{"book":"adl1214","page":44,"text":"نسخه ۳\nضیاء المعرفة\nصفحه ۳\n\nدیده بودند قبول نکردم بزار روپیه کابلی که صیغه تاوان پول ایمان باشد از پول او موجود بود شبی از او برداشتم بحول او دادم و او پولها بر محل انش\nریخت و مرا قسم داد که بعد از مرگ او خیانت و بی‌ايمانی با پول او نکنم بعد خصم هم بحال زارت شرم عدا از یکمال سکھا یافتم بمرغان کور رفتم\nگفتند وفات کرده و مدفن او بر حسب وصیتش گوشه مزار توئی سرداس است من با نجه تمام آنشب ا رفتم و در دفتر سرداس بودم کابلیان\nهزار ایستاده ادم و سرداس بر غم دیدم سرداس متضمن و مثل کوره آتش است و کوزه مخالصه بکوشه افتاده و چشمه مسکوک نقره بون آن\nبست چپه دست بردیم یکی بردارم مثل اینچکه انگوره بخو درآید بستم چپه که داشتم وارکفتیم و از کردار خود وحرص جهل توبه کردم پیر شدم\nهر که اندوخت سیم و زر بجهان آخر کار او بود زیان یا بر و ریخته او دگری یا شود پول تش ترین هر که غرضانه و د بکشید\nکام دل یافت اندرین دوران حکایت ۱۱ در سفری از سفار مؤلف با دو نفر آشنایان بکابج و ه از باشهر برکجا کر وشب خیر\nمی نمودم سائی کوهی بسر راه نشسته رعایت کننده گان را دعای میکرد یکی از رفقا سکوک نصفی از جیب درآورده بآن سائل که به به رفیق دیگر\nمانع شد که رعایت این کور حرامزاده ثواب ندارد مؤلف اورا ملامت کردم او گفت فعالیت او را با ثابت میکنم بعد از پنجه دقیقه ما را\nبرای تماشا دور دادشت و خودش تعلیمی اعضا قرارداد نزدیک آن کورسائل رفت و با واظهار داشت که عمو تو چنائی بائیل رس کوهی او\nگفت چه کار داری گفت قدری پول داشتم داده ام بضرب که سات کاغد نمیکنم حالا یک قطعه کاغد بمن داده میگوید صد سات است نام\nپولهای مرا گرفته نمیدانم من کوره عاجز ابازی داده یا راست گفته کور سائل گفت آن صد ساتے کہ صرف داده کو چند من بیعنیم شناسی مؤلف\nدست در بغل کرده کاغذ ساتے را درآورده بدست کور داد آن کور حرامزاده کاغذ انزدیک گوش خود برده بهم زد از آواز کاغذ دانت\nکه سات است فورا تا کرده در بغل خود گذاشت و صاحب سات را بجرف گرفته ابته کفش بادثخصاً خود را بر دسته بعجله که شیش حقا\nسات بقوا عد کوران بنائی داد و پیغما در گذاشت که ای وای پول من بیچاره کورا شخص منائی برد لیا کسی نیستید او من برسد مردم\nاطراف را هم رفیق صاحب سات نمیکذاشت صد نه بجد کنند تا کور بجد رفت بصد قدم فاصله میان کودی مخفی شد کوش فرا داد سید\nاز طرف صاحب سات جو جز بشود صاحب سات مجد را داد و بعد از زیاده کلوخ برداشته گفت خدا یا من بیچاره عاجز کونی بینم بنده پول مریست\nتور ابحق مقربان درگاهت این کلوخ را برکمر آن شخص زن که پول مرا برده اینرا گفت و کار کودی آمده با کمال قوت کلوخ را بر کم کوره که\nحرامزاده را در ضرب کلوخ ناله از دل کنده شد تا از ذوق پول اعشائی بصدمه نخورد مجد آ برخواست بفاصله پانزده قدم بکودی دیگر خودرا پنهان\nچنان شد و بازکوش فرا داد صاحب سات دوباره کلوخی برداشته بزرگتر از کلوخ اول و کنار آن کودی آمد گفت یا رب تو ر ابحق اولیاء دانیان\nکه این کلوخ من عاجز را بر شانه پول بنده برسان و با کمال قوة برشانه کو رزد که حرا مزاده خود را کشاله کنان بکودی دیگر رسانید و مخفی شد صاحب\nسات کنار آن کودی آمد و کلوخ پنجمنی بپشت و خواست نیست زدن کند کور دید این دفعه خواهد مرد گفت ای صاحب سات بنجه تقسیم\nتو منائی یا پدرت پیرگان بود که هر چه میزنی خطا نمیشود بیا سات خود را بکیر که تمام اعضای مرا خورد کردی حصار پر خندیدند صاحب\nسات پول خود را پس گرفت و آن مسکوک نصفی اول را با و دادند ای برادر بسر هم دنیا خدا و از کوره در خواه از بینا\nنیت قانع بحق خویش کسی امتحان کرده ام بس قسیل بسی حکایت ۱۲ یکی از امراء که مایل ساده رویان بود و\nاطفال امرد نگهمیداشت ابه آنخیال عیال گرفتن خود تا مدتی که آثار پیری بر اوظاهر شد شخصی بطریق نصیحت و ملایمت باد اظهار است\nکه شه، این سن و سال خوب است ثانی بگزید که دار شه اولاد و شور عمل آید و یاد گار بماند آن ریش سفید سیا دل در جواب گفت\nکه اگر مقصود از زن گرفتن جماع است من با همین پریشان مشغولم و اگر مقصود اولاد باشد پروردکار ما قادر و توانا است که چنانچه از\nزن اولاد","chars":3426,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl1214/00044.jpg","first_page":1,"last_page":586,"title":"Kitāb-i baḥr al-favāʼid : kullīyāt-i Riyāz̤ī : fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast کتاب بحر الفوائد : کليات رياضى ؛ فهرست دوازده کتاب ديوان رياضى، مجموعۀ که آنها موسوم بکتاب مستطاب بحر الفوائد است","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl1214/44","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl1214/canvas/44","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl1214/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl1214_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}