Machine transcription
(۱۱۰)
(جلد اول) (ذکر فتور و انقلاب عهد شاه محمود) (سراج التواریخ)
که هر دو لشکر بدفن مردگان خویشتن بمبرسیدند و پنج پنج و ده ده میت را در يك حفره انداخته خاك را بباد
ایشان میر بختند تا بگذشت مرض و باوجابت اخوت کار محاربه را بمصالحه و مدارا انجام داده هر دو برادر از در صلح سخن رانده
وثیقهٔ عهد برمکا شدند و شروط و قیود ذیل را درج عهدنامه ساختند که سردار پردلخان بایالت قندهار قناعت کرده
چشم طمع بغزنین و کابل باز ننماید و همچنین سردار دوست محمد خان بحکومت کابل و غزنین اکتفا نموده از قلات
توخی فرا تر دست تصرف دراز نکند و هم صد مردهٔ میدان کابل را جایگیر سیدال خان بنام و خیل وبيك سمند را
باخورد کابل جایداد مواجب خدای نظر خان ومولا داد خان ملغاو کوده را بعوض تنخواه ملامؤ من وقره خیل را
سیورغال ايشيك آقاسی خانگل خان وقریه ناقی غزنین را بعوض مستمری حاجی زلا خان شناسد که مالیات قرای
مذکوره را اشخاص مزبوره که همگنام از محبان مفام و نوکران سردار پردل خانند صرف مؤنت ومعيشت نمايند
و همچنین چند قریه از مضافات قندهار را جایگیر نوکران سردار دوست محمد خان که ازان دیار بودند قرار و نکار
دادند و جانبین خاتم بنهاده يك بديگری سپردند که قلات توخی نقطهٔ فاصله بین جانبین بوده هريك از ان تجاوز نکنند
بعد هر کدام بمقام خویش مراجعت کرده بکار ایالت پیش گرفتند
(ذکر مخالفت شهزاده کامران با شاه محمود)
(پدرش ولشکر کشیدن والی مشهد بمعاونت شهزاده)
در خلال واقعات مذکوره شاه محمود از ناحیهٔ حال شهزاده کامران پسرش اثار مخالفت ومخاصمت مشاهده کرده
از خوف اینکه مبادا محبوسش کنند از شهر هرات بیرون شد و از مردم عمال و نواحی فراه و اسفزار جمعیتی فراهم آورده
آهنگ قلع پسر کرد و شهزاده کامران که از پدر روی فرزندی برتافته بود از شجاع السلطنه حسن علی میرزاوانی
مشهد جهت دفع پدر كمك خواست واو محمد امین خان پازوکی را با نجصد سوار از مشهد بمعاونت شهزاده روانهٔ
هرات کرد و کامران از ورود او کامراوگشته شاه محمود با حشر یکه همراه داشت روی بسوی ولایت عبشه و مرغاب
وباد غیس و غرجستان نهاد وازمتبوعین محالات مذکوره چهار هزار سوار بدست آورده عازم هرات شد
و شهزاده کامران شهر ا به جهانگیر پسر خود را بدافعه گذاشت ومحمد امین خان پازوکی را که از مشهد بمددش راه
برگرفته بود در باغ شاه اقامتگاه داد و شاه محمود از منزل سرچشمهٔ بادغیس راه برداشته از دامنهٔ معروف بکمر کلاغ
رو بشبب اسب رانده بکنار هرات رسید واز گذر اهنجوی را بدفع محمد امین خان امر تاختن کرد و او با نجصد سوار
خراسانی که همراه داشت لوای محاربه افراشته با هم در آویختند و هنوز منصور از مغلوب معلوم نگشته بود که
شاه محمود بر شهزاده جهانگیر فرزند زادهٔ خود حمله کرده او را ز پیش برداشت اینوقت محمد امین خان پازوکی نیز پشت
بمخالفت داده بمعنائی شهزاده داخل هرات شد وشاه محمود ایشانرا تعاقب کرده هرات را بمحاصره انداخت و شهزاده
کامران از بیم اینکه مبادا شهریان بروی شوریده پدرش را بشهر در آرند صورت کار را بذریعهٔ مکتوب بشجاع
السلطنه حسن علی میرزا آگهی داده اورا بمعاونت خویش دعوت کرد واو که در ین وقت بنشابور بود در اوائل ماه
ذی الحجه سنه ١٢٤١ هزار و دو صد و چهل و يك مطابق ايلن شورش سند یان و آهنگ سردار شیر دلخان
بشدمیر ایشان چنانچه گذشت از نشابور رو بهرات نهاده بکنار غوریان فرود آمد و شهزاده کامران از ورود او در انجا
قوی دل گشته از هرات بیرون شده از راه تتال با پدرش مقابل گردید و پس از کشش و کوشش بسیار شاه محمود هزیمت
یافته راه فراه بر گرفت وشجاع السلطنه در جمن سنك بست فرود گشته لشکرگاه ساخت و شهزاده کامران با اعیان
و اشراف شهر و ارکان در بار خویش در چمن مذکور عاید محفل شجاع السلطنه گردیده نيك نوازش یافت و اورا با زای
یاری و نوازشش از راه مهمانی بشهر در آورده کلید های شهر و خزینه را بنزدش گذاشت و اواز همه انگشتر عقیقی را
برداشته ارغون میرزا فرزند خودا با پنجهزار سوار در هرات گذاشته در ماه اول محرم سال ١٢٤٢ هزار و دویست
و چهل و دوی هجری که در ده اخیر اینماه چنانچه بشرح رفت سردار شیر دل خان فوت شد از هرات جانب مشهد
مقدس مراجعت نمود
ذکر مخالفت
شهزاده کامران
باشاه محمود
پدرش
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
