Machine transcription
( ١١٩٦ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
این اوضاع را روی روز آورده محرك حركات جسورانه عارضه اندیس در چنین صورت میباید مردم آن
حدود را برانگیزد که ایشان نیز در قتل وغارت اقدام کرده تیغ انتقام خون آنمردم را برآرد و سرمایه بایشان
بستیزد واین را بسردار شیرند خان رقم فرموده بر پسرای نیز نگاشت که رفق وشفق مهام رعایای دولت
خود را نموده اموال منهوبه ودیه خون کشته شدگان را مسترد وادا نماید واگر نمی تواند اجازت داده کدورت
بخاطر راه ندهد تایندولت امداد رعیت را کاشته دمار از روزگار اشرار برآرد باری سردار شیرند خان دونفر
ازدزدان مذکوره قوم مسعود وزیری را که گرفتار شده بودند باسی و فرمان حضرت والا در کابل فرستاده
خودش بالشکر از موضع ترقی برطاسته در میدان خوله کپر واقع بطن کوهستان منگل فروکش کرد وصاحب
زاده عبداللطیف را که در باین کار پذیرفتار اقاویل غلام احمد قادیانی شده در عهد سلطنت اعلیحضرت سراج
الملة والدین فتوای علمای کابل که در جلد چهارم بشرح خواهد رفت سنگسار شد نزد مردم موسی خیل
وجان خیل وغیره که سرجنان طغیان بودند فرستاد پیام اطاعت ورزیدن وسر برخط فرمان نهادن دادواز
عمه آنمردم را که بجهت بوی اعماد واعتقاد وارادتی داشتند از کهسار جهالت فرود آورده بمنازل ومساكن
ایشان جاوماوی داد وازین بازگردیدن و اطاعت ورزیدن وبوطن ومسکن جای گزیدن مهام مذکور کسانیکه
پس از محاربه فرار کرده در کرم قرار گرفته بودند آگاه کشته همگنان راه بازگشت جانب موطن خویش پیش
گرفتند و یکی ازین دیگری آمده در مقر خود جای گزیدند بعد سردار شیرندل خان یکصدو بیست نفر از فوج
پیاده نظام منگلی را که باقی مانده بودند گرد آورده کحیل کابلی کرد و هم شانزده تن مساح کاشته امر نمود
که مزارع دهات قوم منگل را نقمسمت زرمت وجاجی و چگنی را پیمایش کرده اعلا واوسط وادن همه را تفریق
وجریب بست نموده ثبت دفتر کنند و هم بکوچ وباره قلاع ایشان را بست و باسلح خانهای ایشان برابر فرمود
وده هزار روپیه از مالیات ایلجال یعنی قومی شیل ترکی را که بغی وطغیان ورزیده بودند قبل از بست مالیات
مساحت وجریبی دریتوقت که چند روزی بعد از دهه سیم یعنی نیل که روز جمعه نهم اینماه شوال بود حواله
وحصول نمود وهم اسلحه ایشان را که از سبب عصمان و همجوار بودن ایشان با مردم طوری سکنه کرم
وغیره قاطنین سرحد که با هم معاندت داشتند وباوجود کثرت بغاوت ورزیدن که جابجا سمت نگارش یافته
آمد تا این ایام گرفته نشده بود بامر وفرمان حضرت والا تمام گرد آورده در منکترین دولت امانت نهاد تا اگر
از جاده صواب وصلاح منحرف نشوند وازاطاعت سربر نتافته عرصه پیمای انقیاد گردند که دولت را اطمینان
وانقاد حاصل آید که دیگر مباشر مخالفت نخواهند شد اسلحه ایشان بازپس داده شود و همدرین ایام شهزاده
سپهر وساده سردار حبیب الله خان از عریضه واسطه های کین حاکم درگاه وکپتان شاکستر بارگاه کردون پایگاه
( ١ ) پایگاه ( ١ ) مؤلف این کتاب مستطاب که ازسال هزار و سه صد و ده هجری چنانچه از پیش اشارت رفت در سلك
قدر و مرتبه خدمة شهزادة ممدوح من السلالك یافته بود و روز خدمت بکتابت ومحل بعضی از کتب که بامر استکتاب آن صادر
میگشت بسر میبرد در سال یکصدو بیست روپیه بر دوصد روپیه اصل تنخواهش بیفزود واز آنسوی در اثنای
واقعاتیکه رقم گشت هنیکر نام انگلیس از فقیر مسترد ابله حکومت کرم مامور گردید و مستر مقاتور یکعدد
قطی انفیه از زرقاب بوزن چهار مثقال و نمخنود برسم تحفه با نامه نزدسردار شیرندل خان فرستاده ازرفتن خود
وآمدن حاکم جدید آگهی داد که بعد ازین در اموریکه روی روزافتاده صدور پیوندد و با اومذاکره ومكاتبه
نماید و سردار موصوف که اجازت گرفتن چیزی را از کارکنان انگلیس نداشت هدیه مزبوره اورا نپذیرفته
بازپس فرستاد واز آگاه شدن خود و مأموریت حاکم جدید در پاسخ او نگار داد وهم در خلال احوال مذکور
حاجی عطا محمد خان خزانه دار ترکستان روپیه مسکوك دولت ایرانرا يك فلوس صرف گرفته روپیه کابلی رسید
برعایا ومستاجران داده ثبت کتاب خزانه میکرد وهم در مخارج دولت روپیه ایرانی داده معادل آن روپیه کابلی
بنام خود حواله و برات نوشته رسید حاصل مینمود وحضرت والا از عریضه حکمران ترکستان در روز هجدهم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
