Machine transcription
( ۳۸۰ )
( جلد سوم ) ( ذکر وقایع عهد سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
باسرادق حرم محترم از آنجا در کابل بیاورد چنانچه مشارالیه رهسپار منزل مقصود شده چندی در مزار شریف
درنك نمود بعد از آنجا راه برگرفته شرفیاب حضور شهزادگان رفیع مکان شده سعادت دست بوس حاصل کرد
وپس ازورود او میرزا عبدالحمید خان که در بیات وسبقت خدمت منزلتی داشت و بخدمت هردو شهزاده آزاده
واهتمام خدمت اهل حرم محترم مامور بود از امر اعلیحضرت والا که درباب حرکت کردن شهزادها واهل حرم
محترم وخدمة ایشان صادر شده بود بکا پتان كبورنار وفرمان فرمای ترکستان متعلقه دولت روس خبرداد واو
امر والارا پذیرفته اول هردوتن شهزاده را دعوت مهمانی کرده بزم شاهانه بتقدیم رسانید وهم افواج مقيمه
آنجارا باصنوف آراسته غـــم عرض بینی ازملاحظۀ شهزادها گذارش داده بعض از کار خانه جات دولتی واقع
آنجارا نیز از ملاحظه ومشاهده ایشان قرین تمکین ساخت بعد شهزادها واهل حرم را بااعزاز وا کرام بجانب
افغانستان رخصت دادو چندتن ازافسران را باسواران نظام جهت حفاظت وپاسداری باایشان مامور کردو ایشان
از تاشکند جانب افغانستان راه برگرفته واز گذر کلف از نهر جیحون عبور کرده بمیمنت ومبارکی در مزار
شریف پرتو نزول افکندند و محافظین دولت روس را که باایشان تا آنجا همعنان بودند رخصت مراجعت داده
خودهر دو شهزاده بااهل حرم محترم شاهی وخدم وحشم خویش از مزار شریف مرحله پیمای کابل شدند ودر
روز بیست و پنجم ماه رجب سال هزار ودویصدونود وهشت هجری درکابل نزول اجلال فرموده تمام اعیان واشراف
شهر وسپاه نظام مراسم پذیره بجای آوردند وشهزادگان رفیع مکان شرفیاب حضور اقدس گشته شرفدست بوس
حاصل کردند و در خلال احوال مذکوره این سال سردار اليــاه خان نامی که ازسبب لشکر کشیدن سردار محمد
ايوب خان قوم وقبيله اش را فروهشته چنانچه از پیش رقم كشت در باغستان فیروز کوه پناه گزیده بود از جلوس
میمنت مانوس اعلیحضرت اميـر عبدالرحمن خان بتخت امارت افغانستان و مراجعت سپاه دولت انگلیس
در هندوستان آگاه گشته عريضه مبنی براطاعت نگار داده باقاقي بعضي از مردم تایمنی وفیروز کوهی بافراش شریف
که همگنان در حاشیه آن از راه معاهده مهر پرنهاده بودند مصحوب خواجه مجنون نام چشتی در مزار شریف
وکسان نزد سردار محمد اسحق خان فرستاد و همچنین محمد امین خان و پلنگ پوش خان پسران خان آقای
جمشیدی نیز از میمنه عریضه بسردار مذ کور نگار داده واو عرایض مسطوره وکلام مجید را در کابل
بحضور فيض دستور اعلیحضرت امير عبدالرحمن خان ارسال داشت ومقارن این حال سردار محمد ایوب خان
باچهارده فوج پیاده نظام وسواران نظامی وهيئتي وغيره از هرات راه تسخیر قندهار بر گرفته از قندهار غلام
حیدرخان وقاضی سعدالدین خان با لشکر گران رهسپار مدافعه او شدند ومقارن اینحال عرایض مذکوره وقرآن
شریف که سردار محمد اسحق خان فرستاده بود بحضور اقدس والا رسیده فرمانی بنام سردار موصوف اصدار
فرمود که شخص دانسته را با پانصد سوار از ترکستان درعلاقه تایمنی وفيروز کوه بگمار د نامبر آ نهارفته بامردم
هر دو موضع در اطراف هرات شورش اندازد تا سردار محمد ايوب خان را که عازم قندهار گردیده است دل ازجای
شده یاازداخل شدن قندهار بازدارد واو پس از وصول این حکم سردار عبدالقدوس خان را که در تاشقرغان مامور
حکومت کرده بود نزد خود طلبیده فرمان را بوی نموده تکليف بدین امر فرمود واو که قدم بمرحله بیست
و هفت سالگی نهاده بود انگشت قبول بردیده نهاده التماس کرد که سردار محمدحسن خان باچیزی ازفوج پیاده
نظام وتوپخانه از قعایم بعقب داری مامور گردد واو این خواهش سردار عبدالقدوس خانرا معروض پايه سرير
سلطنت داشته امر والا نفاذ یافت که تا قندهار لشکر شایان مامور دفع سردار محمد ایوب خان و تصرف نمودن
هرات ره نورد آن مقام گردیده است که کار سردار عبدالقدوس خان محض شور انگیزی دران حدود است
نه بدتر هرات رفتن که از عقب او توپ وپلتن مامور شود وسردار محمد اسحق خان ازوصول این فرمان سه صد
سوار بااو همراه کرده در روز پانزدهم ماه شعبان سال ۱۲۹۸ هزار ودویست ونود وهشت هجری جانب هرات
رهسپار ساخت واو از راه کاشان وسیید میدان و سرجنگل اسب رانده ازجبال دشوار گذر عبور کرده چون
وارد سرجنگل شد نائب سلطان خان افشار که بحکومت هزاره دای زنگی ودای كندی مامور بود محمد علی خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
