار و پنچصد تن از اشرار بقتل رسیده سرهای همه را
بریده در قند هار فرستاد و سکنه یان آنجا مناری بپادگار از سر کشتگان برافراخت و از سپاهیکه با سکندر خان
همراه بود هشتاد تن مقتول و مجروح گشتند و قنداق توپ بشکسته بقیة السیف اشرار پشت بجنگ داده
رو بگریز نهادند و اعیال و اطفال خود ها بکوهیکه در ناوه سوری و مرغه واقعست برشده پناه گزیدند و ازین
امر سکندر خان سرهنگ و غلام حسین خان کرنيل بحکمران قندهار آگهی داده استدعای لشکر بسیار کردند که
از سپاه اندك تمام اطراف کوهی که مخالفان جای گزیده اند حصار داده نمیشود چنانچه اگر از يك جانب روی
بپورش بکوه نهاده فراز شوند ایشان از سه جانب دیگر فرار کرده بدیگر کوه برایند و درینصورت کار بطول
میانجامد و همدر روز مذکور که نوزدهم ماه رجب بود حاکم علاقه مزینه را مردم کرکری جواب داده از
وجه مالیات دیوانی سرمو نژده ندادند و او در جلال آباد نزد سپهسالار غلام حیدر خان شده ماجرا بوی گفت
واو حاکم را باز گردانیده امر کرد که بقایای مالیات را بمدارا و مواسا حصول نماید و با مردم درشت خوئی وزشت
گوئی نکند و هم محمد کلخان که خیر خواه رعیت و خادم دولت بود از حال مردم مذکور آگاه گشته بی آنکه
سپهسالار واو بگری مأمور اسهالت آنمردمش نماید خود سر از راه نيك سکالی در خزینه رفته آنمردم را بدریعه
مكتوب نزد خود خواست که نصیحت واندرز نماید و ایشان گوش بعبارت مکتوب او نداده نزدش نرفتند تا که
خودش در قلعة تهانه رفته ملك مدد و ملك شاه رسول نامانرا که از مردم مزبور و برای امری در انجا آمده بودند
گرفته محبوس کرد و ده تن از نگاهبانان تهانه را باصدباشی ایشان و سه تن پیاده دیگر باخود همراه داشته خواست
که هر دوتن محبوس را در خزینه آورد اما در عرض راه مردم حسن خیل شینواری سکنه کرکری خبر یافته
بالای او تاخته جانبين دست بآلات حرب بردند و محمد کلخان با اسبش که بران سوار بود جراحت برداشته چند
تن از همراهانش نیز مجروح شدند و هر دو تن محبوس را از دست داده بان زخمدار رو بگریز نهادند و گروه
مخالفین قرین فیروزی گردیده قلعه تهانه را محاصره کردند و از طلوع آفتاب تا نصف روز حرب را برپای داشته
چهار تن از حارسین قلعه را کشته و دوتن را جراحت رسانیدند بعد دیوار قلعه را سوراخ کرده بقهر و غلبه داخل
قلعه شدند و محافظین قلعه از روزنی که در دیوار دیگر جانب قلعه بود برون شده چنك كنان راه موضع شاه علی
علاقة خوگیانی بر گرفتند و چند ميل تفنك ایشان بدست شینواریان افتاده راه همی پیمودند تا که مردم شاه علی
خوگیانی دریافته برخاسته زخمداران حافظان قلعه را بان خسته در خانهای خود آوردند و در عصر اینروز
سپهسالار غلام حیدر خان از مکتوب محمد کلخان که بدی فرستاده بود بصدور اینواقعه آگاه گشته فوراً محمد
شاه خان کپتان را با دو صد تن پیاده نظام و دو عراده توپ بسر کردگی عبد الكريم خان و بهاول خان از جلال
آباد بدانوی گسیل کرد و امر نمود که اگر قلعه تهانه بتصرف خصم باشد در کرکری فرود ناگشته در مزینه
بار بگشایند والا در کرکری فرود شوند و ایشان در شب راه پیموده چون بامداد بفر از پشته مزینه رسیدند قلعه را
در تصرف غنم دیده در مزینه وارد شده توقف کردند چنانکه سرگذش و گوشمال آنمردم شریر بعد ازین در
موقعش تحریر میشود انشاء الله تعالى و تقدس
ذکر صدور منشور ملاطفت دستور بنام میر محمد عظیم بيك سه پای
( و على نقى مهتر وا بول مهتر وقاضی عسکر فولاده )
وهم در خلال قتال و جدال مذکورۀ عرائض مير محمد عظيم بيك وعلى نقى وا بول مهتر هزاره باغستان که ذکر
فرستادن عرائض ايشان بپایة سرير سلطنت از پیش رقم گشت از مطالعه مهر لامع اعلیحضرت والا شرف گذارش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
