{"book":"adl0616","page":808,"text":"شماره ٢٤\nسال دوم\n\nدر باب شاه با فرد اعظم بیان کرده میشود که او شمع دومی کار ساعت گرفته بود یعنی بر شمع علامات و تمیر باین طریق انداخته بود که از ساعت تفاوت نمیکرد — درصدی سیزده هم بان مسلمان عرب ساعت کمان دار ایجاد کرد که قیمت آن مبلغ سی هزار رپیه نقد شده بود و همین ساعت به فريدريك ثانی شهنشاه جرمنی تحفه داده شده بود — ساعتهای مذکوره در ان زمان بهر قدر و منزلت که دیده شده باشد باندازهٔ آن بخوبی کرده میشود اما امروز دانایان فرنگ در ایجاد ساعت با آن درجه کمال پیدا کرده اند و چنان سهولت بدست آورده اند که ساعتیکه در ان وقت به سی هزار رپیه فروخته می شد اکنون ازان بهترین به بیست و بیست و پنجروپیه بدست می آید — و ساعتهای معمولی به دو روپیه و یکنیم روپیه هم فروخته میشود و دو سه سال بخوبی کار میدهد —\n\n(در مابین دو رفیق)\nدو دوست با هم دیگر مصاحبه میکردند. یکی از احوال بیماری خود بیان کرده گفت:\n— برادر چه عرض کنم. بسیار سخت بیمار شده بودم پانزده روز تمام بموجب سفارش حكيم بجز شیر دیگر هیچ چیزی بلم نرسیده است.\n— شکر که صحت یافتید. اما از احوال من خبر ندارید که من بیچاره در يك وقتی چنان يك مرضی گرفتار آمده بودم که هیچ از جایم بر خاسته نمیتوانستم. و مدت یکسال بجز شیر هیچ چیزی نخورده ام.\n— سبحان الله! این چه وقت بود که من هیچ خبر نشده ام.\n— وانی بود که من در گهواره بودم.\n\nدیگر\n— رای بیماری شما داکتر چه گفت؟\n— گفت ندانستم.\n— باز بکدام داکتر خود را نشان خواهید داد؟\n— بهیچ داکتر. چرا که ازین داکتر ماهرتر و دانا تر هیچ داکتری نخواهد بود که ندانستن خود را اعتراف کند.\n\nپیره زن و بقال\nيك پيره زنى بدكان بقال رفته دو پیسه را زردک خرید. وقتیکه از دکان میبرآمد بقال را گفت:\n— آیا چیزی سرانه مهربانی نمیکنید.\n— چرا نمیکنم: دو سیر کچالو، يك سير سيب، و نيم سير شلغم ده دوازده دانه مالته، و اگر این سرانه را کافی نه بینید اسپ و گادی بار کنی، خود را نیز بسرانهٔ دو پیسه زردک شما پیشکش میکنم. و اگر آنرا هم بسرانه قبول نفرمائید همهٔ دکان را نیز گرفته با خود ببرید.\n\nزن و شوهر\nشوهر — خوب! حالا هر چه که تو گوئی باید همان شود.\nآیا حکم من هیچ جاری نخواهد شد؟\nزن — چرا نشود! البته حکم تو هم جاری خواهد شد: در هر کاری که رأی و فکر هر دوی ما بر اجرای آن متفق باشد همیشه در ان کار حکم تو، و در هرکاری که رأی و فکر ما مخالف باشد دايما سخن من اجرا شود؟\n\n(يك زن با کتاب فروش)\nدر اوروپا عادت است که زنان چون روز ولادت شوهر شان بیاید يك كتابی انتخاب کرده میخرند، و بشوهر خود تحفه گویا میدهند. يك زن برای خریداری اینچنین يك كتابی بدكان كتابفروش رفته به کتابفروش میگوید:\n— برای هدیهٔ یوم ولادت شوهر خود يك كتابی میخواهم.\nبرای این کدام کتابی که داشته باشید زود نشان بدهید، چرا که کار ضرور دارم و بسیار وقت چنه زدن ندارم، اما این را هم بگویم که کتابی که بمن میدهید نه ارزان باشد و نه گران، فهمیدید؟\nاین را هم بدانید که شوهر من نه ملایم نه درشت يك آدمیست از بازیها ساعت تیریها چندان خوش نمیشود لهذا از ان طور کتابها باید باشد. از کتابهای حکایتها و ناولهای بی مزه هم نمیخواهم.\nتاریخی فی کتابها هم نباشد چرا که شوهرم علم را چندان نخوانده است اما زود شوید که بسیار کار دارم، و قتم ضایع میشود. اگرچه شما شوهر مرا نمیشناسید ولی بسیار خوب آدم است بسیار کم سخن يك شخصیت مهم بسیار کم سخن هستم که از این سبب خوب باهم گذران میکنم، فهمیدید؟ این را هم بدانید که همه این احوال را زينب برای شما مختصراً بیان کردم که شما باحوال واقف شده يك كتاب مناسبی را تخمین کرده انتخاب کنید، فهمیدید؟\nاین را هم بدانید که ....\nکتاب فروش بیچاره بجان آمده و سخن آنرا بریده گفت:\n— دانستم، دانستم! برای شوهر شما این کتاب كوچك بسیار مناسب است: نام این کتاب (قواعد اداره ماشین سخن) میباشد.\n\n(يك اخبار والا بابك بيوه)\nدر اوروپا چون یکی از مردمان معروف که در يك صنعتی شهرت یافته باشند وفات یابد نامه نگار اخبار والاها هم برای تعزیت و هم برای پرسیدن سوانح عمری و ترجمهٔ احوال مرد متوفا بخانهٔ او رفته احوال و کیفیت او را از زن او میپرسند. لہذا یکی از نامه نگاران اخبار بخانهٔ یکی از مشاهیر که وفات یافته بود رفته زنگ دروازه اش را نواختن گرفت زن متوفا دروازه را باز کرده چون سبب آمدن و نامه نگار بودن زنگ نوازنده را دانست بشدت دروازه را بر روی نامه نگار بسته کرده پس به اطاق خود بالا بر آمد اما زنگ نواختن نامه نگار هیچ قطع نمیشود زن نیز...","chars":3775,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00808.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/808","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/808","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}