Machine transcription
( ۹۹۹ )
(جلد سوم) ( شرح سلطنت اعلیحضرت امیرعبد الرحمن خان ) ( سراج التواریخ )
و(سند را تیه) و(اسپسته) و(دور)و(نیاز و چینه) و(سروان دی)و(کسکی واز خوا، و(لوی وازخوا) و(کوشه)
مواطن سلیمان خیل و(غوالیسری) و(قبره) و(اسپین) و(كوت كی) و(نوی مهین صاحب) و(وانه) و(دهنه)
و(سور خوری) و(خندودور) و(کچ مینه) و(دوش غری) و(ساسولی اوب) و(تنگایتره)و(پلنه)و(ممل كوت)
و(ملخوان كوت) و(ميخ پل) و(سره توی) و(توره) و(كرداب) و(کردن بیوکت توى)و(شين باشی)و(اشيره)
و(حسن تنکه) و(تاوه زن) و(نصف كيتو) و(خوت كندی) و(سره درکه)و(ناله كان)و(اسپه لوت)و(سلطان میری)
و(سرچینه) و(برسر كری) و(شرن توی) و(سره چاهان) و(جينكى وزری دکر) و(غزينك) و(ترون كی)
و(شاه خرم) و(ملا كوت دهنه) و(تروکی) و(سروانا) و(کچ خواره) و(يوسف ترى) و(بیزدانی) و(خزماده)
و(سودی در) و(چينی خواه) و(غو اليخواه) و(مسل) و(كشته وری) و(تنكه وخت) وخارکامی) و(زنه بیزه)
و (خرما) و(گل کچه) و(كری بونك) و(زرزنه) و(دز سك) و(دوبندی) و(منزراغه) و(دزده)و(انكاندی)
و(دوی چینه) و(چالاك) و(قندیل) و(برنجه) و(غندغن) و(کشندروال، کوه) شیخ اسمعیل واقع سرحد
مردم ناصری و سرکوه درستی، واقع سرحد دو خانه قرنجات چرخنی کرز و (سفری) و(ستيل) و(شعه کی)
و(كفوه) واقع سرحدات قرنجات (سعيد كندی) وسر كوه (مندوك خوله) و (كو كه سرناوى غندى)
واقع سرحد درجات، زروی جدران ، و« لال مائی، واقع سرحد ، كچان جدران ، و« متوال خوله » واقع
سرحد ، قلعه تایم بیلی پرمل ، وسركوه « ماش تری ، واقع سرحد ، زیارت موسی ، تنگه وزیری پرمل وسر
کوه تری زی واقع سرحد ملی ، پرمل سفلی ، وسر کوه « مروتی سر ، واقع سرحد ، ملی مردم احمدزائی رمل ،
و « كينوله ، و « كوه خیانه ، و « سرغى ، و « املاك عبد الوهاب ، قوم تركى تاسرحد مردم کا کر
و سرحدات مضافات «كلات ، تاموضع « سين املاك نجاس ، و « دكردیج مشكى ، و « نادى مآمو فق سين
وسرحدات كلات تا «كافرچاه، و «مته على دروی، و چشمه ملخ و « چاهای نانوکی هوتکی، و «قلويه»و «كافرچاه»
واقع سرحد كلات ، تانحاس ملا كنب دروى ، و « ليوه لمهار ، « وسنه کند ، و « كشته تو ، و « نحاس ،
را ننامیدا و محاظا که ذکر شد نقاط وحدود وحق افغانستان دانسته سیاهی و چاه نداشتند كه در مواضع
مزبوره فوق نقصان روی نداده طالب زیادت و منازعت نیز نشوند و پس از تفویض مضامین و دستور
العمل تعيين حدود مسطور درماهی دوصدو شصت روپیه برای شش تن از بزرگان مأموره تعیین و تقسيم
سرحد متعلقه کلات که نز دست فقیر محمد خان حاکم آنجا جامۀ جای امضا بودند و در ماهی دو هزار و سه صدو
شصت و پنجروپیه برای دویست و پنجاه و دو تن بزرگان نز دست سردار کل محمد خان و در ماهی یکهزار و سه صدو
پنجاه و شش روپیه برای یکصد و شصت و سه تن بزرگان نز دست سردار شیرندل خان که همه از طوایف که از پیش
بشرح رفت بودند از دولت بنام مصارف شبانروز ایشان تاتمام واختتام کار تصفية سرحدات معین ومقرر كشت
وهمدرینروز جنرال ميرعطا خان جمعی از سادات وميرزادگان و بزرگان موضع ورت وتخت هزارۀ دای زنگی را که
در کابل
باهل وعیال ایشان اسیر آورده وازسبب شدت سرما و كثرت برف چون همه عریان بودند تا اینوقت در غزنین
فرستادن
جنرال میر
ن نگاهداشته بود باصالح وحسین نامان پسران دهباشی سکندر لاهوری ویقین خادم هردوتن برادران مصحوب
عطا خان
میرتقی شاه جامعه دار کابل کابل گردوایندو پسر سکندر را با سعید محمد وکیل طایفة محمد خواجه والد مؤلف
کزان هزاره
این کتاب میمنت انتساب از بزرگان قوم محمد خواجه سکنه لاهور غزنین باتهام اینکه هر سه تن با هم گفته اند که
را
دولت انگلیس کار گذاران خود را در جلال آباد فرستاده حدودا را با دولت افغانستان تعيين وتقسیم مینماید
محبوس کرده از جمله پدر محرر این اوراق بواسطۀ دادن رشوه وپاره از قید جنرال مذکور آزاد کردیده دوتن
دیگر که توان دادن رشوت نداشتند با یکنفر خادم خود در کابل آمده تفویض ميرزا محمد یوسف خان سار جن
ارسال
فرمودن ميجر قوم تاجيك شدند واو هر سه تن رابقبح انتقام خون آخوندزاده قلعه حاجی که هزار کان نفاق پیشه فساد
حضرت والا انديشه در سال هزار و دوصد ونود و هفت چنانچه در جلد دوم بشرح رفت کشته بودند و در ان لشکر دهباشی
لك و سیب سکندر نیز شامل بود در زندان بکشت و همدر روز نهم مذكور ماه شوال چهار صدو بیست ودودانه لك وسى
برای شهزاده وچند دانه سیب که حضرت والا در ازای هندوانه و خيار وآلوچۀ ارسالی شهزاده آزاده سردار حبیب الله خان
حبیب الله که بگذشت اصغررشتادن برای شهزاده ممدوح کرده و کار کنان میوه دارخانه خاص در دوازده قطی چوبی
خان
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
