Machine transcription
(۳۰)
(جلد اول) ( ذکر وفات وکردار ورفتار اعلیحضرت احمد شاه) (سراج التواریخ)
هشتاد و شش هجری طایر روحش از قفس تن پرواز کرده بایقتیان دمساز گشت ویاقوت خان خواجه سرا که محرم
خاص شاه بود فوت او را اخفا کرده تا پوشش را با خزانه رکاب و باقوان حرم عفت و احتجاب بنسبی بشهر در
آورد که کسی بدان آگاه نگردید ووزیر شاه ولیخان با شهزاده سلیمان بغسیل وتکفین پرداخته بعد از ادای
نماز جنازه جسد شاه را در باغ میان شهر واقع ضلع غربی ارگ در موضعیکه وصیت فرموده بود چنانچه رقم
شده آمد دفن کردند
(۱) ذکر اوصاف و افعال اعلیحضرت احمد شاه
ذکر اوصاف حمیده و افعال پسندیده او
آن پادشاه خلد آرامگاه با حشمت ومكنت سلطنت ضعفا را محقر نمیشمرده واقویای پارسا را توقیر
نموده زبردستان زیر دست آزار را توبیخ مینمود و آحاد و افراد سپاه را با افسران صاحب جاه مساوی میدید
وفعلی که بشریعت غرا مذموم بود بخود واحدی نمی پسندید و در طریقت مسلك فقراء بود وعلماء وسادات
را نيك پرورش داده اوامر ونواهی الهی را در محل اجرامی نهاد وستم رسیدگان را بوجه پسندیده داد میداد
و همواره در احیای حق واماتة باطل مطابق شریعت غرا خود اقدام مینمود و علماء وسادات را بافقراء درمجلس
خویش بدست راست جای نشستن تعیین کرده اعیان واشراف را بدست چپ مقرر داشته برای علماء وسادات
بقدر كفاف مؤنت ومعيشت وظیفه معین گردانیده دیگر اینکه در تمام عمرش چه در ملازمت وچه در سلطنت
مرتكب ملاهی ومناهی نشده پاک طینت او ضرب المثل آفاق میباشد و جمعی از مردان وزنان متدین را از راه
صواب بجاسوسی گماشته از کردارنيك وبد مردم خودرا آگاه کرده در وقت افکار فاصل کار وقایل گفتار
خودش مطابق واقع بیان فرموده منکر را الزام می نمود و علاوه بر محبه عالمانى ملت گستاخانه فتوی
احکام شریعت را در حضورش داده معتاب نمیشده اند چنانچه روزی از راه امتحان پارسائی
و حقیقت سرائی علمای بار اله از آلات ساز خواسته بنواختن در آورد و ملا ارادت معروف بشاهو و یکی
دیگر که حاضر بودند از آواز ساز دل گداز گشته از مجلس برخاستند وملا شاهو زبان حقیقت
بیان کشوده بجرأت وجسارت گفت ای احمد ایلج بکاریست که مرتکب شده اعلیحضرت احمد شاه در جواب
گفت چه میشود وضرر اینکار چیست وی بپاسخ گفت که بهمین کلمه که گفتی گویا حرام را حلال شمردی
و نتیجه حرام را حلال شمردن کافر شدنست این را گفته قدم به بیرون شدن نهاد واعلیحضرت احمد شاه
گفت که مباشر این امر شدن و آن گفتنم برای امتیاز پاکدامنی علماء بود نه اینکه حرام را حلال دانستن پس
ملا ارادت گفت حالا که کار امتحان درمیان آمد دیگر حاضر محفل حضور پادشاهی نخواهم شد چنانچه در کوه
سرخ رفته منزوی گشت وزر الحیاء پیوندا که از جهان در گذشت آری از کردار نیکو و گفتار دل جوی اوست که
نسبت صغار وكبار سكنه مملکت داشت و پیران را بمنزله برادر و جوانان را بمثابه پسر می پنداشت که دیگر مردم
مملکت عموماً وطوایف درانی خصوصاً باسم اعلیحضرت احمدشاه ابا یا دور وحش را بالتماس مغفرت از حضرت
عزت شاد میکنند و از آثار خیر آن پادشاه مجاهد متشرع نهر روضه که وقف مرقد واقعة ماجدراش نموده و مسجد
جامع شهر و آوردن خرقه مطهره در قندهار وابنیه میمونه اش حصار شهر و ارک و قبه چارسوق قندهارند که ازان
پادشاه مینو آرامگاه بیادگار بازمانده است که زبان زد صغار و کبارند
(۲) بقرار بیان صاحب تاریخ احمدی
( ذکر ولایات میان دو آبه های انهار پنجاب )
(۲) از مناسبات اینکه درضمن سلطنت ومملکت گشایی اعلیحضرت احمدشاه ذکر پنجاب بكرات ومرات رقم کشته
آمد لازم گردید که اراضی ممیزک از میان دو آب پنجاب را باقریای آن مفصلا درج کتاب نماید تا صاحبان دانش از
زحمات اعلیحضرت احمدشاه که در تسخیر آن ولایت چقدمرشیه کشیده از ولایات ممالکت افغانسان گردیدند و رایگان
بتصرف غیر در آمده اند بدانند
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
