Machine transcription
(۱٥۹)
( جلد اول ) ( ذکر وقایع عهد سلطنت دومی شاه شجاع ) ( سراج التواريخ )
رنج و تعب مبتلا گشته توان نشستن زاویه گمنامی و تاب کشش بادیه ناکامی را نخواهم داشت پس اقرب بصواب
آنست که نزد سرولیم جی مکناتن رفته هر بهبودی که او بیندیشد پذیرفته بابدامن اصطبار پیچم و این امر را
از نائب سلطان خان نیز مشورت جسته پسندیدۀ او و خاطر اشرف گشته عازم شهر کابل شد و در حدود قلعۀ محمود خان
بیات که حال بامر اعلیحضرت سراج الملة والدین بجای آن عمارت نیکو نظارت فوجپلخ سر باوج تفاخر برافراخته
است رسیده از پل واقع موضع مذکور عبور کرده بقرب بالاحصار بسواران نظامی که از قفا و پیش رو و یمین
و یسار سرولیم جی مکناتن که بتفرج و گردش بیرون شده بجانب بالاحصار معاودت کرده بود پیوسته همچنان آهسته
آهسته از عقب ایشان اسپ رانده چون از دروازه شاه شهید داخل بالاحصار شد نائب سلطان خان بامر امیرکبیر
از سواران دنباله رو پرسش نام آنرا که به تغتز اسپ میراند نموده و مکشوف داشت که سرولیم جی مکناتن است
بعد پایهای امیرکبیر خبر رسیدنش را پیش شده بمکناتن اظهار داشت و او چون سرداران که هزیمتیان لشکر انگلیس
را چنانچه آنقاً مذکور گشت تعاقب نموده تا کنون در کوهستان بازار کارزار گرم بود سراسیمه سان از نائب
سلطان خان پرسید که بالشکر (۱) و هنوز نائب سلطان خان جواب نگفته بود که امیر کبیر در رسیده و سر ولیم جی مکناتن
بفراست او را شناخته هر دو تن از اسپان خویش فرود آمدند و پس از احوال پرسی مرسوم دست امیر کبیر را گرفته
در باغیکه امیرکبیر ساخته و از اشجار و ریاحین پرداخته بود برده با هم داخل منزل شدند و در صدر اوطاق چوکی
برای امیرکبیر گذاشته برنشانید و چوکی خود را فروتر گذاشته بر نشست و زبان اعزاز و اکرام کشود .
ذکر مکالمه سرولیم جی مکناتن با امیر کبیر
و مأمور شدن وی باقامه هند
قبل از انکه سخن در میان رانده شود امیرکبیر برسم شاهانه که در وقت تسلیم شمشیر میسپارند شمشیرش را
از کمر کشوده پیش سر ولیم جی مکناتن نهاد و وی به تعظیم شمشیر از جای خواسته و آنرا بدست گرفته بر زبان راند
که امیر صاحب شما در هندوستان میروید و امیرکبیر پاسخ داد که حالا که نزد شما آمده ام هرچه بگوئید پذیرا است
بعد التماس کرد که سردار محمد افضل خان تا حال به سپاه ما سر گرم قتال و جدال است برایش بنویسید که دست
از جنک کشیده نزد شما آید و امیرکبیر چاقو و عينك خود را دست سواری بطریق نشانی فرستاده وی نزد
والد ماجدش آمد و قیل از ورود او در شب اول که امیر کبیر بعد از ملاقات سرولیم جی مکناتن بخیمۀ که در صحن باغ
برایش افراشتند تشریف برده روز دیگر مکناتن از امیر کبیر التماس نمود که باشاه شجاع ملاقات نماید اما امیر کبیر این مسئول
او را قبول نفرموده گفت ما را باشاه شجاع کاری نیست نزد شما آمده ام نه به بیعت و اطاعت او و سر ولیم جی
مکناتن گفت که نظر بپاس سلطنت که او را است سزاوار است که نزدوی روید امیر کبیر جواب داد که شما
او را بپاد شاهی برداشته اید نه جمعی از اهل حل و عقد اگر نه چنین است شهادت از اعمالش باز دارید تا مفهوم شما
و بحر دان جهان شود که کدام کس سزاوار پادشاهی است و اعیان مملکت با کدام رغبت کرد بدۀ احسان کیست
و اگر حرفی داشته باشد حاضر آمده خودش بحضور شما با نشا فهه ادا نماید و سرولیم جی مکناتن ظاهر آسکوت
کرده دیگر چیزی نگفت لیکن باطناً از سخنان امیرکبیر غنچۀ خاطرش از هوای خرمی بشگفت که وی غیز از
نزاع دیگر کاری باشاه شجاع ندارد و پس از سخنان مذکوره سردار محمد افضل خان جهت آوردن حرم محترم
مأمور غزنین شده خود امیرکبیر با یکتن از زوجاتش که دختر ناظر خیرالله خان عرب و در کابل بود معطل
برسیدن سرادقات حرم با احتشام نکرده باستصواب انکلیسان راه کشور هند بر گرفت و یکفوج سواره با یکفوج
پیاده از سپاه انگلیس بهمر اهی و پاسداری او مأمور شد و در خلال احوال مذکوره سردار شیر علیخان و سردار
محمد اعظم خان و سردار محمد اکرم خان که با حرم محترم چنانچه از پیش رقم شد از تاشقر غان آمده مأمور باقامه
غزنین شده بودند قبل از ورود امیر کبیر در کوهستان بوقت محاربه با میان هم پیمان احرام جهاد بسته با هم
قرآن دادند که سردار محمد اکرم خان متوقف غزنین بوده دوتن دیگر در بین طوائف اندری و ترکی و سایان خیل
(۱) یعنی
با لشکر آمد.
ذکر مکالمه
مکناتن با امیر
کبیر
ذکر نگاه
نمودن سردار
شیرعلی خان
وسردار محمد
اکرم خان
بعزم جهاد
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
