Machine transcription
( ١٠٦ )
( جلد اول ) ( ذکر فتور وانقلاب بعهد شاه محمود ) ( سراج التواريخ )
الی قصدی بکه داشت بازداشت و بقلعه باز دیام مردم کابل وقلت ادوات حرب ومعال بوقت فرصت و حصول قوت
و قدرت گذاشت و باینصواب آری همه برادران سردار دوست محمد خان در کوهستان کابل و سردار امیر محمد خان
بغزنین و نواب عبدالجبار خان در لغمان و نواب محمد زمان در جلال آباد وسردار عطا محمد خان و نواب اسد خان
و سردار رحمدل خان هم چنان بکار بودند در پشاور ودیر جات وسندها مور ایالت و حکومت گشتند و هر کدام را بمقام
حکومت خویش برگرفته رفتند
ذکر مراجعت
سردار شیردل
خان وفوت
سردار عطا
محمد خان
( ذکر مراجعت سردار شیر دل خان )
( جانب قندهار وفوت سردار عطا محمد خان )
پس از مأمور شدن سرداران مذکور بحکومت ولایات مزبوره سردار شیردل خان خیر مراجعت خودرا جانب قندهار
حصم ساخته مردم کابل ازین سخن شاد خاطر گشتند و خودرا ازین از معاودت او مأمون تصور کرده از هنیم بکه داشتند
باز ماندند و سردار شیردل خان در اوائل سال ۱۲۳۹ هزار و دوصد و سی ونه هجری سردار یار محمد خان را که از دیگر برادران
بنسبت بوی میل خاطر داشت بحکومت کابل گذاشت ولوای باز گشت جانب قندهار افراشته از کابل برفت و پس ازوی
سردار یار محمد خان از مکتوب سردار عطا محمد خان که از پشاور فرستاده و نوشته بود که از عود جراحتیکه در محاربه
موضع بده بیران لشکریان شاه شجاع یافته بود عوادش با عضاء زید ریخته احوال او دگر گونست راه پشاور بر گرفته
سردار سلطان محمد خان را بجای خویش بحکومت کابل گذاشت و انگاه که وارد پشاور شده هر چند بمعالجه و مداوا
کوشش نمود چون اجل موعود او بسر رسیده بود بهتری در ناصیه حال وی مشاهده نکرد تا که در غره مهریه
سال کیمه الیه ۱۲۳۹ هزار و دویست و سی و نه هجری بدرود جهان فانی کرده در مزار حضرت شیخ حبیب واقع جنب شهر
ذکر شورش
سندیان وفوت
سردار شیر
دلخان
پشاور مدفون شده سردار یار محمد خان بمسند حکومت پشاور نشست
( ذکر شورش مردم سند وفوت سردار شیردل خان )
در اواخر سال ۱۲٤۱ هزار و دویست و چهل ويك هجری میران سند سر از جیب تمرد کشیده رایت خلاف بر افراشتند
ولشکر انبو هی از هر گروه فراهم آمده بسردار رحمدلخان حاکم آنجا بشوریدند و سردار شیر دل خان خبر یافته
باهنگ تنبیه و تهدید آنها از قندهار بالشکر بسیار روی بدان دیار نهاد و سردار رحمدل خان از اردحام سندیان
انتی زانی يك
شعبه از شعب
بار کزائی
میباشد
هم بيمناك کردیده نایب سلطان خان بن الم داد خان انکی زائی ( ۱ ) رابهنیابت خویش گذاشته راه قند هار پیش
گرفت که از سردار شیردل خان لشکری بمعاونت برگیرد و در عرض راه منزل ذنا کرد شرف ملاقات او که
رهسپر مملکت سند شده بود رسیده مورد عتاب گشت که چرا ولایت را گذاشته اقامت و ثبات نورزیدی و او
معذرت نموده چون کار از دست و تیر از شست رفته بود سردار شیردل خان خشم خود را فرو خورده با هم وارد
منزل مذکور شدند و از قضای مبرم الهی در ین منزل تب شدیدی بسردار شیردل خان عارض گشته او رابآن تب دار
در قندهار مراجعت داده در روز جمعه بیست و پنجم محرم سنه هزار و دوصد و چهل و دوی هجری بسن چهل و يك
سالکی ایام عمرش سپری شده در مزار حضرت جی صاحب واقع قرب شاه برج دروازه بردرانی شهر احمد شاهی
مدفون گردید و از فوت او کشتی مراد سندیان بساحل نجات رسیده نایب سلطان خان را نیز از ملك سند بيرون
ذکر متصرف
شدن سردار
دوست محمد
خان کابل را
کشیدند
( ذکر متصرف شدن سردار دوست محمد خان کابل را )
پس از فوت سردار محمد عظیم خان و رفتن سردار یار محمد خان در پشاور چنانچه رقم گشت سردار دوست
محمد خان که بحکومت کوهستان کابل اقامت داشت و از ستم خدای نظر خان در نجید کی خاطر مردم کابل آگاه بود
باندیشه انکه مردم مذکو ر مبادا از شنیدن خبر فوت سردار شیردل خان فتنه بر انگیزند و از در دیکه بدل دارند با سردار
سلطان محمدخان بستیژند از کوهستان روی بسوی کابل نهاد وسردار سلطان محمد خان از آمدن او جانب کابل رشك
برد بالشکر بمدافعه و ممانعت وی برخواست و سردار دوست محمد خان ازین راه خلاف پیمودن او بر آشفته اول مردم
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
