{"book":"adl0616","page":809,"text":"صفحه ١٤\nسال دوم\nشماره ٢٤\n\nناموران جهان\n( ما بعد از شماره (۲۳) سال دوم )\nاما طبيب برای آنهم يك چاره اندیشیده شب و روز در پیش بستر جوان دلباخته رخت اقامت انداخت . و چون زنانی که در سرای پاد شاهی بودند به دیدن پسر می آمدند و میرفتند طبیب به شکل و سیمای پسر نظر دوخته از نشانیهای خارجی استدلال علایم باطنی او را تدقیق کردن گرفت . بسیار زنان در اوتاق شهزاده رفت و آمد میکردند ولی در سیمای شهزاده هیچ علامتی پدیدار نمیشد تا آنكه يك روزی يك زن نو جوانی که تا بحال در ان اوتاق داخل شدن او را طبیب ندیده بود به اوتاق شهزاده داخل گردید . بمجردیکه شهزاده را نظر برو افتاد طبیب دید که در سیمای شهزاده نداده بعضی تحولات نمایانی ظاهر گردید . طبیب چشمهای دقت خود را زیاده تر باز کرده دید که هر وقت چون همان زن در نزد پسر می آید همه اضطرابهای محبت از هر بن موی شهزادهٔ بیمار بدرد غم گرفتار پدیدار میگردد . مگر این زن مادر اندرش ( استرا تونیکه ) بود ؛ طبیب این تجربهٔ خود را سه روز پیاهم اجرا نمود . چون در پیش حکم ثابت گردید که هم مرض را کشف نمود ، و هم سبب مرض را پیدا کرد به استنطاق و استجواب شهزاده پرداخت . شهزاده در اول امر انکار نمود و چون طبیب دلایل ثابته و براهین واقعه برو عرض کرد شهزاده به اعتراف عشق و اقرار محبت مجبور گردیده گفت :\nـ بلی ! نجما هست که بر حسن و ملاحت استرا تونیکه مفتون و مجنون شده شب و روز بدرد و الم جانکاهی گرفتارم .\n\nیکجا نیست که هر کس در انجا بوده میتواند .\nـ های بد بخت های ! من ترا برای چه کار مقرر کردم و تو در کجاها میکردی ! مأموریتت را ترك کرده در نجا آمدی ها !\nـ بلی همچنین است نی ! ... این است که در نجا آمدم .\nـ معلوم است که کار خراب شد .\nـ هیچ اندیشه مکنید هیچ کار خراب نشده ، چونکه هر گونه تدابير احتیاط کارانه بخوبی بکار برده شده، شما از انره کذر غم مخورید .\nـ بسیار خوب تا به اینجا زحمت کشیده برای چه آمدی ؟\nـ با شما چیزی سخن گفتن میخواستم . دیگر سببی نیست .\nـ آیا این ملاقات را بيكوقت دیگری انداخته نمیتوانستی ؟\nـ چون می بینید که تا به آمدن اینجا مجبور شده ام معلوم است که انداخته نمیتوانستم . هم آمدن ما در نجا برای شما خیلی خوب شد شما شکر کنید که من آمدم اگر نمیبودم بيك تهلكهٔ بدی گرفتار میشدید\nـ آیا چه تهلکه بوده ؟ مرا چرا از در آمدن خانه مانع شدید ؟\n\n***\n\nهیچ جواب نمیدهد ولی نواختن زنگ دمبدم افزونتر شده از درجهٔ تحمل میبراید . زن برخواست از پی را باز میکند . و از بالا نامه نگار را مخاطب کرده میگوید :\nـ شما چه طور آدمی هستید : یکبار بشما گفتم که من در باب شوهر خود بشما معلومات نمیدهم . باز چرا ذلّك مینوازید .\nـ بی بی ! اگر رفته میتوانستم از وقت میرفتم . ولی هزار افسوس که رفته نمیتوانم .\nـ چرا رفته نمیتوانید ؛\nـ ازین سبب رفته نمیتوانم که در وقت بستن دروازه تونك بالاپوش من به دروازه بند مانده است .\nبرای که همچنین شده بود . لهذا زن طلب عفو نموده نامه نگار را رها نمود .\n\n( يك دواساز و بیمار )\nيك اجزاجی یعنی دواساز يك دوائی ترتیب کرده در اخبارها چنین اعلان نوشته بود : [ هر کس که این دوا را استعمال کنند پاهایش از رطوبت محفوظ مانده هیچگاه به ریزش و سرفه گرفتار نمیشود . ] يك مردی این اعلانرا خوانده يك شيشه از ان دوا میگیرد . و بعد از سه روز به پیش دوا ساز آمده میگوید :\nـ از دوائی که تنها اعلان کرده بودید با وجودی که يك شيشه آنرا بتمامها نوشیدم از ریزش و سرفه هیچ رهایی نیافتم .\nـ برای خدا چه میگوئید ، آیا نوشیدید ؟ حالانکه آن دوا نوشیدنی نبود . آن دوا محلول رابر بود که در زمستانها آنرا بر کف بوت و یا پوش مالیده رطوبت را از پا منع مینمود .\n\nفاجعه های پاریس\n( ما بعد از شماره ( ۲۳ ) سال دوم )\nـ ( بحيرت ) وای ! نام مرا و خود مرا مگر میشناسید ها !\nـ بلى ، يك كمتركی میدانم عموجان : آبانها از صدای من مرا نشناختید که کیستم ؟ اینهم غریب است ها !\nـ جانم تو کیستی بگو نی ؟\nـ صاربيول ! حالا فهمیدید یانی ؟\n\nـ ١١ ـ\nروبر ـ ( پای خود را بر زمین زده ) آیا صاربیول ؟\nصاربیول در نجا باشد ها ! ...\nصاربیول ـ شما چسان در نجا هستید آقا جان ؟ بولوار پانینیول","chars":3487,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00809.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/809","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/809","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}