BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 375

Page 375

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 375 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ۳۶۸) ( جلد دوم ) ( ذکر شروش ورا ایام فتور افغانستان ) ( سراج التواريخ ) دیده خیال طلا کرده بود گفت تا بیست هزار طلا نباشد مردم فراهم نشوند و سردار که در بنوقت زیاده برهزار طلا نداشت فرمود که پولیکه با خود دارم برای صرف مخارج با دولت انگلیس نگاه داشته ام و لشکربیکے محض همراهی بقسم رشوت پول نخواهد بکار ندارم و اينك ده هزار تن از مردم قطغن و ده هزار از رستاق با من در امر غزا اتفاق کرده و حاضرند و آنگاه که وارد کابل شوم هزاران تن از خزانه افغان معین و یاورم خواهند شد اینرا گفته بعد تهیه اسباب شکار پرداخت و در بحال بعضی از بدخشانیان باو خبر داد که میر بابا بيك با منشی خود و بزرگان دیگر قرار داده است که در شکار گاه بقتلت رساند و سردار عبدالرحمن خان هیچ در خاطر نیاورده با سی تن از همراهانش و میر بابابيك رو بشکار گاه نهاد و همراهان خویش را تعلیم کرد که هر وقت دهن تفنك جانب ميربابا بيك كند،ايشان نيز يك دو بن تفنك پردازند و آنگاه که بدامنه کوه رسیدند محمد جان سوار دیگر نیز برسدار عبدالرحمن خان پیوسته بکوه برشدند و بشکاری دوچار نگشته میر بابا بيك را سردار والا تبار مخاطب نموده فرمود که شنیده ام قصد آن داری که مرا گرفته با نگلیسان بسپاری پس موقعی بهتر ازین نیست که آنچه در دل داری بجا آری اینرا گفته دهن تفنك برسینه او نهاد و همرا هانش نیز تعلیمیکه کرده بود تفنك ها بروی دست گرفته دهن های آنها را جانب پیادگان میربابا بيك که آثار جنك افزاگونه حال ایشان هویدا بود کردند و پیادکان او فریاد زده گفتند دست از قتل ما بازدارید زیرا که ميربابا بيك را بی آنکه خواسته باشیم شما او را بر ما تسلط داده اید و سردار والا تبار بهمین قدر فریاد وزاری آنان اکتفا کرده با هم كرك وميش آسا مراجعت کردند و بعد از سه روز ایشان محرز خواجه نامی سردار خجسته کردار ميربابا بيك را خبر داد که برای محبت نزد او شد و و او با سه صد تن بخوله سردار عبدالرحمن خان که در ارك بود آمده در بالش از در آمدن بازداشته گفت که دیگران را رخصت مراجعت داده باسی تن داخل ارك ومنزل سردار شود واو بر آشفته افغانرا عموماً دشنام گفته همراهانش را امر کرد که ارک را بتغلب متصرف شوند چنانچه روی ستیز بجانب دروازه بانان نهاده دروازه اول را بقهر متصرف شدند و در بامان گریخته در وازه دوم را بربسته یکی از خدام سردار والا تبار او را از رو داد این امر خبر داد و او که بدون سلاح بالباس استراحت نشسته بود و بدون از یکمیل تفنکچه شش لوله دیگر چیزی با خود نداشت جانب دروازه شده دید که تقریباً بجهزار تن مرد مسلح با تفنك نيزه بيرون دروازه استوار ایستاده اند بعد از کثرت رجال قتال را محال دانسته با همراهان و خادمان خویش فرمود که من بیرون شتافته داخل جمعیت ایشان شوم و اگر پیش از آنکه مرا بشناسند ميربابابيك را بجنك آوردم جان بسلامت خواهیم برد واگر کشته شدم شما مختارید که جنك كنيد و يادرنك نمائید اینرا گفته بیرون شتافت و هجوم آورندگان میربابابيك او را نشناخته از میان ایشان عبور کرد و بقفای میر بابابيك رسیده چنك زده از گریبانش بگرفت و تفنکچه را که با خود داشت بشقیقه اش گذاشته گفت که افغان را که دشنام میدادی اينك حاضر است میباید از جان خود اندیشیده شمشیر را بیندازی و الا از ضرب گلوله تفنکچه در حال هلاك خواهی شد و او فریاد زد دهربان بالایه کشوده گفت که تفنکچه از شقیقه ام بردار بعد شمشیرم را بیندازم و سردار عبدالرحمن خان زاری و الحاح او را نپذیرفته گریبانش را سخت پیچید تا که مجبور گشته شمشیر خود را بینداخت بعد سردارش زبان عتاب فرمود که پیادگان خود را از ارک امر بیرون شدن کنند و او اجرای امر سردار والا تبار را نموده سردارش فرمود که شما را از راه دوستی بمنزل خود دعوت کردم شما از چه رفتار مخالفانه نمودید و پس از انجام ایکلام بدخشانیان را مخاطب ساخته فرمود که امدادم میکنید و با طریق این میر می سپارید ایشان پذیرای ادای خدمت سردار با اقتدار شده رخصت مراجعت یافته بخانۂ مساکن خود شتافتند بعد سردار عالیقدار میربابا بيك را برداشته با دو سوار برده بعهالهای اوسپرد و شب را در خانه او بسر برده با مدادان بارگ فیض آباد بازگشت و اینان میر محمد عمر را که با مير بابابيك راه مخالفت می پیمود از طریق اصلاح طلب فیض آباد فرمود چنانچه مشارالیه با چهار هزار تن وارد فیض آباد گشته در موضع جوزون فرود کردید و بزرگان همراهانش بغرض پرداز حضور سردار عبدالرحمن خان شده استدعا کردند که برای ارتباط رشته دوستی اجازت میخواهیم که با مير بابابيك مجلس آراسته یکدیگر را تحفه و هدیه بگذاریم و سردار والا تبار حاضر آن مجلس باشند و سردار نکو کردار عرض ایشانرا پذیرفته داخل محفل ایشان شد در بین هر دو میر نشست و ایشان يك كاء قند بزرك با چند خوانچه حلوات حاضر آورده پیش روی سردار

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 375. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/375 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/375
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record