Machine transcription
( ١١٣٤ )
( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواريخ )
ماه ربيع الاول در فرود گاه افسر کمیشن دولت روس شده با هم راه تعیین حدود شقنان بر گرفتند و تا کنار
کول طی طریق کرده کوه واقع جنب جنوب کول را حد وسط و بر قله آن جای برج فاصل را قرار دادند
چنانچه جانب جنوب كول و کوه مسطور تا موضع لشكر كيش واقع سر حد شمالی واخان حق و حصه افغانستان
گرديده طرف شمال هر دو موضع بخاك مقبوضه روس ملحق گشت و چنانچه بیايد كار تعیین حدود فاصله پامیر
و بدخشان وشغنان تا روز بیستم ربیع الاول باتمام و انجام رسید و هم در روز چهارم ربيع الاول میرسید قصی خان
که مجابت نسب و شرافت حسب موصوف و بمر قدزگاه هرات مشهور بكازرگاه معروف بود و راه خدمت زائرین
مزار فيض آثار بر گزيده ایزد باری حضرت خواجه عبدالله انصاری طاب الله ثراه و جعل الجنت مثواه می پیمود
و هم روز متولیته خانقاه آن بزرگوار بسر میبرد بدرود جهان کرده بجنان جاودان شتافت و خدمتی که وظیفه
او بود از خطابت و امامت و غیره امور متعلقه زیارتگاه مذکور برسبيل توصية خود او بمیر محمد عثمان خان خلفش
خلافته قرار گرفت و هم در تضاعیف واقعاتیکه بشرح رفت غلام ولد حافظ سراج الدین نامی از بازار کانان پشاور
در بخارا رفته بعد از چندی که نزد تجار آنجا اعتماد و اعتبار یافت مبالغ گزافی از تاجران آنجا بنام قرض گرفته
در پشاور فرستاد و بمالکان وجه وعده داد که کاشتگان اومال و متاع تجارتی از هند برای ایشان حمل و نقل دهند
و پس از چندی که مشاع نرسیده كذب او ظاهر گشت از راه فرار در مزار شريف آمده قرار گرفت
و عريضه مشعر بر استدعای وجه تقاوی ارسال پايه سرير سلطنت نمود كه شاید دولت را فريفته
از خزانه سلطنت نيز بمحسيله مقصدش حاصل كند اما حضرت والا در روز پنجم ربیع الاول در پاسخ او
ارقام فرمود که از قدیم همه مردم پشاور این شیوه را داشته بچوچنه مسلك حيله و فريبه بوده و تا کنون همچنان
روز بسر برده و می برند و خود را در ظاهر بلباس اعتماد و اعتبار جلوه داده در باطن بجز مال مردم خواری دیگر
کاری ندارند حتی پادشاه و فرمان فرمای ایشان بيمين متوال در دولت ومملكت خود بانك قرار داده و نام خود
را بیو پار وصاحب اعتبار نهاده و جوه نقامت مردم را از در فریب بنام امانت با تجارت گرفته در ان میگذارند و در
وقت خواستن مثل او کانها مردم بخارا کرده است بسیار کرده و میکنند و اینعادت دائمی او و دولت متبوعه اوست
بهر حال خود او خویش را با این خیانت و خسارتی که نسبت بجمعی از بندگان خدای تبارك وتعالی نموده است معتكف
روضه رضوان پاسبان حضرت شاه اولیا میسازد و اینرا نمیداند که حضرت اسدالله الغالب امير المومنين على كرم
الله وجهه از غداران و خائنان رضا نمیباشند و نمی پسندد که مقیم مرقد پاکش شوند زیرا که جنابش بكل الانصار
صدق وصفا ومحك اعتبار زر خالص مهر ووفااند پس میباید که نخست زنك خسارت و خدیعت را بصقل صداقت
و امانت از آئينه ضمیر خود زدوده بعد جبین ضراعت بخاك آن آستان سوده غبار عنيه طغيانش را بمزگان بربايد
والا از مجاورت آن قبله حاجات وكعبه مرادات سودی نباید و همدرین هنگام میرزا محمد حسین خان کوتوال
امیر بیگم و کتوبی بی وصابره و خانم جان نامان برادر زادگان نائب حفیظ الله خان لهوگردی را که عريضه نموده
استدعای اجازت شوهر کردن کرده بودند با مرو فرمان حضرت والا در راولپندی نزد عم مذكور ش گسیل فرمود
ذکر سر گذشت سردار نصر الله خان در لندن
و از آنسوی شهزاده سعادت توامان سردار نصر الله خان که نگارش سر گذشتش در لندن وعده داده آمد ذکر سر گذشت سردار نصر الله خان بساعت سه پس از نصف روز دوشنبه ششم ربیع الاول از راه وداع بمنزل (ديوك اف كبرج) سپهسالار انگلیستان که نسبت هم زادگی با عليا حضرت (وکتوریه) نیز داشت تشریف برده و او را ملاقات ووداع کرده بمنزل خویش در لندن مراجعت نمود و تا روز هشتم ماه مذکور مباشر فعلی که شایان ضبط و ثبت تاریخ باشد نشد و بساعت چهار بعد از نصف النهار روز پنجشنبه نهم ربیع الاول راه مشاهده شفاخانه عمومی بر گرفته پس از مشاهده و تماشای عمارت عاليه دار المعالجه ونظاره وملاحظة بيماران و تشریحات عروق واعصاب واجاب و ادبار بدن انسان يكصد و پنجاه پوند زر سرخ بخدمته آنخانه بذل و عطافرموده بعط تشريف فرمای تماشای عمارت البرت حال گشت و این عمارت را بیاد کار نام
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
