Machine transcription
( ٣٠٢)
(جلد دوم) ( ذكر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر محمد اعظم خان ) ( سراج التواریخ )
محمد اسمعیل خان با سپاهش داخل بالاحصار شده ایشان را بزندان فرستاد و عیال و اطفال امیر محمد اعظم خان
و سردار عبدالرحمن خان را بیرون کشیده سکه و خطبه را دوباره بنام اعلیحضرت امیر شیر علیخان رواج داده بنظم
و نسق امو رمهمه کابل پرداخت
ذكر قاصد
فرستادن
مادر سردار
عبد الرحمن
خان
ذکر قاصد فرستادن مادر سردار عبدالرحمن خان
نزد پسرش وشكست امیر محمد اعظم خان
ووالده ماجده سردار عبد الرحمن خان حاجبش را که رنقه بندکی بگردن داشت از راه اطلاع دهی و اخفا نزد پسرش
فرستاد که او را از قصه سردار محمد اسمعیل خان و از دست رفتن کابل آگاه کند و مقارن اینحال سپاه امیر محمد اعظم
خان از واقعه کابل خبر یافته دسته دسته روی از برتافته راه شتافتن جانب امیر شیر علیخان بر گرفته باردوی او همی
پیوستند و امیر محمد اعظم خان مضطرب و هراسان کشته با سران سپاه و برادران خویش کنکاش کرده صلاح کار جست
و از عدم علوفه که زیاده بر چهار روزه در بنه چیزی نداشت بصوابدید ایشان پنج فوج پیاده نظام و انز جمله هشت
فوج که همراه داشت از لشکر گاه بعزم در آمدن بغزنین بیرون کشید که در انجا تا ورود سردار عبدالرحمن خان
خودداری کند و بقیه سپاهش از بیرون شدن افواج مذکوره اندیشه ناک کشته با هم گفتند که از سبب رفتن بعضی
سپاهیان نزد امیر شیر علیخان امیر صاحب ما را مخالف و از راه خدمتش منحرف پنداشته درینجا گذاشته راه هزیمت
پیش خواهد گرفت پس در ساعت هشت شب بیست و هشتم ماه جمادی الثانی سال ١٢٨٥ هزار و دو صد و هشتاد و پنج هجری
که یکسال و چند روز از امارتش گذشته بود دفعه از تصوير بکه کرده بودند توپ وتفنك کشاد دادن آغاز کردند و نوای
شوروغوغای مخالف ساز نمودند و امیر محمد اعظم خان سراسیمه از خیمه بیرون شده براسب فرار سوار گشت و در چنین
حالت سردار محمد یوسف خان که اسپش ترسیده بود خواهش اسپ سواری کرده امیرش یکی از اسپان
يدك خویش مرحمت فرموده باهم از اردو بیرون گردیده رو بفرار نهادند و از تمامت سپاه قریب هزار سوار
با ایشان همراه شده وارد دشت ناچاك زار کشتند و از انجا طریق مغالطه اختیار کرده در بيد مشك و از انجا براه
کردن مسجد داخل خوات ورمك كرديدند و از قلاچ کوره عبور کرده بعلاقه هزاره بورجگی وجیغتو ومميك
در آمده از انجا وارد ورث هزاره دای زنگی شدند و میرناصر بيك مقدم ایشانرا گرامی داشته چند راس اسپ برسم
هدیه پیش کشیده رقم صداقت و اخلاص حاصل کرد بعد از انجا در اخضرات رفته و از کرمان و سرچنگل وقوم
آیه ویلخاب عبور کرده در مزار شریف عنان باز کشیدند و تا که وارد آنجا شدند از همه همراهان ایشان سردار
محمد یوسف خان و سردار محمد اسحق خان و جنرال صالح محمد خان وکرنیل محراب خان وايشيك آقا سی محمد
اکبر خان و برکت الله خان کپیتان سواره نظام وميرزا عبد الخالق خان مستوفی ومیرزا عبدالصمد خان وغيره
سپاهیان نظام وخدمه حضور که مجموع یکصد و سی تن سوار بودند همرکابی کرده دیگران همه از ملازمتش روی
برتافته رفته بودند و پس از فرار کردن امیر محمد اعظم خان اردويش بنه و آهروق را تاراج کرده بسیار تن از
دست همدیگر کشته وزخدار شدند و از جمله محمد افضل خان بن علی عسکر خان قزت دست گیر مردم قریه رامك
شده نزد امیر شیر علیخانش بردند و او نخست امر بقتلش نموده ثانیاً بشفاعت سردار محمد علیخان بن سردار
پیر محمد خان مرحوم از قتل خلاصی یافته بیرق و نقاره و سوار از وی باز داشته موقوف خدمتش ساخت
وسردار فتح محمد خان که راه تعاقب امير محمد اعظم خان بر گرفته بود با او دو چار نشده غلام محمد خان را از
همراهانش در علاقه سوخته علاء الدین هزاره دستکیر نموده بقتل رسانید دیگر رهسپر فاتر نگشته مراجعت کرده
سردار احمد خان و سردار محمد زمانخان را که از همعنانی امیر محمد اعظم خان در قعله شاه علی اکبر بازمانده بودند
با خود برداشته شرفیاب حضور امیر شیر علیخان کرد و او ایشانرا عفو نموده دیگر چیزی نفرمود و پس از اطفای
نایره شور وغو غابقیه سپاه امیر محمد اعظم خان را از طریق تسلی داخل لشکر خویش فرموده راه غزنین پیش
گرفت و از انجا روانه شده بامکنت و حشمت پادشاهی وارد کابل گردید
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
