Machine transcription
(۱۸۸)
( جلد اول ) ( ذكر وقایع ایام حکومت چکمت شهزاده شاه پور ) ( سراج التواریخ )
(۱) حفاوت بمعنی مهربانی و شفقت
(۲) جمازه شتر مهاری
ذکر معاهده انگلیسان با امیر کبیر
نشستن داده بود و چند دفعه خواهش آمدن قندهار را از شاه قاجار نموده قصد کرد که در آنجا آمده با سپاه انگلیس مصاف دهد بنا بر حفاوت (۱) دیرینه دولت انگلیس که با دولت ایران در میان بود کامیاب نگشته رخصت مراجعت نیافت تا این هنگام که سپاه انگلیس راه هند و مقام خویش برگرفت و با وزیر محمد اکبر خان بعد از منصوب شدن شهزاده شاه پور بحکومت کابل چنانچه بیاید طرح معاهده انداخته و محبوسین و گروگانان خود را گرفته عازم هند شدند عباس قلیخان والی شهر کرمان خواست که بر طبق مرام سردار کهندل خان رفتار نماید و نیز سردار معزی الیه اجازت مراجعت افغانستارا از کارداران دولت ایران حاصل کرد پس سردار رحمدل خان برادر خود را در کرمان فرستاده از اجازت یافتن معاودتش بافغانستان عباس قلیخان را آگاه کرد و او فورا دم مفرد کرد که در منازل فرودگاه سردار کهندل خان از موضع نرماشیر تا سرحد افغانستان و سیستان آزوقه و علوفه مهیا و آماده نمود و اسمعیل خان بر کرده جمازه (۲) سواران و نایب الحکومه بم و نرماشیر را نیز امر کرد که صد نفر اشتر علوفه حمل کرده منزل بمنزل باسرداران نقل و تحویل دهند و چند تن کارز کن نیز با خود بردارند تا در هر جا که محتاج بآب شوند زمین را کنده آب بر آورند و هم محمد رضا خان حاکم سیستان را مکتوب فرستاد که لشکر شایان با ایشان همراه سازد تا در قندهار رسیده متمکن شوند آنگاه مراجعت کنند بعد سردار کهندل خان از شهر بابك راه قندهار بر گرفته چون وارد سیستان شد محمد رضا خان حاکم آنجا لطف علیخان پسر خود را باسه هزار سوار ملازم رکاب سردار والا تبار ساخت و او تا قندهار طریق خدمت و ملازمت پیموده از سردار کهندل خان رقم رضا مندی گرفته نزد عباس قلیخان والی کرمان فرستاد که حسب الامر کار گذاران دولت همرا در قندهار رسانیده بر مسند حکومت قندهار قرار گرفتم و لطف علیخان بن محمد رضا خان حاکم سیستان را که بامن همراه و خادم راه بود بمحافظت ارك قندهار مأمور داشته ام و عباس قلیخان بجایزه این خدمت خنجر و کارد مرصع با دیگر اشیاء نفیسه برای محمد رضا خان پدر لطف علیخان فرستاد
« ذكر معاهده انگلیسان با اعلیحضرت امیر دوست محمد خان »
( و مراجعت وزیر محمد اکبر خان از تاشقرغان )
در خلال احوال مذکوره که وزیر محمد اکبر خان بعزم جهاد در موضع ترین باتازیان شجاعت نهاد اقامه گزیده سردار سلطان احمد خان بن سردار محمد عظیم خان مرحوم را راه گیری لشکر انگلیس که از جانب قندهار رو بطرف کابل نهاده بودند فرستاد لارد آکلند پالنبرا گورنر جنرل کشور هند برعایت خلاص ساختن امرا و گروگانان انگلیسان که در دست وزیر محمد اکبر خان و در کابل و بدیع آباد نغان بودند با امیر کبیر طرح معاهده انداخته قرار داد که بوزیر محمد اکبر خان پسرش مکتوب فرستاده او را از محاربه با سپاه انگلیس باز دارد و هم اسیران و گروگانانرا که در نزد خود دارد وا گذاشته بسر کردگان فوجیکه در افغانستانند بسپارد تا سپاه انگلیس از مملکت افغانستان بیرون شده با میر کبیر وا گذارد بعد امیر کبیر از هند بکابل مراجعت نموده بکار امارت پردازد و با وزیر مذکور ترك قتال و جدال کرده جانب خلر یعنی تاشقرغان رود تا افواج دولتی از دست برد او ایمن شده از جلال آباد و قندهار جانب کابل راه پیموده نامی برای دولت حاصل نموده پس از توقف اندک زمانی اسیران و گروگانان را با خود گرفته در مملکت هند آیند و افغانستان را با میر کبیر بگذارند و امیر کبیر این قرار داد گورنر جنرال را پذیرفته برای وزیر محمد اکبر خان نوشت و مکتوب او در موضع ترین بوزیر محمد اکبر خان رسیده چنانچه از پیش رقم شد راه تاشقرغان بر گرفت و بسردار سلطان احمد خان نیز جریده نامه خبر داد که دست از محاربه انگلیسان کشیده سد راه ایشان نشود چنانچه از جانب قندهار و جلال آباد لشکر انگلیس بپیاهی داخل کابل شده فتح جات را بقراری که مذکور شد بمسند حکومت بر نشانیدند و او از مکتوبی که گورنر جنرال بر طبق قرار داد و معاهده اش که با امیر کبیر کرده بجنرال پالک فرستاده امر مراجعت سپاه انگلیس را از افغانستان صادر فرمود چنانچه مرقوم گشت خبر یافته از سلطنت استعفاء کرد و عازم هند شد و شهزاده شاه پور بر تخت حکومت
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
