Machine transcription
(۹۸۰)
(جلد سوم)
(شرح سلطنت اعلیحضرت امیر عبدالرحمن خان)
(سراج التواريخ)
در کابل آمده صف فوج پیاده بای بچه مرتب و مردف گردید و از دولت بنام هر واحدی ازین فوج دوماهی
پی روپیه تنخواه معین و ثبت دفتر گشت و همدرین ایام شهزادۀ سپهر و ساده سردار حبیب الله خان قدری کچه از
جلال آباد کتبیل درگاه عالم پناه نموده و از وصولی آن بمحفل حضور اقدس خاطر انور بسی از شاهزاده مشعوف
گردیده نظر برضا جوئی و طریق اخلاص بوئی که شهزاده همواره نسبت بپدر مهر گستر پیشنهاد همت داشت
حضرت والا بکرور فیل از صدور اشتهار مذکور بقلم خاص برای شهزادۀ ممدوح نوشت که نور چشم برخوردار
سردار حبیب الله خان در حفظ الهی باشد انشاءالله خط آن نورچشم همراه پارسل کچه رسید از خداوند شمارا
برخوردار میخواهم ازعمر و جوان بهره مند باشید و خدا و رسول او ازشما راضی باشد من از شما راضی هستم
والسلام علیکم و اینمکتوب که باتحایف و طرایف آفاقی برابر است در شب سه شنبه بیست و ششم ماه رمضان
در باغ شاهی جلال آباد پرتو وصول افکنده باعث فخر و مباهات شهزاده گشت زیرا که عموم فرزندان خصوص
شهزادگان آرزوی اصابت اینعنایات کشند ولیکن جزاین شهزادۀ جلالت اختصاص دیگری را تا کنون این رتبه
حاصل نشده خواهد بود که پدر تاجدارش بخامه خاص چنین کلمات را نگار داده اظهار رضامندی و خرسندی
ظاهر شدن لعل از خرابه فیض آباد بدخشان
ابراز کرده باشد و شهزاده انرا بوشنی از زر ناب ساخته بیاد گار نگاهداشت ومقارن اینحال طالبترین نامی زیر
دیوار خرابه واقع قرب خانه یوسف نام جکدلکی معدن کار را برای امری حفر نموده کوزه کوچکی از زیر دیوار
ظاهر گشت که از اقیمال روز افزون دولت دو صد و چهل مثقال لعل آبدار شبوار ازاندرون آن بیدار امده وجنرال
سید شاه خان انرا از مال میران سابقه بدخشان دانسته ارسال کابل نموده بامر حضرت والا تحویل جواهرخانه دولت شد
داخل مالیات شدن رسوم میران هزاره
و همدرین ایام اقوام هزاره دایزنگی و دایکندی و فولادی و دایه که بعضی ازاقوام باسم موطن و مقام ایشان زبان زد خواص و عوامند
و دران ایام اقوام هزارۀ قام وموحد و مقصود وتوخش ومجدیار وجلیل وشریف ومحمدمرداد وقوم سلطان
وجعاب واختیار وقرجه وبطی وسرهنگان وپارتی واوشک و دایچوپان و بابلی دایکندی و بیدل و هوتک و درکوله
وغیره طوایف سکنه بیقر و سرخ جوی و کوادر کنداب ومجاب ودر ازقول ومرکه علیا ومرکه سفلی و تکاب
برك وكرمان و تخت وتكاب برك حسين على وخوردك تخته وغرغرى و ورث وتراس و نريلای واخمر ان ولعل
بفرمان واس حضرت والا نقد وجنس رسوم میران ایشانرا که همه ساله برسبیل استمرار افزون از مالیات
دیوانی که کار گذاران دولت میگرفت بمیران نامتوده کار خود میدادند جزووار معروض پایه سریر سلطنت
شرح حال یار محمد نام افغان
داشته ازین نامروجه زیادی متصدیان دولت گفت ومقارن اینحال ازعریضه یار محمد نام بن بیدل خان قوم درخان
خیل افغان که مذهب شیعه امامیه اختیار کرده از دیرسال در بین هزارۀ جاغوری روز زندگی بسری برده بسمع
فیض مجمع حضرت والا رسید که هشت سالست که در ماه سه شب و در سالی سی وشش بار که مجموع دوصدو هشتادو
هشت بار شود بتکرار خواب دیده که حضرت والا در نماز مقتدا و او مقتدی بوده و پس از سلام والدای صلواتش
امر بگفتن كلمة طيبة (لا اله الا الله محمد رسول الله) کرده تا که در شب چهارشنبه از لیالی ماه شعبان باز اینخواب را
دیده و مستبصر گردیده بشرح خوابش را معروض داشته است که در شیار شخص محاسن سپیدی اورا تنبیه
و تهدید میکند که از هشت سالست که حضرت والاییش نماز میدهد چرا در نزد خلیفه المسلمین حاضر نمیشود
و او در بامداد این شب که از خواب برخاسته این عریضه را نگاشته و ارسال پیشگاه سعادت پایگاه اریکه خلافت
داشته است و حضرت والا در روز بیست و هفتم ماه رمضان برای او ارقام فرمود که چون دراصل و فطرت
افغان و مسلمان بودی و از راه خواهش جیفه دنیا قوم و قبیله خودرا فروگذاشته ترک نماز پنجگانه که در مسجد
باجماعه از مسلمانان میگردی نموده در جوار مردم هزاره که در آنجا نه نماز جماعت است ونه قرائت کلام الله بل
بعوض آن کلمات کفر و علامات ارتداد بزبان مردم جاری وساریست رفته مقام گزیدی والفاظ کفر ایشانرا
بگوش شنیده بچشم دیدی تا که بمصاحبت ایشان از دین خویش بیگانه گردیده آئین هزاره را برگرفتی پس
حضرت والا که مدام همت مصروف احیای حق و اماته باطل دارد و سعی و کوشش خویش را مبذول اجرای
Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting. How this was measured.
