Machine transcription
(۲۰)
( جلد اول ) ( ذکر سلطنت اعلیحضرت احمد شاه ) ( سراج التواريخ )
با فوجی از خود بسر مراد خان حاکم دوآبه فرستاد جنك دست داده بلند خان بقتل رسید ومراد خان
با سرفراز خان تاب نیاورده از راه کرز نزد سردار جهانخان وشاهزاده شدند وسکهان تمام پرگنات دوآبه
خصوصاً جالندر را یغما واشاره آدینه بيك تاراج کردند و در خلال اینحال کنانه را وو شمشیر بهادر نامان
برادران بالا جی را وبا هولکر وغیره سرداران اهل هنود با سپاه نامعدود آتش فتنه برافروخته از دکهن روی
بتسخیر وسخیر چاب هند آوردند و چون بحوالی شاهجهان آباد رسیدند آدینه بيك را غنیمه مراد شگفته بارسال
رسایل ومکاتیب پس ازین ایشان را دعوت بجانب کرد و آنان که خواهان این شور وفغان بودند از آنجا که رسیده
بودند روی فساد بسوی لاهور آوردند وچون بنزديك سهرند رسیدند عبدالصمدخان حاکم آنجا مدافعه برخواسته
بکار زار پرداخت ودر جنگ گاه دستگیر خصم شده سردار جهانخان نظر بازدحام اهل هنود وقلت جمعیت خود
اقامه لاهور را از صواب دور دانسته با شهزاده تیمور لاهور را گذاشته در چهار محل وزین آباد رفته بدور
خویش سنگری افراشته کوش بآواز نشستند وازانوی اردوی اهل هنود لاهور را بی شایبه کلفت متصرف
شده از عقب شهزاده رو بجانب چهار محل نهادند وشهزاده تیمور با سردار جهانخان اگر چه در کشش
و کوشش صرف همت نمودند ولیکن در آخر کار نظر بکثرت لشکر هند وقلت افاغنه سردار جهانخان راخوف
مستولی گشته بخود اندیشید که مبادا از حادثه تقدیر شهزاده باوی اسیر ودستگیر شوند پس همدران ودلیران
را بمهانه شبیخون سلاح آراسته خودش در هنگام عشا شهزاده را برداشته راه فرار بر گرفت و تا قلعه اتك در جائی
عنان باز نکشید و از گذرگاه اتك عبور کرده وارد پشاور شده از آنجا عرض پرداز حضور اعلیحضرت احمد
شاه گشتند وازماجرا برای او نوشت آگاهی دادند و آدینه بيك با مرهتیان از گریختن شهزاده و سردار جهانخان
مستحضر گردیده از تعاقب شان اسپ جلادت تاختند وبسنگر رفته بقیه اردوی شهزاده را قتل وغارت کردند وقراول
ایشان تا آب جیز از عقب شهزاده تاختند واورا نیافته برگشتند و اسیران را بفضیحت ورسوائی وخواری در امرت
سر برده تالاب آنجا را که اعلیحضرت احمد شاه اکنده بود خاک وخاشا کش را بالای امرا پاك كردند و پاتیل
نامی را با چند هزار سوار مأمور باقامه کنار نهر سند نمودند که معابر وسواحل را محافظت نماید تا لشکر
اعلیحضرت احمد شاه بخیرانه پا نهاد اینطرف آب نیابد خلاصه از دیره غازیخان تا ملتان و آب چنا و همه از قبضه
کار گذاران اعلیحضرت احمد شاه بر آمده در تصرف غاصبانه آدینه بيك وسكهان در آمده در هنگام بشكال
سرداران اهل هنود لاهور را با دينه بيك سپرده سالیانه هفتاد و پنج لك روپيه باسم پشکش بر عهده او
گذاشته خود مرهتیان مراجعت کرده بشاهجهان آباد رفتند و بعد از توقف چند روز جنگوکام که بشیر ملك
را بجان اجمیر مامور بود باقامه دهلی معین گشته دیگران عازم دکهن شدند وشورش یزرک در هند برپا کرده راه خویش
گرفتند چنانچه دتاکام سندیبه باتفاق عمادالملك وغیره نجیب الدوله را در موضع سکرتال محاصره کردند واو وزیر
الممالك شجاع الدوله بن جلال الدین حیدر ابو المنصور را بذریعه مكتوب بمعاونت طلبید و همچنین عمادالملک غازی
الدین خان نیز ازوی استمداد جست وشجاع الدوله نخست در امداد هريك از طرفین متردد شده آخر الامر معاونت
نجیب الدوله را اقرب بصواب دانسته از راه یاری او عازم سکرتال شد و در عین اشتعال نایره قتال داخل سكرتال
گردیده موجب هزیمت مرهتیان نکو هیده خصال گشت سپس شجاع الدوله ونجيب الدوله باتفاق دیگر راجگان
هند وافغانانیکه از تسلط واستیلای مرهتیان رنجیده خاطر شده بودند برعایت حمایت اسلام وحفاظت جان ومملکت
خودها عرايض بحضور اعلیحضرت احمد شاه فرستاده التماس نهضت موکب وی را بجانب هند نمودند و در خلال
حالات مذکور آدينه بيك را كه مبدا و منشأ همۀ مفسده ومصدر تمام فتنه بود اجل موعود در رسیده در ماه
محرم هزار و یکصد و هفتاد و دو سنه ۱۱۷۲ راه آخرت پیش گرفت و جنگو راؤ پس از فوت او فوجداری سهرند
را بصدیق بيك داده دو آبه را بزوجۀ آدینه بيك سپردوسابا نام مرهته را بصو به داری لاهور کاشت واو پس از رسیدن
در لاهور با توبك اتك لشکر جهت حفاظت سرحد وحراست ثغور مأمور نموده خود بحکومت پرداخت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
