{"book":"adl1214","page":577,"text":"ملحقات\nمناجات شریا\nصفحه ۵۸\nهوای حرص من از سر بدر کن بحال خویشتن فکر دگر کن\nمکن بهر مصالح فکر باطل ازین بیهوده گفتن چیست حاصل\nنگهدارت تو را در سطح بستر مزن این حرفهای نامستند\nکه آخر میرسد از من گزندت مکو زین گفتهای بی سوالات\nکه جوری تر یکی یا ربوده کجا کل هم نشین با خار بود\nاگر سازی جسارت را یادت دگر زایم برت بهر عیادت\nمن از هجران او مانند جران دوبار از رخت آمد بجانم\nفرا بگرفت سر تا استخوانم زنوشت محنت و هجران نصیبم\nز شور عشق در زاریشم شوم مشغول آه و زاری\nبدینسان چند روزی بود حالم فزون شد در دو اندوه و ملالم\nچو دیدم تاب دوریت بین ز هجرانش بسوخت نیست بر تن\nشدم حاش بدرگاه الهی که ای روزی رسان مرغ و ماهی\nتویی بینایی هستی دانا کریم و قادر و حی و توانا\nتو واقف الضمیر بندگانی خداوندی و خلاق جهانی\nرحیم و غافر کل ذنوبی ز عالم آگهی ای ایزد پاک\nکه باشم بر سر رنجور غمناک عیان تر و تو باشد عشق پاکم\nتویی واقف که در این مبتلا نماند بر تنم تاب جدائی\nبحق اولین و آخر میت بحق انبیای مرسلینت\nبحق آنکه شد ختم نبوت بحق حریت خوش و تبارش\nبحق جمله اصحاب کبارش بحق مرتضی شاه ولایت\nبحق طاعت خاتون محشر بحق حریت شبر وشبر\nباصحاب حسین انشاه بی یار بخون ناحق میر علمدار\nکه ایشان کشته کربلایند بحق جعفر و موسی کاظم\nکه ایشانند مولای اعاظم با عزاز رضا شاه سلاطین\nبفرزنش تقی نانه جود که عالم از طفیل اوست موجود\nبتقوای نقی شیر الهی بفضل عسکری ماه کرمیت\nبحق اولیای با وفایت بحق دوستان مرغ و پایت\nبرنج و محنت پیران لاغر باشک دیده طفلان مضطر\nبعشق عاشقان دل شکسته که از الطاف رحمی بر مکش غم\nعشقم شعله دارد کشانش ز بس لطف خداوندی عظیم است\nبرای دیدن این در عشاق دل ان سیمتن از گر مشتاق\nعیان بویش دوصد آرزویم دری بکشا در رحمت برویم\nدعا میخوانم آبے کل او در شب بخت بیداری بزیاد و\nدر آمد ناگهان انشو خم از در بدید افتاده ام مون زار محزون\nبه پهلویم نشست از مهربانی بگفت چند را ده خفانی\nز بعد من تو راچون بود حالت بگفتم رنج و اندوه و ملالت\nفراقت برده من شب از روز اگر خود دور بودی از بر من\nرایت بود دایم بر سر من بخندید و بگفتا کی جگر خون\nبفندق ماه ماهی روز هلال تو را بشکسته جانم بر وبال\nوگرنه در تو آثار مرض نیست بجز وصل منت دیگر غرض نیست\nچو ان نازکمیان بشناخت حالم ز جا جستم گرفتم دامن او\nنمودم بوسه سریا پاتن او پس انگه محنتش کی نور دیده\nشفقت چند روز کن مدارا که گردان بسندید خدا را\nبگفت من تو رامیخواهم اکنون جفا با ترک کردم با رم اکنون\nکه ناسازم از اندوه میرت رشیشه یک می اندر پیاله\nکه ساغر گشت گلگون همچو لاله سپس نوشید قدری زان می ناب\nکه این می شفا در دل کنوات یقین دانم از این می با حلاوت\nبترک کردم اکنون ساغر ترا زجا برخیز و بالا کن سرترا\nز دستم گیر ای روی دلارام ز حلوا یافت این می در شام\nبنوش اکنون تو ای بی نظیریت از این ساغر که دائم در خمار است\nپس انگه کرد باد نوشانی بخت از من تو ر ابی دانه\nکزین پس در عمر و فایم تو رامیخوارد یا رد آشنایم\nزمر ناگفته دادم ور دستورات چه این بشیند از دنج دوست\nبصد وقش گرفتم ساز در دست پی تکریم کشتم در خروشان\nگوی یار مجان باری یاران ساغر سگین مهست\nبلب نوشد از آب بقایم چو آلودی بمی این مته قویم\nبپیمان شد زنان عور بی بگفت نوش ای بی سیه\nکار آب خنا و وی چکیده چونو شیدم پیالوی سلامی\nچنان رنجیم صحب شد مبدل که شد الم استی پیر زنا دل\nاگر صد سال شی روی به بستر\nمباش از بر من اندر خیالات\nبگفت این در وقت اخیرا یاری\nنماند اندرمختش صبروشکیبم\nنپا مان پری روییم ببالین\nیقین دانم که ستار العیوبی\nکزا وجنبی نمانده برهلاکم\nبحق مصطفی کان فتوت\nکه شد بر دوستان شفیع فردا\nبزید عابدین و علم باقر\nکه آمد استانش قبله دین\nبحق حجة الشاب مهدوی\nبسوختگان بیماران خسته\nحمیم در هم و فرد و کریم است\nزمن بیتی نماند اندر دل او\nبجای اشک از چشم روان خون\nنبودی گر تو ای شمع دلفروز\nتورا سوای زلفم کرده مجنون\nبحجت شد مبدل رنگ زردم\nبمن افسرده محنت کشیده\nبگفت در سفرم بگرفت در است\nبگفتا کی عشقم کشته بیتاب\nدوای در تو باشد درین جام\nمرادر وی شراب نیم خوراست\nتویی دانم عبد الدین محمد کلام\nبدستور کرد با ده نوشان\nاگر مردم نگردد چا ز زمین می\nبشد زل غم ورنج من زوی\nریاضی هر چه کن خدا را که دامت ساختی در لولارا","chars":3579,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl1214/00577.jpg","first_page":1,"last_page":586,"title":"Kitāb-i baḥr al-favāʼid : kullīyāt-i Riyāz̤ī : fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast کتاب بحر الفوائد : کليات رياضى ؛ فهرست دوازده کتاب ديوان رياضى، مجموعۀ که آنها موسوم بکتاب مستطاب بحر الفوائد است","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl1214/577","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl1214/canvas/577","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl1214/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl1214_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}