Machine transcription
(۱۳)
( جلد اول ) ( ذکر سلطنت اعلیحضرت احمد شاه ) ( سراج التواريخ )
بقتل رسیدن وزیر الممالك و منتشر شدن لشکریان کان
بگرم وظیفه بود رسیده هلاکش ساخت و ازین قضیه راجه گجری سنگ پسر جیسنگ سوائی را با دیگر
راجگان اجمیر که دوازده هزار سپاه در تحت رایت داشتند کراهت بر شگفته پشت بجنگ دادند و هم يك از راه
هزیمت رو بسوی مقام خویشتن نهادند و با وجود این دورخته بزرگی که کشته گشتن وزیر الممالک و پراکنده
شدن دوازده هزار مرد پیکار از معرکه کار زار بودند و بحصار استواری شهزاده رخ نمودند پای استقامت شهزاده
نلغزيده باتفاق معين الملك ودیگر پد ران صفدر جنك وزير مردانه در محاربه بکوشید تا که از عوارض غریبه
حادثه بلشكر اعلیحضرت احمد شاه درانی رخ داد و آن چنین بود که چند عراده (۱) بان از لاهور بدست آورده
درین حربگاه با خود داشتند در عین گیرودار آنها را بروی کار آوردند لیکن از بی وقوفی وعدم مهارت رو
بسوی خود آتش دادند و بهمراهان خویش راه قتل وجرح کشادند و از صدور اینواقعه با اینکه آثار فتح از دم
شمشیر افاغنه آشکار بود انکساری ببازوی اقتدار شاه درانی رخنهمونه دانست که کاری از پیش نمیتواند برد
لاجرم از راه دور بینی صلح اختیار کرده دست از کار زار کشید و نهر سند را حد فاصله دولتین قرار داده
از راه پشاور وکابل بقندهار مراجعت کرد و شهزاده نیز راه شاه جهان آباد بر گرفته معاودت کرد و اعلیحضرت
محمد شاه کورکانی بنظر بمهان فشانی قمر الدینخان وزیر الممالك واستواری و پایداری میر منو معین الملک ودیگر
اخلاف او که درین جنگ کرده بودند صوبه داری لاهور وملتان را بذریعه منشور بمیر منو معين الملك مفوض
فرموده خودش بیکماه پس از انعقاد رشته مصالحه وفِيصله دعوی پدر و دجهان فانی کرده بدار البقا شتافت
وشهزاده در عرض راه از فوت پدرش آگاه گشته با دل سوگوار داخل شاه جهان آباد شد و پس از طی بساط
تعزیت بر تِحت سلطنت جلوس فرموده صفدر جنك را وزیر خویش قرار داد
(۱) بان بالفظ
هندی
چیزیست که
بباروت پر
کرده بقد
اتش بر فوج
مخالف اندازند
و آن بشکل
هوائی باشد
کهاتش بازی
معروفست
۱۲ از غیاث
اللغات چنانچه
در لفظ اهالی
قزلباش راکت
میگویند
ذکر حمله
دوم اعلیحضرت
احمد شاه بر
پردۀ میر منو
۲ قرار بیان
خزانۀ عامره
و صاحب تاریخ
احمدی وتاریخ
سلطانی
—( ذكر حمله سوم اعلیحضرت احمد شاه )—
( بر لاهور و پیش کشی گذاشتن بر ذمه میر منو )
(۲) در سال هزار و شصت و دو هجری اعلیحضرت احمد شاه را دیگر باره همت کشور کشائی دامنکیر ضمیر شده
از کابل رایات عالیات را جانب لاهور شقه کشا فرموده با میر منو معين الملك جنك نقابی کرده بصلح انجام
یافت و اعلیحضرت احمدشاه باراضی متصرفه اعلیحضر ت نادرشاه اکتفا کرده مالیات سیالکوت وگجرات و اوزنك
آباد و پد سر با امرت سر هم چهار محال را برسم واسم پیش کشی بر عهده میر منو گذاشت که بسبیل استمرار
بکار پردازان دیوان اعلای شاهی سپار دو خود جانب کابل و قندهار رایت مراجعت افراشت بعد از رسیدن
بقندهار بعضی از امراء که دا من ضمیر شان بلوث حسد آلوده گشته بر قتل اعلیحضرت احمد شاه همداستان شده
بودند واواز کید ایشان خبر یافته از ان جمله نور محمد خان علیزائی میر افغان و کادودن و محبت خان فوفل زائی
و عثمان خان توپی باشی و چندی دیگر که بواقعی منشأ آن فتنه بودند همه را در جبیکه نیت مقصود شاه واقع
سمت شمال شرقی شهر قندهار مقرموكب شاهی بود در موقف مواخذه حاضر فرموده حکم قتل نمود وهمه را
بیاسا رسانیده بجز از عبدالخان که دست تقدیرش بخرطوم پیل بچیده در پیش تخت انداخت و از مهلکه اش رها
ساخت دیگران بقتل رسیده خاطر اعلیحضرت احمد شاه از خار خار فتنه ایشان بپرداخت
ذکر توجه
اعلیحضرت
احمد شاه
بجانب خراسان
۳ قرار نوشته
تاریخ احمدی
و تاریخ سلطانی
وعلى قلى
میرزای اعتماد
السلطنة ايراني
و سرجان مالکم
—( ذكر توجه اعلیحضرت احمد شاه بجانب خراسان )—
(۳) آنگاه که اعلیحضرت نادر شاه بقتل رسید شاهرخ میرزا نواده او را که دخترزاده سلطان حسین و جوان
نیکواندامی بود و با خواص وعوام حسن معاشرت و رحم جبلی داشت مردم جانب او بنظر سلطنت میدیدند لیکن
بنا بر فتور ایام سید محمد نامی متولى عام در طمع پادشاهی افتاده از آنجا که پدرش سید داؤد نام شخص پارسا
وشوهر خواهرسلطان حسین میرزا بود بزرگ زادگی را مایه سروری خود دانسته داعی این سِتُرگ شد ونخست
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
