{"book":"adl1214","page":43,"text":"نسخة ٢ ضياء المعرفة صفحۀ ٣\n\nلباسهای تازه که پوشیده بودند آلوده بکن و لوث شده آرام در دکانین نشسته بودند کرسنه تشنه آنها را با معرفی بدباله دوش خود\nمحترماً بیان هدیه و نیز از مجوسی که در بود وقتی خواب نشسته و فتیانه بشکل مرحمت نمود و حضرت را بهمان حالت تا محل خان\nبیان کوچه در انبرده بود شب مضحکۀ اهالی قرارداد است نگذار دست بختیارش نیست بخشایش هیچ با مسکن\nفیل کر آدی بزرگ ترست بنظر کوچک حساب بکن آنچه عوان نمیتواند تو در گذر ریش شتاب کن\nبا قوی تر ز خود ستیزه مدار خویش را حمت عذاب کن غصه زادت ار کسی دارد بند پندار باش و خواب کن\nحکایت ۹ در ایام شباب که حسن صورت و ضیاء طلعت رشک آفتاب و ماه بود در اینجره هرات رفتم\nبگرمابه که او را حمام نو میگویند یکی از آدمهای مؤلف در خارج حمام اسب را نگه داشته بود و دیگری که همراه بود بیوطبیعت جا میماند و خودم\nداخل آب خزانه شدم چند نفری از مردمان محترم و عیان بلد داخل آب بودند یکنفر هم از صاحب منصبان سپاه کابلی بساطو بهرات که\nخاک را بگذر ساده رویان را بثرگان چشم میروبد متعاقب آمد داخل آب شد مؤلف با آنشست پس از یدن لنگ بستن را\nفشار داده کنار خزانه آب گذاشتم و غوطه خوردم وقتی سر از آب در آوردم دیدم حریف لنگ را برده و خودش ار یک گوشه خزانه\nنشسته از زیر چشم می پاید ملتفت شدم او برداشته اما هیچ اعتنائی نمود، از خجلت حضرت حضار هم بکسی در این باب چیزی\nنگفتم در آن اثنا یکی از خلفای اهل سنت جماعت که بنام مردم هرات معروف بود داخل آب خزانه شد لنگش را کنار گذاشت و شیر به\nآب کرد فورا آنکه او را برداشته بخود بستم و از آب خارج شدم خلیفه پیر چو سر از آب در آورد دید لنگش نیست از مؤلف\nقوی جویا شد گفتم اینجا ب من باش شوخی نداشتم که لنگ آن را بردارم بلے حریف آن نیست که مردمان بر بند توی مرا از را بلینگ\nبعزیان رسید کسے نماید تا دانسته شود که جسارت بخلیفه نموده، خلیفه اول بآن سپاهی که بد نقش تر از دیگران بود چسپید و دید او\nلنگ باو هم بسته گفت امیر دو دشتی قصدت چه بود که من پیرمرد محاسن سفید را میخواستی کون برهنه به بینی خدا تو را لعنت شد\nکه نو اسلام نداری که بخلیفه قوم خود رو ادار فعال شدی سپاهی جواب متد دن بکجا می اندشت سر بزیر افکنده و خجلت از کردار میت اینک\nعارفان بگذ از فیزیو کبر معدن حکمتند و با توقیر لنگ شان را مدر ز ابیراز زین سپس بند با بگوش بگیر بدر و اور کس شو زنهار\nتا نگوید بدت خلیفه پیر حکایت ١٠ یکی از مردمان بجهاندیده که اخیراً ب امدا مؤلف صدق میداشت اهالی کابل و در هرات\nبود هر دقیقه در انگشت ابهام و سبابه دست راست خود را بآب دهان می آلود بسبب این سئور را از او پرسیدم گفته پیرسید مؤلف\nاصرار کردم که صدق را بگوید اشخص گفت کوری بر راه نشسته بود و سئوال میکرد و شبها در غارهای داشه که کابل منزل داشت دکان پول\nزیادی بر او داشتم تا دست سنگی در افلاس کدار دید او شبی رفتم بمیان آن غار مخفی شتم تا کور آمد و در خواب است در یک گوشه غار در سرشند\nزیادی بود و کمان چرمی در آنجا نمیشد سنگ ما را بر داشته کسه دابه بود رفت پولهای سفیدی که همراه داشت در میان ظرفی انداخت کوره\nآواز او معلوم شد پول زیادی دارد و بالا آمد سنگرا بالای آن چیده خوابید فردا صبح بکجای بدر رو خود رفت من پولها را برداشتم\nرفتم در اسباب خانه و مایحتاج خود را فراهم کردم بعد از دو هفته دو قران نان و کباب خریدم ببرادرم بکجار فتم دیدم کور مثل استاده\nنشسته قوه سئوالی ندارد نان و کباب را پیش او بردم لقمه اول را که برداشت بر گلویش گرفته فرو نرفت کور در همن جای با محکم خوره\nگفت ای پول من تو بی من قیل و قال هر چه خورده ہے نوش جانت هر چه بقیه مانده بمن مسترد دار مسنکه دار می دانم وقتی کردم باقی را\nهم بخودت خواهی برد ضمیمه دیدم که او حرف خوبی زد و از بدنامی خود بیم ترسیدم در سترشکه بردن دو وباب پولدار شدن برایم مروم","chars":3229,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl1214/00043.jpg","first_page":1,"last_page":586,"title":"Kitāb-i baḥr al-favāʼid : kullīyāt-i Riyāz̤ī : fihrist-i davāzdah kitāb-i dīvān-i Riyāz̤ī, majmūʻah-ʼi kih ānhā mawsūm bi-kitāb-i mustaṭāb Baḥr al-favāʼid ast کتاب بحر الفوائد : کليات رياضى ؛ فهرست دوازده کتاب ديوان رياضى، مجموعۀ که آنها موسوم بکتاب مستطاب بحر الفوائد است","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl1214/43","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl1214/canvas/43","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl1214/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl1214_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}