Machine transcription
(جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) (۱۰۰۰)
(۱) برنا
بالفتح وغین
معجمه
شیر رو و
رهوار
کشمیر در کشوب بالاپوش و پطلون از كرك هرات دیگر اسباب برنا (۱) خوش رفتار بازین و ستام از راه عطا وانعام
برای او از سال فرموده برنا مولش موصول نمود و در روز بیست و هفتم ماه رجب منشوری بنام او فرستاده
ازین عطیه آگهی داد و محمد بتووز بچهء رویه از جمله غواص سر صمد علیخان که در سفر سمرقند
خدمت شایان نسبت بحضرت والا بتقديم رسانیده و بتمردی فوت شده بود بخواهرش عنایت و مرحمت
فرمود و مقارن اینحال در روز بیست و هشتم رجب شهزاده ستوده خصال سردار حبیب الله خان
بذریعه عریضه دستخطی خویش از حضرت والا در باب دو فقره دستورالعمل خواست وحضرت والا در ذیل
عریضه بخط خاص برای او رقم کرد که نقل آن اینست فقره اول «کتاب قانون حکومتی در قاعده شصتم (۶۰) مسطور است
که هرگاه امری پیش شود که سر رشته اجرای آن در کتاب قانون نباشد بدون اطلاع و امر حضرت والا اجرای
آن نشود و هدران کتاب در باب خون مقتول حکمست که هرگاه ورثه مقتول نصف يالثث یا ربع دیه خود را
بخشند اختیار دارند سر کار والا جرم خود را واگذار نمی شود و در باب شخصیكه سوگند باو راجع شود واوسوگند
نخورده چیزی بدیه سوگند بدهد از جرم آن در کتاب مذکور حکم وامری مسطور نیست از حضور سررشته
میخواهم تا امر و احکام حضور را که شرف صدور يابد داخل کتاب قواعد حکومتی کرده و چاپ نموده بدست
خطاب بابت خط متین و محکم ارسال شود حضرت والا بخط خاص نوشت هر کس که قسم باو راجع می شود و قسم
نمیخورد ملامت است با قسم بخورد و یا از غرامت دعوی و جرم برآید دوم در باب شخص قاتل که از شرع شریف
حکم دیت بالای خود داشته تعلق بعاقله او میگردد خود او بی بضاعت و مسکین باشد که وجه دیه را ادا نتواند درین
خصوص هم سر رشته که مرحمت شود معمول و داخل کتاب حکومتی و چاپ و پس از مزین شدن بخط خاص حضرت والا
برای حکام ارسال شود حضرت والا نوشت چنین شخص بندی باشد و کارگاری یا دیگر حرفه کرده هر چه حاصل
و پیدا کند و از خرجش افزون شود بصاحب دیت بدهد و اگر حرفه او کفایت اخراجاتش کند همچنان بندی
باشد و اگر اجر تش از خرجش زیادت شود بصاحب دیت بدهند وا كر صاحب دیت حق خود را بخشد یکسال عوض
جرم برای بیت المال خدمت کند بعدرها شود که جرم بیت المال برای چنین شخص همین است فقط و شهزاده ایند و
فقره را نیز داخل کتاب مذکور کرده اگرچه چاپ نفرمود اما چنانچه از پیش گذشت داخل و ثبت این خجسته
تاریخ گردیده است و همدرین ایام هشت تن از مردم افغانستان چون محمد یوسف خوگیانی و محمد ا كبراندری و خوشدل
توخی و نورالله غزنوی و محمد عظیم خرواری و محمد افضل واغزی وامير خان تركى وبيكتن ديگر که در سپاه نظام
انگلیس ملازمت اختیار کرده از راه حصول رخصت در خانهای خود آمده و بتوهم اینکه جاسوسان سردار
محمدا یوبخان خواهند بود گرفتار کارکنان ایندولت شده بودند محقق گشت که شیوه جاسوسی ندارند وازنو کران
دولت انگلیس اندحضرت والا همه را از راه پشاور رخصت رفتن فرمود ومقارن اینحال بازرگانان
سکنة كابل در هريك بار از جای نافه و چاړی صد روپیه بر محصول مستمره طوعاً افزوده سند مکتوبی
بدولت دادند و حضرت والا سند ایشان را بمیرزا محمد حسین خان سر دفتر سنجش و کوتوال کابل تفویض
نموده در روزغره شعبان ملااویس البرتخان قافله باشی را نیز فرمان کرد که این محصول را از تاجران کابل
حصول نموده تحویل خزانه نماید چنانچه او همۀ را فراهم و تفویض خزانه دار نمود و همدر اثنای اینحال
سید اکبر شاه نام که از سادات سكنه موضع دوت هزاره دای زنگی بود وان ابتدای مأمور شدن سردار
عبدالقدوس خان بتسخیر هزاره جات تا اینوقت در نزد او بر و نویسنده کی بسر می برد چند تن از رؤسای
اشرارهزاره چون خداداد اختیار چناب چوی ورضا داد ورث وعبدل وخداداد و رحیم بخش تال وعلی احمد
نجرستان وكلبعى حصار وجعفر وعطای شورسون را که بفرمان طلب در کابل آمده مقید بودند بفرمانی باطلاق
و آزادی ورفتن ایشان در ملك تكار داده ورشوت گرفته بمهر ايشيك آقا سی عبدالقدوس خان رسانیده و باعتبار
مهر او بنا بر قاعده که در ظهور همه منشوریکه مهر کار گذاران بزرك دولت میشد ناظر محمد صفر خان غلام خاص
شرح حال
سپاهیان نظام
انگلیس
شرح خیانت
و خیانت سید
اکبرشاه
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
