Machine transcription
(۲۸۳)
( جلد اول ) ( ذكر وقایعی که بعد از شاه شجاع رویداده است ) ( سراج التواريخ )
خواهش عهد و پیمان کرده ایشان مطابق بیغوله کرده بودند عهد نامه نگاشته بآنان موثق ساخته مهر بر نهاده
بوی سپردند الا چند تن از هواخواهان نواب محمد زمان خان كه از اطاعت فتح جنك شاه سر باز زدند دیگران
با نظام سلطنت او را گردن نهادند واز عطای خلع فاخره سر افرازی یافتند بعد همگان زام تنبیه و تهدید نواب
محمد زمان خان كه از بیعت فتح جنك روی بر تافته بود بسالاری نائب امین الله خان پیش گرفتند ونواب مذكور را
امر كردند كه با منسوبانش از مملكت بیرون شود و او میر درویش معروف بمیر حاجی را نزد امین الله خان فرستاد
كه دو روز او را مهلت دهد تا احمال و اثقال و عیال و اطفال خود را بفراغ بال حمل داده راه دیگر مملکت
بر گیرد و نائب امین الله خان شفاعت میر درویش را که مقتدای انام بود نپذیرفته بلكه از شیب استشفاع که سخت
گفته اصرار نمود نائب امین الله خان روی او را از ضرب سیلی بحدست و از یعنی همه مردم شوریده خانه نائب
امین الله خان را تاراج كردند و او خود را هدف تیر ملامت ملت مشاهده نموده از راه فرار در بالاحصار نزد
شاه فتح جنك رفت وقضيه منعكس شده مردم یکه بالو در اخراج نواب محمد زمان خان همدانستان بودند از راه
عداوت او رو ببالا حصار نهادند و او باشاء فتح جنک ابواب بالا حصار را بربسته محصور گشتند و شهزاده
شاه پور را با چیزی از پیاده و سوار در قریه بینی حصار فرستادند تا علوفه و آزوقه از آنجا در بالا حصار رساند
كه در قلعه داری پایداری نموده بسختی دو چار نشوند و نواب محمد زمان خان باهمراهانش از راه هند کی و چار
آسیاب بعزم استیصال شهزاده بار كاب نهاد و از جانب موسهی لهو كرد در بینی حصار برسر شهزاده شاه پور
تاخته باهم در آویختند و خانین سر گرم پیکار و گرفتار کار زار بودند که ناگهان سردار عبد السلام خان بن
سردار اکرم خان با میرالی با سوارانش از شهزاده رو بر تافته بنواب محمد زمان خان پیوست و از یمنی هزیمت در
همراهان شهزاده افتاده رو بگریز نهادند و سراسیمه سان داخل بالا حصار شدند و شاه فتح جنك همه ابواب بالا
حصار را بربسته بقلعه داری پرداخت و بکدروازه را غافلگیر نکرده برای آمد شد همچنان قفل برنهاده گذاشته
چندی از اسلحه داران را بمحافظت آن کاشت و نواب محمد زمانخان عنان ظفر در دست از عقب شهزاده داخل
شهر شد و شاه فتح جنك باشهراد كان ونائب امین الله خان و مردم ابو کردی كه بكمك ويارى نائب مذكور آمده
بودند و مردم بالا حصاری شب را بپاسداری روز رسانیده و روزانه در بین بالا حصار وشهر و کوچه و بازار از
پشت باره حصار بجنگ و پیکار همی گرائیدند تا كه شاه فتح جنك از كثرت کار زار دلتنك شده بانائب امين الله
خان مشورت نموده قرار دادند که در میدان محاربه بیرون گشته کار را یکسره كنند چنانچه بنواب محمد زمانخان
پیام دادند كه تا کی در میان کوچه و بازار هنگامه گیر و دار بپا واستوار بوده مردم سكته شهر وبالا حصار
گرفتار ایذا و آزار باشند میباید که جانبین در مریکاه رو نهاده کار را یکطرفه سازیم و نواب محمد زمان خان پاسخ داد
که فردا در تپه مرنجان فراز شده باهم محاربه را استوار داشته کار را فیصله كنيم و جا نبین روز دیگر بزیر پشته
مرنجان برشده بمقاتله گرائیدند و در عين گيرو دار پای ثبات شجاع الدوله بن نواب محمد زمانخان وشاه دوله خان
و سردار محمد عثمان خان كه در قلب گاه جای داشتند لغزیده خواستند كه عنان باز کشیده راه هزیمت بسپرند که ناگهان
سردار محمد اکبر خان با سردار سلطان احمد خان که تا اینوقت بعزم جهاد در تیزین اقامت داشتند و از واقعات مذكوره
کابل آگاه شده رو بکابل نهاده بودند از گردراه در رسیده دخل حربگاه شدند و با سه صد سواریکه همراه داشتند
بر لشکر شاه فتح جنك تاخته سراسیمه اش ساختند و نواب محمد زمانخان و همراها نش كه در حالت هزیمت یافتن
بودند قوی دل گردیده پای جلادت فشرده با تفاق همدگر شاه فتح جنك وسپاهش را مغلوب ساختند و شاه بانائب
امین الله خان در بالاحصار در آمده دوباره حصاری گشتند و درین جنك زیاده برسه چهار صد تن از طرفین مقتول
و مجروح گردیدند و سردار محمد اكبر خان با نواب محمد زمانخان و دیگر سرداران تا دوازده بالاحصار تعاقب نموده
ابواب شاهی را متصرف گشته بعد داخل شهر کابل شدند و نائب امین الله خان از رسیدن سردار محمد اکبر خان
خوفناك گرديده بتوسط و میانجروی محمد شاه خان بابكر خیل باوی طرح مراوده انداخت و دختر خود را برسم
ز ناشوئی با و وعده داده اطمینان خاطر حاصل کرد بعد از بالاحصار بیرون شده دخترش را نزد سردار محمد اکبر
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
