Machine transcription
( ١٨٥ )
( جلد اول ) ( ذكر وقايع ايام پادشاهی فتح جنك ) ( سراج التواريخ )
ومال وجان وناموس او باشم وهرگاه بمال وجان وناموس سلطنت اراده عداوت و خصمی كنم وظاهراً و باطناً
واشارة وكناية باياء والقای دیگری مخالفت از امرش نمايم و باطريق غدر و خيانت پويم بغضب ولعنت خدای
عز وجل وملائكة مقربين ونفرين پيغمبر آخر الزمان واصحاب كبار وامامان دين ومجتهدين شرع متين گرفتار باشم
وهرگاه درين اقرار خود ثابت قدم وراسخ دم نباشم از رحمت خدا و شفاعت حضرت احمد مجتبی محمد مصطفی
صلى الله عليه و آله وسلم بي بهره و بي نصيب باشم فقط ومهر برنهاده دستخط كرد وهم چنين امين الله خان و محمد شاه
خان ضمانت نامه جداگانه نوشته بشاه سپردند بعد دروازه های بالاحصار را بروی هم گشوده وزير محمد اكبر خان
داخل بالاحصار شد وجماعة بساولان و چوب داران و پاسبانانيكه بدور شاه ومسلح بودند همه را دور كرده نزد
خود آورد و هراسیكه از آنان در دل داشت رفع كرده افواج هندی و غیره سپاه شاهی را از سواره و پیاده و توپخانه
در زيرفرمان كرد ومبلغ دولت روپيه بنام مواجب سپاه و ديگر مصارف كاه وبيگاه كه اضافه ازان در خزانه شاه
نبود بتصرف خود آورد و بدينوال بکار وزارت پرداخته امور سلطنت شاه فتح جنك را راست همی نمود تا كه
مكتوب شاه فتح جنك را كه بجنرال پاك در جلال آباد فرستاده دعوت آمدن بكابلش نموده بود از عرض راه
بدست يكي از هواخواهان وزير محمد اكبر خان افتاده بوی رسانيد و او اين مكتوب شاه فتح جنك را بخلاف
اسلوب تام و ننك ديده ناقض عهدش شمرد و شاه را محبوس فرموده هرچه از جواهر ثمينه و اجناس نفیسه كه در
اندوخته داشت همه را ضبط نمود و بدان نیز اكتفاء نكرده خواست كه شاه را بضرب چوب عقاب وعذاب كرده
هرچه دارد بتصرف آرد بعد هلاكش سازد وشاه ازين عزم او آگاه كشته شب هنگامی بواسطه محمد زمان خان
عرب بالاحصاری سقف زندان را شكافته پیاری او و چندی دیگر از بام بام بگريخت و از دروازه خونی بیرون شده
خود را بچند اول كشيده در خانه يكي از قزلباشیه چند اول متواری گشت و صاحب آنخانه را كه از اقرباء میرزا
ابراهيم خان منشی باشی بود نزد او و ميرزا حيدر عليخان لشكر نويس فرستاده از حالت خویش آگاهی داد و آن
دو تن چون در نزد نائب امین الله خان نظر بند بودند از گریختن شاه خورسند شده تدبیری اندیشیده برشوت
سرافراز خان برادر امين الله خان و خواجه خانجی را گرفتار دام نفس ساخته اسب و سلاح شاه را اراسته
از چنداول با چند نفر درشپو گرد بردند و از انجا براه منگین و سرخاب در جلال آباد بنزد جنرال پاك انگليس
رسانيدند وشاه بي دستگاه با جنرال مذکور سخن از عهد پدرش شاه شجاع که با دولت انگلیس کرده بود در میان
آورده گفت كه لشكر كشيدن دولت انگلیس بجانب افغانستان برون از غایت اندیشی وخیر دولت خودش چیزی
دیگر نبوده که پدرم شاه مقتول را که از درگاه دولت و قایه اقامت داشت هرگزش امداد بلكه ياد نكرد تا كه شاه
ایران هرات را در محاصره انداخت و الکساندر بارنس فرستاده دولت مذکوره از امیر دوست محمد خان نسبت
نخود استخفاف ديده از راه حقارت بهند مراجعت كرد آنگاه دولت انگلیس تحقیر او را در نزد پدرم باعث
دشمنی دولتش با امير دوست محمد خان ابراز داده واسطه دوستی آن مرحوم را با خود اظهار كردند
چنانچه بپاس حفاظت کشور هند با او معاهده نموده جيش بجانب افغانستان در جنبش آوردند و با آنكه بتمامت
سپاهش هلاک شد چون شاه ایران هرات را فرو گذاشت دیگربه راه خون خواهی خويش نپیمودند
و بحال عهديكه كرده بودند ياد ننمودند اگر نه چشمان است من پیمان عهديكه از دولت انگلیس و پدرم
در میان است تاكنونش استوار داشته روی بسوی شما آوردم تا اگر بر عهد خود استوار باشید از راه معاونت
با من بجانب کابل روی خواهید آورد و الامشتی از دولت انگلیس بر ذمت من نخواهد بود وهم در نزد تمام جهانیان
مدعا جوئی و طريق خلاف پوئی شما منكشف خواهد گشت وجنرال پاك را گفتار شاه فتح جنك بغايت كران
نموده از راه ننك آهنگ یاری وی كرد تا این نام بدرا که او منسوب بدولت انگلیس نمود از افواه دور نماید ذکر توجه
( ذکر توجه نمودن لشکر انگلیس ) نمودن لشکر
( از راه معاونت شاه فتح جنك بجانب كابل ) انگلیس
چون وزیر محمد اکبر خان از ورود شاه فتح جنك در جلال آباد و معاونت خواستنش از جنرال باك آگاه گشت بجانب کابل
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
