{"book":"adl1214","page":465,"text":"نسخه پریشان صفحه ۴۵۸\nچشمی و بینا را تو بی حسابی کند اری نفس سادات کن که حضرت خیر البشر فرموده الطّالِبُ حَوْزُ اللهِ وَالطّالِبُ حَوْزِلی پذیرائی کرکسی باشد\nکه ممنون احسان نشود نه بی اعتنائی مظلوم که گاهی سوخته خواند و گاهی پخته داند شور با را شورگان کند دستی از آمدن راه دور گذارد\nقَالَ رَسُولُ الله ص۴ اَکْرِمُوا أَوْلادِی وَحَسّنُوا اَدَابِی در ثواب اعانت فقراء سادات این بس که آقای حجة الاسلام\nحاجی میرزا حسن شیرازی اعلی الله مقامه فرمودند اَغَانَۃُ السّاداتِ اَفضَلُ الطّاعا (مطلب ششم در صفت سخاوت)\nتا ندهی نیابی اگر خواهی تو را ارزو در دل و غمت در سجل نماند بتبذل بشرف مرد بجود است و کرامت سجود هر که این هردو ندارد\nعدمش به ز وجود واضع است عبادت من و تو از حضور قلب نیست و قربا هم نزد خدا بیش از کلب نیست بجهد استید خویش را بندۀ\nو انیعم و از موهبت خود را پایبند و خوابیم پس انچه را خدا عطا کرده از نفقه ق سر فقرا کرده شقی را انعام کن خود را نیکنام کن انچه بخریشی در\nمی ماند ذخیره حبی حیل دنیاست فخرش گفت انکه گفت سنبخشش ز تو و مایه بخشش ز خدا وند گر ابر شوی دست تو در کیسه دریاست\n(مطلب هفتم در صفت عدالت) هر پادشاه و عالم عدالت شرط است زیرا پادشاه را تا عدالت نباشد دوامی برای\nسلطنتش نیست و علما را تا عدالت پیشه نباشد اعتباری بیدرک تر از عیش نخواهد بود شهری که باز نامش بعدالت رفتار نکند دایماً من\nاو بنونابه آلوده است و بهره از مال و جان خود ندارد چه رسد بحاکم و پادشاهی که عدالت نداشته باشد بسته ناک مراد پایبند و خوانده بند\nو مورد مؤاخذه آخرت هم خواهد گردید نظم کردو ام سلطنت خواهی و جان در عدالت کوشش ای رعنا جوان چون رعیت\nطالب عدل است و داد نی که شاهش باشد از نسل قباد ای بسا شاهان که از ظلم و فساد مشت محتاج و دودمان شان شد بباد\nای بسا دیدم رعیت زادگان حکمران بودند بر شهزادگان ور رعیت جانفدا بسیار داشت زانکه از آزار مردم عار داشت *\nبکو عادل بودشه نوشیروان زان نبی آمد بعهدش در جهان در عدالت رحمت حق نازل است ورنه تابت خد اصد منزل است\nغرض از نوشتن بعضی محتاج به بیت التمام است در زیر ناده دان هر کدا بآن مناسبت ذکر شد\nاز عدالت میتوان شد پارسا در ستم نومید از خلق و خدا (مطلب هشتم نکات متفرقه است) در غفلت\nغافل مشو که مرکب مردان مرورا در سنگلاخ بادیه بیجا بریده ام (در کتمان جنگ) نومید هم مباش که رندان می پرست تا کر بخیر نوشی\nمطلب برسیده اند چون در نا امیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است (در کشف شراب) انچه در ما هی سلف مقرراست\nنیم ان در شراب انگور است می حرام و می اهل حرد را نه سزاست ترک چیزی که عیش حبیی و خماران بترات می که بد نام کند اهل خرد را\nغلط است بلکه می میشود از مردم نادان بد نام باده را حرمت بسیار بدار ای انسان زانکه در مذهب حرمت ادب یار است عبجا ز خورانبقدر خور\nبر سر جام چوسپوشوی نی انقدر که مست شوی یا فرد شوی بیجا سخنی بمجلس میخواره گان مگو یارا با هم پیاله هم خویش میشو (در ملامت شراب)\nاول ز خداوند سخن بیگا نه شدن الی اخر بباده دست میالای ان پیرشوم که قطره قطره چکید ست از دل انگور که کنی عربده کوشیکه او کردندنی و کرم از بخشش\nکه کنی مکر و نرا و (در محبت) مونست بسرم همه فار محنت است مهر یک ببا طینه واز سر برآید، دل پیشا د بر هم چه پر دمیوه گاه بار یا را تبول ذرّه آید\nدل در بر آید، (در احسان) احسان بضری نیست بمسید خافی نیکی بکسی کن که بکار تو بیاید (اعتذار) در انشه بیقین دانم گنه بهر گناهش\nبجز می عرق انفعال نیست آیه دست بیعت میعادت میکنم طبعم مجد که ند تا در چکیم گفتی که گنه کنی تو را بخشم گیرم که بخشی خجالت میکشم\nتن بدینم و تو بدستگاه کنی پس فرق میان من و تو چیست بگو (در یکرنگی و نفاق با نیکی) بجز یک تتر زیفی ندیدم در این جهان چون آهنی\nدر بیضه آهنهم دو رنگ است بیجز کجی آود بیجان شیخ میدا خمخم کسر در ا نفته دو یک شد (در دروغ) بکو چه چیز نیست نماند که راه فرار ندارد\n(بیگانه) ز بیگانه با دو گن رستمی مده مار را جای در آستنی قبایلیس بیگانه غافل مشو نه بد کسی نیکو راست رو (در حلاوت وجود) تا نیستی در این\nاندازگرا خم گشته مرجعود ان نقل کر فرا پد رشوان بسلمین زنده نگذارند بکیتر از نگین در هیچ کز ز در چون زروشتی تخم مسلم از جهان برداشتی\nفتنه جودیت\nاعتمادی نیست بر قول یهود خاد جند از رحمت حیّ ودود هر که با این قوم گردد آشنا میشود بیگانه از خلق و خدا حق مصادی این آلود نوشت","chars":3721,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl1214/00465.jpg","first_page":1,"last_page":586,"title":"Kitāb-i baḥr al-favāʼid : kullīyāt-i Riyāz̤ī : fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast کتاب بحر الفوائد : کليات رياضى ؛ فهرست دوازده کتاب ديوان رياضى، مجموعۀ که آنها موسوم بکتاب مستطاب بحر الفوائد است","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl1214/465","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl1214/canvas/465","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl1214/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl1214_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}