Machine transcription
(٤١٠)
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
نیز بالشکر مقیم علی خیل بامر اعلیحضرت والا از مقرر بسیار زدیت و کشواژ شده برکاب سردار شیرندل خان
پیوست و هردوتن باهم ملکان و بزرگان خروتی سروضه و ناصری مقیم علاقه توخی را از قفای بزرگان سلیمان خیل
در جلال آباد فرستاد و اعلیحضرت والا از بزرگان هرسه طایفه عهدنامه و التزام بترك مخالفت و عقد موالفت گرفته
رخصت مراجعت داد که دیگر پیرامون مخالفت همدیگر نگشته در طریق اطاعت سلطنت رهسپر باشند و درین اثنا
غلام محمد خان هزاره که حاضر اردوی مقیم پومیدرود جهان کرده از حضور اقدس منصب صد سواری او بغلام
حیدر خان پسرش مرحمت شده محمد اکبر خان پسر دیگرش با محمدی خان برادرزاده اش در سلك پشخدمتان اختصاص
یافته گل محمد خان بن ملك شير گل خان غلجایی که تبرج خدمت گزاری پدر مو صو فش نسبت بزمان شهزادگی
حضرت والا که باهم مکرمش امیر محمد اعظم خان مرحوم از ترکستان وارد کابل شده بود در جده دوم مرقوم
گردیده است از حضور انور والا بحکومت مردم توخی سرافراز گشت و هم شهزاده آزاده سردار حبیب الله خانرا
فرمان از حضور اقدس صادر شد که باغ پهلوان محمد اور واقع شمالی شهر را که حضرت والا در سال هزار و دوصد
و نودونه برای تعمیر و احداث ارگ پادشاهی پسند کرده بود اساس ارگ نهاده بتعمیر آن پردازد چنانچه شهزاده با هم
حضرت والا صرف خیرات و مبرات کرده و فاتحه بنیاد نهادن ارك را خوانده بقرار نقشه که از حضور والا برایش
رسیده بود بتوسط معماریان و بنایان بکار آن پرداخته آمد و در خلال این احوال محاربه در بین عبید الله
خان وحبیب الله خان وسعید خان و مردم امینی خیل وزیری که معاندت قدیمی داشتند رخ داده همچنین در بین مغل
و میر هزاره گیان کامرانی سلطان خیل مخالفت اتفاق افتاده چند تن مقتول و مجروح شدند و از تنگیهاز عرض سردار
شیرندل خان بسمع فیض مجمع والارسیده جریدۀ برایشان حوالت فرمود که دیگر قوت جنگ و مکنت خرید اسلحه وتفنك
بایشان نماند و هنوز جریده آنان بوصول نیا انجامیده بود که سعدوی خروتی که بشرح فتنه و فساد و كينه وعناد
او نسبت بدولت از پیش رقم کشت با گل علم نامی متفق شده در نواحی خوست در فتنه باز کرده تاخت و تاز آغاز
نهاد و آخند زاده یحیی جان از دست بیداد خالف و همراهان کشته از سردار شیرندل خان که بالشکر در کشواژ
اقامت داشت معاونت خواست و او بدون صدور حکم پادشاهی كمك نفرستاده از شرارت سعدو و استعانت آخند
زاده نگار پردازان حضور آگاهی داده دوصد سوارۀ نظام از کابل بدفع سعد و مامور خوست شد که در تحت
رایت جنرال کتال خان که با توپخانه و سپاه شایان در آنجا اقامت داشت قرار گرفته با مر او بمدافعه اشرار گرایند
و سعد و از وصول سواران نظامی توان درنگ را در خود ندیده از راه گنامی فرار کرده پس در کوهستان منگل
که محل پناهش بود رفت و بعد از گریختن او لشکر الوسی رخصت مراجعت جانب مساکن خود یافته سپاه پادشاهی
در خوست مقیم گشت و از جهۀ فتنه جویان علاء الدین و قدرت نامان که سعدورا در شرارت بازو و در مفسدت
نیره بودند گرفتار شدند و جنرال کتال خان هردوتن را با بزرگان قوم جدران و منگل که باسهالت سردار غلام
حسین خان اطاعت ورزیده بودند کابل درگاه سعادت پایگاه نمود و آندوتن از عرض راه گریخته با سعد و آمیختند
و دیگران حاضر سدۀ علیا گردیده شرفیاب حاصل کردند و بعهده گرفتند که با سعدو را بقسمی که بتوانند هلاک
کنند و یا قهر و غلبه ازان کوهستانش بیرون کشند و اعلیحضرت والا با زای این و عده و عهده تمامت بزرگان
جدران و منگل را بعطای جامت دلشاد ساخته رخصت مراجعت داد و ایشان پس از وصول در مساکن خویش
باتفاق لشکر پادشاهی و سالاری جنرال کتال خان و سردار غلام حسین خان راه بدفع سعدو جانب کوهستان منگل
برگرفتند و از دو جانب داخل جبال دشوار گذر منگل شده از طرفیکه سپهدار خان رهسپار بود با مردم منگل
که بزرگان ایشان خلعت پوشیده حاضر اردو بودند بمقابله پرداخت و آن مردم برخلاف دعوی بدخو جلحاظ و پای بزرگان
خود را ننگریده سخت محاربه کردند و در ایام کار پشت بکار زار داده رویگریز نهادند و از جانب دیگر سردار غلام
حسین خان با طوایف تن ل پرداکن ساخته و پنجاه سوار نظامی و یکضرب توپ شیب خون زده بیست و یکتن
از منگلیان را مقتول و سی تن را مجروح ساخت و خیمه را از پیش برداشته غنيمت یافته را آتش زده بسوخت
و دو هزار سویز و گوسپند غنیمت گرفت و درین محاربه یکتن از لشکر پادشاهی مقتول و دو تن زخمدار شدند و مردم
منگل از غمر که روبرتافته با مردم مقبل و میاحی موضع الرپوب و طوری علاقه كرم از راه سنك اتفاق يكدست شده
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
