Machine transcription
( ٣٠٠ )
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر محمد اعظم خان ) ( سراج التواريخ )
ایلجاری قوم خویش از راه هوا خواهی امیر شیر علیخان وارد قراباغ شده سیف الله خان و جلندر خان با دیگرانی
عمر خان زائی را که از غزنین با دو بیرق خاصه دایر جهت قراولی در انجا رفته بقلعه سفید خواج حسین خان
هزاره جای گزیده بودند محاصره کرده بود سردار محمد یوسف خان و سردار محمد حسن خان حاکم غزنین آگاه
گشته ایشان و سردار محمد سرور خان با دو فوج پیاده و چهار صد سوار نظامی و پيصد سوار کشاده و هفت
بیرق خاصه دار و چهار ضرب توپ نصف شبی از غزنین براه واغد روی بسوی قراباغ نهادند ولیلقدر نموده
هنگام ظهر از جیل معروف بکیچه غلامان که مشرف بتوده گلستان خان است بدشت قراباغ فرود شدند و از قلاع
گلستان خان سواره نظام را بامر تاختن کرده میمنه تن سردار با فوپها و فوج پیاده نظام ودسته های خاصه دار
از قفای سوار بسرعت راه برگرفتند و نزديك قلعة سفيد خواجه رسیده با هم در آویختند و بيك حمله مردم جاغوری
را از پیش برداشته دست بقتل ایشان کشودند و از جانب دیگر مردم ناصری کوچی که باتمام هزاره معاند واینوقت
قبائل شان در قراباغ بودند در قتل هزاره شريك لشكر پادشاهی شده بسیار تن از مردم قراباغ را نیز با مردم
جاغوری بکشتند و دو صد تن از کشتگانرا سر بریده سرهای ایشانرا بکابل فرستادند و ایصال تاکنون بسال سر بریده
نامزد و زبان زد ایام است و پس از انجام کار هزاره علوفه و آذوقة سیف الله خان و جلندر خان را آماده نموده
در قلعه مذکوره گذاشته خود شان از راه موشکی بغزنین مراجعت کردند و در خلال احوال مذکوره امیر شیر
علیخان که از هرات روی بسوی قندهار نهاده و حکومت فراه را بسردار میر افضل خان داده وارد قندهار
شده بود آهنگ کابل کرد
ذکر توجه امیر شیر علیخان
( از قندهار جانب کابل )
چون امیر شیر علیخان وارد قندهار گردیده مکث و اقامترا استوار مشاهده کرد سردار محمد هاشم
خان را بحکومت قندهار گماشته خود با سپاه آراسته راه کابل برگرفت و امیر محمد اعظم خان از توجه او آگاه گشته
سردار شمس الدین خان بن سردار امیر محمد خان مرحوم را بحکومت کابل مأمور فرموده منشوری بنام سردار محمد اسمعیل
خان اصدار نمود که بهیچ طغرا فرمان بنام شما اصدار یافته که ره نورد کابل شوید و تاکنون احوالدیکی ظاهر نگشت
حالا میباید که بلادرنك آهنك كابل نمائی و پس از ارسال این فرمان مستوفی عبدالرزاق خان را که از سبب هوا
خواه بودنش با میر شیر علیخان محبوس کرده و پنجاه هزار روپیه از و جریمه گرفته بود در قداقش هلاك ساخته
بعد با سپاهی که در کابل بود بعزم دفع امیر شیر علیخان راه غزنین برگرفت و فرمانی بنام سردار عبدالرحمن خان اصدار
فرمود که کار میمنه را فرو گذاشته بتعجیل هر چه تمامتر جانب غزنین رهسپر شود و سردار محمد اسمعیل خان را
از خود پیشتر روانه دارد و احکام او در هنگا میکه میر محمد حسین خان والی میمنه اطاعت کرده بود بسردار
عبدالرحمن خان رسید و میر مذکورد که قرآن فرستاده طالب امان شده و چهل هزار مثقال طلای مسكوك برژمه
گرفته بود که در هر سال مبلغ مزبور را بکار گذاران پادشاهی برساند چنانچه یکساله را با دیگر تحف و هدايا رسانيده
و پیش کشیده بود که منشور مسطور امير محمد اعظم خان پر تو وصول افگنده سردار عبدالرحمن خان بشفاعت
والی میمنه از تقصیرات میران ترکستان که در انجا پناه گزیده بودند در گذشته شش عراده اکواب والی میمنه را نیز
برگرفت و مقارن ايصال منشور مذکور از پایه سریر سلطنت بسردار محمد اسمعیل خان رسیده از ملاحظة سردار
عبدالرحمن خان گذارش داده چون فرامین سابقه را با و نشان نداده و امیر محمد اعظم خان چنانچه گذشت مرقوم فرموده
بود از سردار عبدالرحمن خان گله کرده راه کابل بر گرفت و از قفای او سردار عبدالرحمن خان نیز بامر امیر محمد
اعظم خان از میمنه در بلخ مراجعت کرد و سردار محمد اسمعیل خان باراده اینکه دست بردی بمال رعایای ترکستان
نماید دو منزل یکی راه بریده خواست که خود را از سردار عبدالرحمن خان دور کند اما او بفراست عنیم او را دانسته
از دنبال او عنان سرعت باز نکشید تا که هر دو تن با هم وارد شبرغان شدند و در نجا عریضة كرنيل سهراب خان
و فرمانی که امیر محمد اعظم خان با سردار محمد شریف خان که محبوس نموده بترکستان فرستاده بود از تخته پل بسردار
ذکر توجه امیر شیر علی خان از قندهار جانب کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
