Machine transcription
( ۱۴۰۸ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
و همدر اضعاف واقعات مسطوره دوست محمد نامی از مردم غوریات هرات که زوجهٔ منکوحهٔ مدخولهٔ
رحمت الله نامی را که در وقت بغی و طغیان اشرار هزاره از راه خدمت دولت و اتحاد و امداد ملت در ارزگان
رفته بود در حبالهٔ ازدواج خود چنانچه گذشت در آورده و حضرت والا او را ده هزار روپیه جرم فرموده
و با اینوقت محصول نه پیوسته بود میرزا محمد حسین خان کوتوال را فرمان و تا کید رفت که از وی حصول کند
و هم هفت هزار روپیه خون بها که بها یمت کشته میشد و نشده اروی گرفته تحویل خزانه کند وا کراز ادای این
هفت هزار که اضافه ازده هزار روپیه جریمه است عاجز آید پس از وصول آن ده هزار روپیه بقلتش رساند
و مقارن اینحال در روز هفدهم ذیقعده ملا محمد رحیم خان از فوت ملا کبر پدرش بمنصب احتساب رستاق، سرافراز و از
عطای خلعت ممتاز گشت و همدرین ایام قاضی عبدالشکور خان که دوسه ماهی پس از فوت امیر محمد خان حاکم قندهار چنانچه
گذشت با میرزا محمد حسن خان و حسام الدینخان سر دفتر و کوتوال قندهار بفرمان حضرت والا اجرای امور حکومت آنجا را
و علاوه کار قضا کرده و جسور شده بود دست بکار سیاه مظالم کشوده بهمان عادتی که از حکومت و وظیفه اش قرار
گرفته بود سپاهیان نظام را بی آنکه از افسر ایشان رخصت و اجازت حاصل کنند در محکمهٔ شرعیه خواسته
امر صف بستن و به پیش روی خود بچپ و یسار بپا ایستادن میکرد و یکاریکه از خود دانقند نمیگذاشت لاجرم
سپاهیان شکوه بمیگد محمد صادق خان و میرزا نظام الدینخان امین نظام برده داد خواستند و ایشان معروض پایهٔ
اریکهٔ خلافت داشته حضرت والا در روز بیستم مذکور ماه مزبور قاضی عبدالشکور خارا اقامهٔ تنبیه و تهدید
و نکالست و عجز از امور شرعیه مداخلتش را در دیگر کار منع فرموده از جسارت باز داشت و همدرین هنگام محمد
علی خان حکمران قندهار امیر محمد خان و میرزا محمد اسلم نامی را که محمد اکرم برادرش از سبب امری در کابل
محبوس بود باصدار فرمان حضرت والا محبوس و ذلیل کابل کرده هم در روز دوشانبه بیست و هفتم ماه ذیقعده
حضرت والا آقا عباس برادر آخند غلام حسین روضه خوان را که در بازار هرات قندهار مسکن و پیشهٔ روضه
خواندن داشت فرمان کرده در کابل خواست که ترک حرفهٔ مذکور نموده بدیگر کسب تحصیل امر معیشت کند
چه بدعات ابتر سنیه که در روضه خوانی و تعزیت داری حضرت امام حسین رضی الله عنه روی روز آمده بود
از طرف دولت چنانچه گذشت قدغن شده بود و همدرین هنگام پنجاه و چهار خانوار ارقو، اچکزائی که موطن
و مسکن ایشان از تعیین خط و نقاط فاصلهٔ سرحد داخل خاک مقبوضهٔ دولت انگلیس شده بود از راه هجرت وارد
قلعهٔ جدید واقع بولدك گشته و حضرت والا از عریضهٔ میجر محمد اسلم خان بحالت ایشان آگاه گردیده میرزا
محمد حسن خان سر دفتر قندهار را فرمان کرد که همه را از اراضی خالصهٔ دولت داده امر فلاحت کند
و ایشان را ببان کار خواستار اراضی و عقار مردم هزاره شده چنانچه بیابد در هزاره جات مسکن و ماوی داده
شدند و همدر اثنای این مقال عبد الرسول ولعل محمد نامان از قوم الکوزائی که در توپخانه ملازمت داشتند
و محرك بلوای فوج نظام شده بودند و حضرت والا امر کرده بود که هر يك یکهزار و پانصد روپیه جرم گرفته
بعد هر دوتن را بپاسا رسانند بدار سیاست کشیده و هلاك شدند و همدرین ایام از عریضه واستدعای میر زا محمد
حسین خان سردفتر قندهار پنجاه وهفت تن از میر کره کان سواران کشاده مردم خوست و بامیان و کوهستان
کابل را حضرت والا مأمور ضبط و ربط غادرسی و ده کلهٔ قندهار و محل و دخل و جوهات آن دیار که از
دست خود مردم قندهار زبان یافته خسارت پذیر گردیده بود فرمود و همدرین وقت چندتن از بزرگان مردم
پنجشیر چون محمد کریم خان و محمد امین خان و در محمد خان وسعید امیرخان ومیرزا رحیم خان وفیض محمدخان
وابوالفیض خان و غیره که پس از فتح کافرستان با محمد علیخان وکیل سیغان شرف تقبیل سده علیا حاصل کرده
و بخلاغ فاخره ممتاز گردیده رخصت باز گشت یافته بودند شرحی از خدمت و صداقت لنگر خان پنجشیری نسبت
بدولت معروض داشته استدعای عفو تقصیر او را که محمد علیخان و کیلش بحضور انور وا لا مقصر
و متقاعد از خدمت دولت قرار داده چنانچه گذشت با چند تن محبوس و مأمور اقامت ترکستان شده بود
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
