Machine transcription
(٣٢٥)
( جلد دوم ) (ذکر وقایع عهد امارت مستقله اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواريخ )
و قره بینه گرفته شمشیر مرصع و پنج توپ بايرة كشمیری و دو مخترصاني و دو توپ کنگوانی برسم ارمغان پیش کپور ناتر نهاده
و او پس از صرف چای بجای خود باز گشته روز دیگر جنرال کاوچوف سردار را بمیهمانی دعوت کرده احترامش
نمود واو وقت عصر بمنزل خویش معاودت کرده همچنین تمامت جنرالان دعوت میهمانی کرده اعزاز و اکرامش
مینمودند و پس از گذشتن عید نصرانیان کپو ناتر سردار نیکو کردار را بخواهد که سپاه نظام طلبیده شلك توپ
وتفك وقواعد جنگ را نشان داده با هم بازگشتند و پس از معاودت تمامت لشکر تقی را که بزرد نیز زده بودند
آتش زده برابیدند و این صنعت ایشان خیلی مطبوع و پسند سردار راست رفتار افتاد و روز دیگر نیز کپور ناترش
طلبیده اظهار کرد که امپراطور بزرك تلگرافاً پرسش حال و پژوهش احوال کرده و فرموده است که در پطرز
بورغ آمده تلفظات امیر اطورا به را مشافهه دیده و شنیده خود را آسوده خاطر بدارد که دولت خانه خود
ایشانست و سردار عبد الرحمن خان امتنان نموده پاسخ داد که البته زحمت قطع مسافت را کشیده ایندولت را
خانه خود دیده پناه گزیدم و رفتنش را دریافت وعده جواب گفتن بفردا داده مراجعت کرد و با خدمه و همراهان
مشورت کرده صلاح کار جست و ایشان رفتنش را در پطر زبورغ رای نداده گفتند که در غیاب شما حيرت
بمارخ داده در کار و بار خویش مضطر و سرگردان شویم واو هرچند حیت آورده گفت که دعوت چنین پادشاه
بزرگ را نپذیرفتن چون منیکه هزاران میهمان مثل من در میهمان خانه اش افتاده باشد نزد عقلان مستحسن نیست
ایشان رضا ندادند پس روز دیگر بنا بوعده که داده بود نزد کپوناتر شده از رأی ندادن نوکران و همراهانش
اظهاری نکرده از خیال خود در باب رفتنش در پطر زبورغ گفت که چون نوبهار شده و بقصد سوار با خود
دارم و سامان درستی میسرم نیست مدتی میباید که سامان سفر پایتخت آماده شود تا آنوقت اگر فرتاید خاطر امپر
اطور اعظم آمده طلب فرمایند زهیار شوم نیکو خواهد بود و کپورناتر این گفته سردار عبد الرحمن خان را
پذیرفته رخصت مراجعت منزلش داده وعده خواست که تلگرافا با سپر اطو ر اعظم خبر داده هر امریکه صادر
گردد اجرا خواهد شد چنانچه بواسطه وزير اعظم بپادشاه خبر داده عذر سردار باوقار پذیرفته خاطر اعلیحضرت
امیر اطوری نیز گشته این امر بنام کپورناتر شرف نفاذ یافت که سردار عبد الرحمن خان مخیر معقول گفته است
اما در هريك از تاشکند و سمر قند که اقامت اختیار کند و مقامرا که پسندد از طرف دولت خریده تفویضش
کنند و در ماهی یکهزار و دوصد فرنجاه سم که معادلست باسه هزار و هفتصد فرنجاه روپیه کابلی برای مصارفش
مستمراً داده عکس او و همراهان بزرگش را گرفته ارسال پایتخت بدارد و کپور ناتر سردار عبدالرحمن خان را
نزد خود خواسته از امر اعلیحضرت امپراطور آگاهش کردو او خرسند گشته وعده عکس گرفتن را بروز دیگر گذاشت
چنانچه روز دیگر نوکرانش را تکلیف رفتن بعکاس خانه کرده ایشان میرباز زده بعکس گرفتن خودها رساندادند
پس سردار و الانیار تنها بعکاسخانه رفته سکرتر از حاضر نشدن همراهانش پرسیده او پاسخ داد که اشخاص صاحب قوم
نیستند و اعتباریكه یافته اند از خدمت است و گرنه هر کدام از مقامی اند که قوم و نام ندارند لهذا با خود نیاوردم
و سکر تر گفت نه خوب کردید زیرا که اگر امپراطور عکس ایشانرا دیده از اقوام وقبائل ايشان جويا ميشد
که بزرگان کدام طوائفند انفعال روی میداد خلاصه داخل عکاس خانه شده و عکسش را گرفته بمنزلش مراجعت
کرد و چند روز دیگر از تأسف اینکه نوکران و همراهانش از رفتن در پایتخت مانع گردیده و از عکس گرفتن ابا
نموده بودند قرين حزن و اندوه بسر همی برد بعد از چندی ملاقات و داعی کپور ناتر را کرده رخصت مراجعت سمر قند
خواست و باجازت او از تاشکند راه بر گرفته وارد سمرقند شد و جنرال ایرا موف مقيم سمرقند خواست که بقرار
امر امپراطور تا مبلغ يكلنك روپیه را جای اقامت برایش خریده تفویض کند اما سردار عبدالرحمن خان نپذیرفته
منزلی را برای سردار محمد اسحق خان گرو گرفته خودش در باغ واقع دروازه قلندر خانه که مالدر نیمی وضبط
پادشاهی بود جای گزید و برای نوکرانش در اطراف باغ چند جا را از مردم رعایا عاریت گرفته رحل اقامت انداخت
و در هنگام توقف جنان سمرقند اکثر نوکرانش برخصت و بیو خصت از وی روی بر تافته هر کدام راه مقامی
بر گرفت مگر کسانیکه سپاه پیشه بودند روی دل بر نتافته عهده دار بدون اندیشه استقامت کردند و همدرین سال
امیر محمد اعظم خان از مشهد روی امید بسوی طهران نهاده بغرب شاهرود بسطام از کسوت حیات عاری و در مزار
بنده مقبول بارگاه ایزد باری حضرت بایزید بسطامی بعمر پنجاه سالگی در زیر نقاب تیره تراب متواری گشت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
