Machine transcription
(٣٦٠)
( جلد دوم )
( ذكر شر وشور ايام فتور افغانستان )
( سراج التواريخ )
خان با سردار محمد سرور خان وسردار محمد اسحق خان پسران امير محمد اعظم خان مرحوم که ذكر فرار اختيار
نمودن ايشان بجانب بلخ از پیش بشرح رفت و چنانچه بیاید روی بسوی بلخ نهاد و همدر اوقات مزبوره سردار
عبدالرحمن خان در باب مراجعتش بجانب افغانستان با امنای دولت روس گفتگوی زیاد کرده چون امير محمد يعقوب
خان که با دولت روس عهد بسته و در خصوص راه ندادن او جانب افغانستان قرار نهاده و گرفتار دولت انگليس
شده بود اجازت حاصل کرد بعد از راه خفازه تا جری که باو وعده قرض داده بود رفته دو هزار مثقال طلای
مسكوك وام گرفته وانرا نیز در خفیه علم حاصل کرد که روسیان از مهاجرت او جانب افغانستان سر گران نیستند
بلکه با جاز تیکه داده اند مشعوف و خرسندند پس با خاطر شاد و دل از قید غم آزاد رو بمنزل خویش نهاد و خدامش
را مشاهده کرد که بحالت ناامیدی گرفتار تفرس وتجسس احوال اویند و از جمه عبدالله خان کوهی را که بدروازه
منزل ایستاده بود پیش خوانده طلاها را باو داده داخل حرمسراشد و روز دیگرسه رأس اسپ گزیده خریده
عبدالله خان را امر کرد که اسباب سفر از قبیل زین ويراق واسلحه ساز کند واو در عرصه سه روز تهیه سامان
سفر سردار عبدالرحمن خان را نموده او در روز چهارم بعد از ادای نماز جمعه با تمامت آشنایانش وداع کرده
شهزادگان رفیع مکان سردار حبیب الله خان وسردار نصر الله خان واهل حرم محترم را با چندی از خدمتکاران
در تاشکند با مان خداوند جانند گذاشته رو براه نهاد و در کنار رود چيرچيك فرود شده شب را بسر برد و بامدادان
از راه شهر نو که جدید دولت روس احداث و آباد کرده است ره نورد شده چون بقرب رودخانه شهر مذکور
رسید حاکم شهرش دعوت مهمانی کرده در وقت صرف طعام از وی پرسید که دولت روس چه قدر وجه نقد
برای مصارف راه عنایت کرده است و سردار والا تبار پاسخ داد که از دولت مزبوره باجازت دادن مراجعتم
جانب افغانستان بسی خرسندم و دیگر توقعی نداشتم که بوقوع می انجامید و پس ازین مکالمه حاکم موصوف
که منصب کرنيل اعراری نیز داشت از مجلس بیرون رفته پنج هزار منات آورده پیش روی سردار رفع
مقدار نهاد واو نپذیرفته از اصرار کرنيل موصوف یکهیل تفنگچه شش لوله ويك مبل تفنك دنيا له پر برسم تحفه
از وی گرفته با مدادان با او و بعض رفقایشکه از تاشکند تا آنجا همراه آمده بودند وداع کرده راه بر گرفت و در
نصف اخیر شب وارد شهر اوراتپه گردیده بعد از توقف دوروز از انجا دریسکت نزول فرمود و پس از سه روز
از انجا رهسپار گشته چون وارد خجند شد شش روز در خانه يكي از دوستانش درنك کرده سى رأس اسب از نزد
بزرگان خجند که بسبب استیلای دولت روس از بزرگی افتاده بدکانداری وحرفه تجارت پرداخته زیست می نمودند
خریده نخست عزم خوقند کرد و از کثرت برف وشدت سرمانسخ عزم نموده بعد راه اور تپه پیش گرفته کس
با چهار هزار روپیه نزد خسر زادگانش پسران میر جهاندار شاه خان در خوقند فرستاده پیام داد که من راه اورتپه
بر گرفته ام شما با وصول مرسول دوم من آرام و آسوده بوده حرکت نکنید و پسران میرمذکور که امیر شیر علی خان
اخراجش کرده و ایشان او را کشته محبوس دولت روس شده و پس از حبس سه سال بضمانت سردار عبدالرحمن خان
از زندان رها گردیده در خوقند جای گزیده بودند از نامه و فرستاده سردار خجسته اطوار شاد خاطر شدند و خود
سردار نیکو کردار وارد منزل سیاب شده بدکانی فرود گشته اظهار کرد که یکی از افسران اسلامیه ام ودکانداران
آنها از سخن او انجمن گردیده هر کدام دوتن از همراهانش را از راه مهمانی بمقام خود بردند و يكي از آن جمله
خود سدار والا تبار را بمنزل خویش برده با مدادان با همراهانش از آنجا رهسپار گشته پس از طی دو منزل وارد
اور تپه شد و بکاروان سرائی نزول نموده هريك از مسلمانان و هندوان آنجا که منزل مناسبی داشت پیش آمده
تکلیف رفتن جای خویش کرد و او خود عذر خوات بعضی از همراهانش را بمنازل آنان فرستاد و آخر الامر
شخصی تاجریکه با او رشته محبت در میان داشت نزدش حاضر شده از راه دوستی در منزل خویشش بردوهم ازین جا
سردار محمد سرور خان و سردار محمد اسحق خان عم زادگان خود را مکتوب فرستاد که راه بلخ برگرفته بر طبق دستور
العملیکه در تاشکند بایشان داده شده است چنانچه از پیش گذشت رفتار نمایند و خودش پس از توقف
دوازده روز در اورتیه اجناس خلعتی وغیره اشیای ضروری خریده راه گذرگاه اوچی بر گرفت و از
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
