{"book":"adl1214","page":462,"text":"بقیهٔ مجیبات او مرا عتاباً\nمخمسه\nبر خویشتن لباس عزای تو دوختم جانرا بگاه هجر جانان فروختم ای تاج دار لم عم جان فدا کار از بسکه آشنا بتند عاشقان بر قتل تو بحکم دلم گشته رنجه پر\nدرد\nفرصت نمیدهد که کنم با تو شر دو راز حیف است این کلام شینم جان هر چند تا که شانه بزلفین کا کدار اکنون شبست کوچه میل کارا گشته است بوی کوفه بقدسی دل شزار\nدوان\nزین شاه دار د لکش افغانها می آورم بسوی تو چنگی دوانها باری بیا بدم که شوم خاکپای سگوارا چون میزندم ز عقب این بی قرارا سخته گناه و مجرم عاصیابم\nبستی ازین دلم که بود درد عدم واصل بدار صاحب با اینکه دم رفت دیگر بدلو بی بیچار برا\nمرا عتاباً و ماضیاً بسم الله الرحمن الرحیم فی بین عین\nای ختن و زال بوقا تیژ است چون حاجت بخون تلف تو روزی خود مکه تو دارو بوش فیض تو وسیله نیاز شهر درست ای دادند ز ابل بدول امد کی\nوی قادر جزم الم نزل او کی چون در گر تو مقام نا نو یمن در هر ورطه و هر محل از کی ای باب جلال ال زوجه دور دی خلق بمان بر سداد شق\nاز آتش هلم چند در سوز و گداز چشم تو ز لطف خویشتند پرداز دی رو کی پید و وز گندشیست بلی بر دوام از کرمت نور بابت در خلوت اگر جدا رگبر خواندی\nکین دل نبود محرمت اند درخوات امی شرو د کاینات دی شاه رسل از تربت حضرت تو رو بهرسل بنکر که چگونه غرم بر خبط فرا از ملک حماد تا بخش کامل\nباری زمدینه عزم نوخواهی کن نسخه محبان زماه ماهی کن یکبار دگر رواج او امینی دستگاه پادشه شنشاهی کن ای صاحب او الف و رو شه اریدان\nتا چند بود نور تو از دیده نهان برخیز که مشرکین زهر با و بزار دارند خیال سید ماه اینا انجشمه خدا که جدید ته دی کو پانوز حال دوستان مجهانی\nکا فتاده بچنگ دشمنا ن طرینیم بی راه نجات و نا امید ظفری ای سیل شات پنجه و زلف چین بر روی تو عاشقم به ویت بر ابسه منم هوای و صلت گرا\nساند مرا اگر جدا بنداب در عشق تو معروف جهانم انگشت نمای مرد ما کندم جان دادم و ترک زنوگا کی ناز ستم تو درد و دل گنجادم\nهر چند که پیشوا ز جهان مردم پابند جفا ده ها شوم من آمده ام که ابی پوست کنم رخساره ببندم و نثار ام ای نوح کرانه دخان جان است\nبرچشم تمام مردمان باشد چون رحم نمیکنی را با این در مردن عاشقا به پوشان ای روت چو آفتاب در روش از رحم تو صبر شکیب استعمال\nوصل تو مرا شد تیتر مسکن دل گشت بچونون خون بال مردانه طریق عشق باید چه بر همت خویشتن با پیروزه کاری کنید از وفانا ید گردان\nمشهور بنام نیک میباید بود دیوانه عشق یار باید بودن مردانه بروزگار باید بود به قولی و جمله شیوه انترد بر عهد خود استوار باید بودن\nمن است\nمقصود من از عشق دعای مطلوب جهان گلر خ جانان کس دل نبرد ز دلم نقش تو بر پس من چه کنم که ندار هندی فردوس برین کنایه از رویت\nریش\nخوبان همه کشته از بویش شمشیر برند و کرشمه ابروت صد نافه مشک کمتنی در بیست مادامی در فراست استنان ی محراب دعای عاشقان پروانه\nقربان غزال نرگس رویت چون بافته دلا شیر زازان بخشش مجرخ مجلن سازم دائم ز نام حضرت پر دیم ما را که بایمان نجس پیر شد\nدر حشر چنان شود که نور کانیم انرا که علی مرتضی بر پیشتر فارغ زحساب پرسش و بشتر از نور ولن او ز تو بر د بریم چون داد رسم و صفی بشیر بشه\nای انکه شکت کشته جبر است نا چند ز ترس میکنی ترک نیز گرا به واسف زحق قرات پس او سجو د مسل اور ہرچند خدا رحیم و رحمن باشد\nباید که گناه کار گریان باشد از پرسش روز حشر ایران و ز کرده خویشتن پشیمان با عهر که چه عمل از رز نجابی کان بر نیم و د و دو مان سخی\nکیست\nپس باده خورم بلکه من مقصودم چون لطف خدا معاونتی بود انجا که خدا برنده کند را نورد بر حالت ناکار خویش دانورد از بندگی خدا فراموش مکن\nتا دولت و نعمت و پات شود روز یک میرم از غم واندار جز عشق نباشدم دیگر فرخوانی فریاد مرا بصری بخداند شاید که زود بین پری ریختی کند\nچیزیکه از او گمان بهمستر خود جز خلوت و با رو باده پرنور این هر سه اگر ترا مسر کرد عیشی است که شاه را نینسی را عشق آکه سزاید سودای کن\nاز ره زازل مبین تمنای مکن بیرون نرو و از دواج جای مکش مصر تو که در مام شعاعی قومی بیلی غار به سر گرداند جسمی با طاعت شده مردان\nنه بیند\nپس جنگ و جدال شهد شی چون هرزه طمع و مانی بین عجب علی بہشت کرنا یہ ہر چیز که خواست به المرین به سوره و رو کشنی پیمان نبست\nایت که اثیت خا ر و خواند کر نخل و فا بود تر استیتم در فکر جفا بود بنا بستیم کرعفر خطا کنی زمردم بگذار لاحول ولا قوة الا بالله\nتا چند اسیر چنگ دوران باشم تا چند بکار خویش حیران باشم گریان بهر چشم مسیتی دمیدم به زانکه بسیر ند بخوران باشم تست انرا حیات با لخیر","chars":3824,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl1214/00462.jpg","first_page":1,"last_page":586,"title":"Kitāb-i baḥr al-favāʼid : kullīyāt-i Riyāz̤ī : fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast کتاب بحر الفوائد : کليات رياضى ؛ فهرست دوازده کتاب ديوان رياضى، مجموعۀ که آنها موسوم بکتاب مستطاب بحر الفوائد است","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl1214/462","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl1214/canvas/462","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl1214/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl1214_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}