Machine transcription
( ۱۲۲۳ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
در شالکوت رفته خدمت ملازمت سپاه نظام دولت انگلیس پذیرفته بودند از افسر نظام آنجا سند رخصتی
خانهای خود را حاصل کرده چون وارد قندهار شدند حکمران آنجا تکت راهداري بايشان نداد که راه
منازل و مساکن خود برگیرند و وقائع نگار دولت انگلیس مکتوب شفاعت خود را نزد محمدعلی خان فرستاده
خود را ضامن آنان قرار داد که سند راهداري بآنان بدهد و او نظر بحکم حضرت والا که شرف نفاذ یافته
بود که مردم هزاره را تکت راهداري و راه بیرون شدن از افغانستان ندهند راهداري نداده نوشته وقائع
نگار انگلیس را ارسال کابل نمود وحضرت والا فرمان کرد که مردم هزاره را که از راه خفا وغیرمعروف
فرار کرده و در فوج نظام انگلیس نوکری اختیار نموده اند نگذارند که داخل خاک افغانستان شوند و هم باجنت
بلوچستان نگار داد که اینگونه مردم را رخصت داخل شدن در افغانستان ندهد که مبادا فتنه حادث کنند
و هم درین ایام سید غلام حبیب خان از سادات مردم کابل که از چند سال راه محبت بامیر ابوالقاسم خان نمیپیمود
و در دفتر تشخیص بزیر دستی او روز خدمت محبوری بسر میبرد ومير ابوالقاسم خانش از در سیادت و شرکت
خون امتحان را گرامش میکرد ادعای ابراز خیانت کاردار الانشای پایه سریر سلطنت را که شعبه اول
و بزرك آن مفوض بمير ابوالقاسم خان بود نمود و حضرت والا عرض واستدعای اورا پذیرفته بمنصب سر دفتری
آصف کاردار الانشاء سرافراز وممتازش فرمود و کار هرات وفراه و پشت رود و ترکستان وقطغن وبد خشان
و هزارجات وباميان وا ندر و آب شاه پسند و کوهدامن و کوهستان کابل را بآنحشیم تسلیم او نمود و جلال آباد
و پشاور و غنیین و خوست ولقمان وكلات ومقر و وردك ومكاتب ونجراب وكنر از وارگون و گوملز وزرمت
و لهو گرد وکتر عليا وسفلى و اسمار و دول خارجه را بمير ابوالقاسم برحال داشت وکابل را مشترك قرار داده
از تقسیم و دو حصه شدن کاردار الانشاء در تمامت ولایات نشر اشتهار فرمود که حکام وقضات و عمال وضباط وغيره
کار گذاران هر ولایت عرائض خود را بنام هريك از دوتن که نامبرده شده اند ارسال دارند وسید غلام
حبیب چنانچه باید و شاید و بیاید کار را پیش بردن نتوانسته از تغییر او چنانچه بیاید میرزا عبدالرشید خان که
میرزا عبدالحمید خان پدرش از دست هزاره شیخ علی و میرزا عبدالمجید خان برادرش از دست سردار محمد اسحق
خان در راه خدمت دولت که هرکدام جایها از پیش گذشت کشته شده بودند مأمور کار مذ کور شد و همدر
اثنای ماجرا نیکه بشرح رفت بعضی از مردم ترا کمه سکنه کرکی از مضافات وتوابع بخارا از سبب امری باهم
مخاصمت ورزیده و بمقاتلت گرائیده دوتن در بین جانبین بقتل رسید و از جمله يك جانب هشت تن اهل وعيال
(۱) خم آب واجمال واثقال خود را برداشته و راه فرار در نوشته در موضع خمیاب (۱) داراقامت و قرار فرو هشتند و حاكم كركی
نیز نوشته اند نامه نزد فرامرز خان رساله دار حارس خمیاب فرستاده خواهش بازفرستادن ایشان نموده نوشته کرد که آنها قتله (۲) (۲) قتله جمع
هر دوتن کشته شده گانند باید مراجعت داده شوند تا بعمر قصاص یا ادای دیه بروفق احکام الهی وشریعت بیضا وغرای قاتل
حضرت (رسالت پناهى عليه صلوات الله الملك البارى) بپای برده شود وفرامرز خان این نامه حاکم کرکی را
نزد سپهسالار سوم غلام حیدر خان مقیم مزار شریف فرستاد و او بی آنکه از حضرت والا دستور العمل پاسخ
نوشتن نامه حاکم کرکی بخواهد از طرف خویشتن برای او نوشت که ازینگو نه مردم صدها نفر از خاك افغانستان
فرار اختیار کرده در ما وراء النهر قرار گرفته اند و کار کنان سلطنت افغانستان یکی را از کار گذاران آن
سمت باز پس نخواسته اند بنابران ایشان نیز داده نمیشوند و اینرا بحاکم کرکی نگاشته معروض پایه سر یر سلطنت نیز
داشت و حضرت والا نوشته اورا پسندیده در روز سلخ مذکور ماه صفر رقم فرمود که پاسخ معقول نگار داده اید
واز انانیکه پناه بایندو لت آورده اند ضامن گرفته در بین قوم ایشان که در آنجاست مسکن و مقام دهید و مقارن
اینحال يكصد و يكمثقال ونه نخود طلای میل و تجهیز از روپیه مسكوك دولت ایران و یازده راس اسپ که مردم مزار
و بلخ وتوابع آن باسم شکرانه لقب ( ضياء الملة والدين) با عهد نامه بسردار محمد عمر خان حکمران ترکستان
تفویض کرده و او ارسال کابل نموده بود تسلیم خدمه پایه سریر سلطنت شد و هم عهد نامه سپاه نظام آنجا که
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
