Machine transcription
(٢٦٥)
( جلد دوم ) ( ذکر وقایع عهد امارت اعلیحضرت امیر شیر علیخان ) ( سراج التواریخ )
قندهار بعزر کاب بوس معزز گشته از طرف سردار مذکور بعرض رسانید که او استدعا دارد که از راه خدمت
بالشکر آراسته راه بر گرفته روی بسوی ترکستان آرد وامیر شیرعلی خان بحضرتام لب بدشنام او گشوده فرمود
که در هنگام توجیه را یات عالیات از هرات جانب قندهار واز انجا جانب کابل استخفافیکه(۱) ازوی دیدم از خاطرم
نرفته است که اکنون او را ببر و در امور خویش مدد کارپندارم باری ما را بیاری او احتیاجی نیست اینرا گفته سردار مدد
خانرا رخصت مراجعت داده پیام فرستاد که اگر وی نیز هوائی در سر و ادعای در دل داشته باشد فرصتی بهتر ازین که
رایات عالیات جانب ترکستان رهسپرند میسرش نخواهد گشت که از قندهار با سپاه زهسپار کابل گردیده مراددل
حاصل کند والاپس از انجام مهام ترکستان جزای کردارش بکنارش نهاده ومکافات رفتارش داده خواهد شد
وخودره نورد منزل مقصود گردیده در چاریکار فرود گشت و اقامت گزید باعلم باحوال سردار محمدافضل خان
آورده بعد از روی دادسکی بکار پردازد و مقارن اینحال سردار محمدشریف خان ازقراه بایگفوج پیاده وسه هزار
سوار از راه معاونت وارد کابل شده باهمراهی شیرعلی خان متوقف گشت وازان سوی سردار محمد افضل خان از روی
نهادن امیر شیرعلی خان جانب ترکستان خبر یافته باسردار محمداسلم خان وعبدالرؤف خان وامیر خان که آتش افروز
شورو فغان بودند وچنین حادثات را از خداوند میخواستند جهت مشورت خلوت گزیده صلاح کارجست و آن
سه تن که جاذبین ضمیر او بودند وچنان روی دل اورا بسوی خود کرده بودند که سردار عبدالرحمن خان باوجود
نسبت فرزندی در محفلیکه ایشان حاضر می بودند نزد پدرش راه نداشت خلاصه هرچه آنها از کینه وعداوت بزبان
راندند و بمقابله امیر شیرعلی خان ترغیب و تحریص کردند میرزا احد خان کشمیری تصدیق گفتار ایشانرا نموده
حجت ودلیل آورده میگفت که تمامت مردم کابل باشما یار واز اميرشيرعلی خان بیزارند چنانچه هنگامیکه بامر شما در
کابل رفته بودم همه را دیده و آزموده ام که باشما متحد ومتفقند وبرصدق مقال خویش چند قطعه مکتوبیکه از
سرداران کابل باخود برده بود بر آورده گواه میساخت ودروغ خود را بکرسی صدق می نشاند تا که از گفتار غرض
آلود کار را بدانجا رسانیدند که سردار محمدافضل خان میرآتالیق رئیس سابقه قطغن را که سردار عبدالرحمن خان
بزحمت ومشقت بسیار ولایت قطغن را از قبضه او کشیده متصرف شده بودپیش خوانده آنولایت را بوی رد کرده
سردار عبدالرحمن خانرا مأمور تختیه پل فرمود واو هرچند از رفتنش در تختیه پل ومحاربه
نکردن باامیر شیر علی خان سرباز زده دليل وبرهان آورد بمحل قبول نیفتاده بگفتۀ آنانیکه
آنفاً مذکور شدند روانه تختیه پلش کرد بعد آنقدر درنگ کرد که برای حمل ونقل چهارده لك روپيه که
سردار عبدالرحمن خان فراهم کرده بود صندوقها ساخته ازخان آباد بآهنگ مدافعة اميرشير علیخان راه برگرفت
ونائب غلام احمد خان ونیاز محمد خان وجنرال محمد زمانخان وکرنیل سهراب خان وکرنیل ولی محمد خان وجمعی
از دلیران سپاه را امر پیش رفتن کرد و خود یکمنزل بعد از قفای ایشان راه برگرفت وامیر شیر علیخان قبل
از حرکت او چهار پنج هزار پیاده خاصه دار بسرکردگی میرآخور احمد خان و سرافراز خان بابكر خيل ومير
اعظم شاه کوهستانی مأمور درۀ باجگاه کرده سنگر برافراشته بود
(۱)
استخفاف
سبکی کردن
ذكر محاربه
با جکاه و مغلوب
شدن سپاه
سر دار محمد
افضل خان
( ذکر محاربه باجگاه )
( وهزیمت یافتن سپاه سردار محمد افضل خان )
و آنگاه که سپاه پیش تاز سردار محمد افضل خان درموضع مدر فرود گشته لشکرگاه ساخت نیاز محمد خان
بابکرخیل باسرافراز خان که در باجگاه جای گزیده وبانو نسبت هم قبیله گی وقومی داشت راه ارسال رسایل باز کرده
روی دلش را ازامیرشیر علیخان بگردانید چنانچه مشاراليه دست ازجنك کشیده وچشم از حقوق نمك پوشيده
بالشکر سردار محمد افضل خان طرح مراوده انداخت وازين امر خاصه داران که در درۀ باجگاه سنگر برافراشته
استوار نشسته بودند منتشر و پراگنده شدند و از مشاهده اینحال میر آخور احمد خان باجگاه را فرو گذاشته
ازراه فرار وارد سیغان شد ودرروز ورود بدانجا سردار محمد علیخان وارد منزل کهمرد گردیده ازدست رفتن
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
