BrowseKitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh → page 1019

Page 1019

Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh · pages 1–1270


Page image — the source of record

Scanned page 1019 of Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh

Machine transcription

( ۹۸۹ ) ( جلد سوم ) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ ) کنند و یا گریز هزبندر و مقیم بگذر و محافظ آنرا حکم قتلست و با وجود صدور اینحکم مبرم و فرمان محکم اکثر از مردم هزاره از جهالتيکه در جبلت داشته دست از جان شسته و متر بکف هلاکت گرفته از راه و بیراه درکاه و بیگاه گریخته اکثر در ایران و ماوراءالنهر و هندوستان رفتند و از جمله کسانیکه در خراسان شده جای گزیدند از لجاجت و جهالتیکه در نهاد دارند دست ایذا و آزار مردم متوطنه آن دیار کشوده خود را در نظر آنمردم با وجود آنکه در مذهب ذلیل و خوار و حقیر و بمقدار ساختند این نبود مگر از اد باری که برای شان روی داده بود نه در ملک خود و نه در ملک بیگانه خود را ارام گذاشتند و محمد رضا عفیف حادثات مزبوره سه لک روپیه کابلی و پنجاه نفر اشتر ترك که حکمران هرات از راه قندهار بکابل داشته بود تحویل خزانه و انبار خانه تربلدولت گشت و مقدار این حال نایب پادشاه گل خان که از ترکان راه عیان نشین بر گرفته بوده بست و چهار تن از بزرگان اعیان را تفویض نیاد کان ساحقو نموده رخصت اوارز کان کرد و ایشان دست و پای نیاد کان ساحقو را بسته بیست و دو تن ایشان بگریختند و دو تن بفرمان میرفتند همچنان برجای ماندند و در پایان کار بفرمانهائیکه بنام جنرال شیر محمد خان و حکام آتحدو و شرف اصدار یافت هر بیست و دو تن با چندی دیگر از اشرار که پناهندۀ کمسار شده بودند گرفتار گردیده و در کابل آمده بدار اویختند و از بدوی در اثنای اینمعامله محمد نادر خان از جمله مميزان قندهار که از قفای دیگران وارد آن دیار شد با دیوان سد اثنه رفیق و یار گشت و از یاری هر دو تن خلل و نفاق در بین کارکنان قندهار افتاده باعث گرفتاری جمی شد که انشاء الله رقم شده می آید و همدرین هنگام بعضی از اهل هنود قندهار چهار تن از پسران شش ساله و هشت ساله هزاره را که خریده بودند زنار بگردن انداختند و قاضی عبدالشکور خان هر چهار تن را نزد محمد انور خان مميز حاضر فرموده وی هزاره بچگانرا ببیان اینکه اهل قبله و بفطرت اسلام متولد شده بودند از هندوان گرفته چهار تن هندو را که مرتکب این امر قبیح شده بودند هر واحدی را سه هزار و مجصد روپیه جریمانه جرم نمود و تمام هندوان قندهار عریضه نکار پایه سریر خلافت شده معروضداشتند که این چهار تن هندو از صدور اشتهار عام پادشاهی که در باب خرید و فروش کنیز و غلام از مردم هزاره انتشار یافته بود پسران مزبور را اشترا نموده اند چنانچه همرازین چهار تن پسر دختران و پسران وزنان بسیاری ازینقوم را تاجران و بازرگانان مسلمان و هندو خریده و از راه تجارت در شالکوت و سند و هند برده حتی بلوتیان شهر و بازار فروخته و ایشان همه را در آغوش هندو و نصاری در اورده مزد میگیرند پس چرا این چهار تن هندو مجرم و مواخذه شوند باری اگر دولت ایشانرا گناه کار بداند هم امیدوار عفو پادشاه جرم بخش خطاپوش اند و حضرت والا در روز بیست و سوم شوال در پاسخ این عریضه هندوان قندهار ارقام فرمود که چون ایشان برخلاف شرایع اهل ذمه که در شرع شریف اسلام مقرر است رفتار اختیار کرده و اطفال اسلام را خریده و زنار بگردن ایشان انداخته اند چهارده هزار روپیه جریمه خود را بدهند و همدرینوقت از عریضۀ میرزا غلام صدیق خان و دیوان سدانند ولعل چند سردفتران دیوان قندهار حالی رای مهر انجلیای والا شد که میرزا محمد حسن خان قزلباش خدمات ایشانرا لباس خدیعت پوشانیده بنام خویش در نظر کارآنان پایه سریر سلطنت جلوه ظهور میدهد و حضرت والا در روز مذکور مالشوال ارقام فرمود که افزون کردن عمل و دخل و جوهات و خالصجات قندهار را دولت از ایشان ندانسته خدمت میرزا محمد حسن خان میشمارد زیرا که ایشان قبل از مأمور شدن او اظهاری در ین باب نکردند بلکه مبالغی را ایشان از راه شراکت که با هم داشتند نزد غلام سرور خان مستاجر گذاشتند و میرزا محمد حسن خان به بیم و شامطان از جاه داده از گلوی ایشان که وجوه دولت را بلعیده بودند بیرون کشید تا همه بخدمت و صداقت او مجلو است و همدرین ایام شهزاده گردون و ساده سردار حبیب الله خان بعزم سیرو شکار از جلال آباد رایات عالیات را بجانب جبهار شقه کشا فرموده و از انجا در موضع مزعه نزول اجلال نمود و حضرت والا که خرم چشن و سرور ختنه کردن شهزاده حفیظ الله خان و شهزاده امین الله خان و شهزاده محمد عمر خانرا پیشنهاد خاطر داشت در روز بیست و سوم من بور ماه مذکور فرمان کرد کاران کابل ر اگرفته بزم آرای این سور شود و این فرمان در حینیکه شهزاده بفزا اوغ موضع بهارسکرمشکار بود پر تو وصول یافته کنده از انجا با یوار و نیکر دار باز گشت بجانب جلال آباد بر گرفت و روز زنار انداختن بکردن پسران هزاره مراجعت شهزاده از جلال آباد در کابل

Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.


Cite this page
Kitāb-i musṭatāb-i sirāj al-tavārīkh, page 1019. Afghanistan Digital Library, New York University Libraries. Machine-transcribed text: Afghan Press Archive, https://afghanpress.org/book/adl0009/1019 (accessed [date]).
Permalink
https://afghanpress.org/book/adl0009/1019
Machine-readable
JSON · IIIF manifest · Canvas
Source
Afghanistan Digital Library record