Machine transcription
(٣٩٥)
(جلد سوم) (شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان) (سراج التواریخ)
نقل این مسوده (۱) را برای دلاورخان و هم برای عموم مردم میمنه نگار دهند تا شاید بندیوکاری ببرند و بخون
ریزی و جنک نکرایند و آن اینست پادشاه ما بدر بپدر حکمران و فرمان روا بوده و از روزگار سابق بآبادی
مملکت و همخواری ملت کوشیده و میکوشد چنانچه درین جز زمان محاسن امور ازو بظهور رسیده و میرسد
که یکی از جمله پرداختن مملکت از ملت بیکانه است و دیگر محکم داشتن سرحد است که همه را بلشکر استحکام
داده سد سدید براه دول خارجه قرار نهاده است تا از متجاوزات و متصرفات ملت بیکانه مملکت اسلام آسیبی ندیده
ناموس دولت و ملت محفوظ و مأمون از حادثات وصا دمات باشند و بدعات سالفه را که نسبت برعایا فوق الطاقه
بود برانداخته محو فرمود و در اطراف و ولایات کسانرا که رو بخداوند و پشت بستم دارند و رعایا را برادر و پیوند
خود میدانند مأمور حکومت نموده تا بعدالت رفتار نموده عیال و اطفال ما باستراحت زیست و زندگانی کنند و با اینهمه
خودش خود را حامل بارگران سلطنت ساخته تن آسائی و استراحت را فروهشته همت بترویج دین کاشته شب و روز
را بدون زحمت کار و پرورش و نوازش صغار و کبار بسر نمیبرد پس دامن احسان چنین پادشاه را چگونه از جنك
امید رهائی دهیم و با خصمش همداه مصاف ندهیم و چنانچه همگی باو طریق خلاف پوید اول بنصایح برادر انه اندرزش
نموده بشاهراه هدایت دعوت کنیم اگر طریق اطاعت پیش نکرفته رهسپار وادی جهالت کردد مر آنیمنده شمشیر
و طعن سنان با مخالف او سخن رانیم و اينك شما مردم میمنه را میگوئیم که قبول امر و نهی پادشاه اسلام را نموده از راه راست
اطاعت منحرف نشوید و بکشتن مسلمانان و تاراج مال واسیرى عیال ایشان رضا نداده در انقیاد و پذیرفتن امر پادشاهی با ما
همدست و همداستان شوید تا باتفاق هم مملکت خود را محافظت کرده دست تصرف غیر را از جان و مال و ناموس خویش باز
داریم نه اینکه با هم در آویزیم و خونها ریزیم بهر حال قراریکه پادشاه خیر خواه رعیت و سپاه در امر میمنه کشارد شما و میرشما
از ان در نگذشته بپذیرید که درینه ورت ماهمه عهد میکنیم و برعهده میگیریم که پرده همیت شما دریده نشود والا
بخداوند سوگند است که تا آنوقت دست از تاراج مال و تیغ از خون شما باز نداریم که یکتن زنده باشیم که حاجت
بلشکر پادشاهی و زحمت سپاهی نشود فقط و این مسوده را بسردار محمد اسحق خان فرستاده نگار داد که قطعات
عدیده نوشته پس از مهر نهادن مردم ترکستان اگر علانیه فرستاده نتواند پنهان در مساجد و معابر و شوارع
بیندازد زیرا که چون مردم میمنه و نواحی آن خطوط مردم رعایای ترکستانرا مطالعه کنند هم آینه اکریشعور
داشته باشند خیر وشر و نفع وضر پاداش خود را ملاحظه خواهند نمود و کار از زبان انجام شده به تیغ و سنان نخواهد
کشید انتهی و هم بدینمضمون و دیگر عبارت منشوری از پیشگاه حضور بشاه دلاور خان و مردم میمنه صادر فرموده
سردار محمد اسحق خانرا ارشاد نمود که از جانب خود ایشانرا پیام دهد که اينك هدايت نامه پاد شاهيست
که بر تو وصول افکنده شما را از صلح و جنگ و متابع اطاعت و غوایت آگاهی میدهد كه هريك از وه امر را اختیار
کنند ثمره و نتیجه اش را امیدوار باشند فقط و سردار محمد اسحق خان پس از فرستادن منشور مذکور و نامهای
متعدده بر طبق امر حضور با چهار هزار تن از سواره و پیاده نظام و توپخانه و احشام ملکی از مزار شریف خیمه
بیرون زده بعزم تسخیر میمنه تا معلوم شدن احوال میمنه کیان که چه جواب میگویند در سرپل درنك كرد و سردار
عبدالله خان توخی حکمران بدخشان و قطغن را نیز از حضور اقدس شهریاری حکم شد که مجهز از سواران مردم
ملکی هردو ولایت بمعاونت سردار محمد اسحق خان کارد و او هنوز بفراهم نمودن سواران ایلجاری نپرداخته
بود که محمد عمرخان رستاقی روی از دولت برتافته فراراً داخل علاقه بدخشان شده با سلطان ابراهیم خان در فتنه همدست
گشت و از شورش ایشان سردار عبدالله خان از فرستادن سوار بیاری سردار محمد اسحق خان باز مانده گرفتار
تنبیه و تهدید و پیکار بدخشانیان شد
ذکر تنبیه و تهدید سرکشان بدخشان
تفصیل این اجمال اینکه چون محمد عمر خان رستاقی با سلطان ابراهيم خان بدخشی همداستان کشته از راه طغیان
در بدخشان شورش آغاز کردند و سردار عبدالله خان بدفع آن فساد ورزيد كان پرداخته جمعیت ایشانرا پراگنده
ساخت چنانچه از بیم جان فرار اختیار کرده در بخارا رفتند و اعلیحضرت والا از پناه بردن فتنه جویان بدخشان
(۱) نقل مسوده
اعلیحضرت
والا
ذکر تنبیه
و تهدید سر
کشان بدخشان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
