{"book":"adl0616","page":599,"text":"سال دوم شماره ١٤\n\nواز قتل و غارت خلاصی باشد. شب یکشنبه گذشته مورخهٔ ۲۱ ربیع الاول بعمل دوازده بجه که وقت آمدن ریل میایی میباشد به استیشن پشاور مقدار سی نفر افغانان مسلح تاخت آوردند مأمورین و بابوهایی که در استیشن بودند به سپاهیان پولیس محافظ همه را بستند و هر قدر روپیه و نکتهای ریل که در استیشن موجود بودند همه را گرفته روبراه خود آوردند لاکن کسی آنها را گرفته نتوانست. شب دوم بعمل ۱۱ بجاشب که هنوز همه بازارها باز بودند به محله که آنرا ( سر آسیا ) میگویند و متصل بچهاونی - یعنی عسکر گاه میباشد، و تهانه نیز در انجا موجود است افغانان بجمعیت پنجاه شصت نفر با تفنك و شمشير مسلحاً هجوم آوردند و خانه های مردم محله را تاراج کردند. دو نفر را زخمی و یکی را مقتول نموده و قریب پنجاه شصت هزار روپیه را نقد و جنس بدست آورده رو براه خود آوردند. جای تعجب این است که این طایفه قریب سه چهار ساعت در شهر تاراج نمودند لا کن از طرف حکومت انگلیز هیچکس بمحل واقعه نرسید. شب سوم بعمل ۹ بجاشب به استیشن ( خیر آباد ) ظاهر شدند. استیشن ماستر و بابوها را بستند و تلگراف را قطع نموده و روپیه و نکتها را گرفتند. و از استیشن بر آمده بخانه استیشن ماستر در آمدند، و از انجا نیز قریب ۱۰ هزار روپیه را نقد و جنس بردند. و از انجا بر تهانهٔ عسکری هجوم برده ۹ عدد تفنگ را نیز از سپاهیان آنجا در ربودند ۱۰ گرچه چهاونی نزديك بود ولی هیچکس به امداد نرسید. شب چهارم بر قصهٔ (کوهات) تاختند همه دکانها را تاراج و یغما نمودند، تنها سه دکان از چنگ شان رهایی یافت. شب پنجم به استیشن ( اکوره ) افتادند. همه بابوها را بسته هر چه که یافتند بردند. شب ششم که عبارت از دیشب باشد نیز به سر آسیا به ارادهٔ چپاو کردن خانهٔ غلام صمدانی ٹھیکه دار که در پشاور از جملهٔ دولتمندان کلان شمرده میشود قریب آ صد نفر مسلح بعمل يك بجه که خود منهم در آن وقت بیدار بودم و آواز تفنك شان را میشنیدم حمله آوردند. چون پیشتر ازان غیرها در پایاب خبر داده بودند عسکر آماده شده و مقابلهٔ شدیدی بوقوع آمده کاری از پیش برده نتوانستند. این است احوال پشاور . (..)\n\nاین گوشت گاو خودی را مخصوص یهود و نصارا دیدم و از مسلمانها همان مردمانی که آلا فرنکتر و اوروپایی مشرب تر بودند به گوشت کاو میل میکردند، مدتی در مصر ماندم. درین چنین شهر عظیم الشان که دوازده لك نفوس دارد بجز چار یا پنج دکانهای قصاب کاو را ندیدم که آنهم مخصوص مردمان نصار او یهود است، درین ۹ سال ندیدم که درین صفحات يك مسلمان يكپاو گوشت کاو خریده باشد. اگرچه در وطن عزیزم افغانستان گوشت کاو خورده میشود ولی در آنجا نیز ندیدم که کسی کاو تندرست توانا که لایق قوله رانی باشد بکشد. کدام کاوی که بسیار بیکار باشد و یا بیمار شده باشد، و یا کدام کاو ساله که مادرش مرده باشد و نگهبانی آن برای صاحبش دشوار باشد آنرا میکشند و گوشت آنرا نیز همان مردم بسیار غریبه و فقير میخورند. ولی مردم بزرگان و توانگران کاهی گوشت کاو را نمیخورند. اگرچه ایران را ندیده ام ولی چون نازك طبيعتی و لطیف مشربی شان دیده شود آنها نیز گوشت کاو را نمیخورند. مسلمانان ترکستان نیز يك قلم از گوشت کاو بیزارند. حالا آنکه در اوروپا قضیه بالعکس است. در انجا علی الخصوص در پیش مردمان انگلیز بهترین گوشتها و قویترین شان گوشت کاو است. هر قدر دکان قصابی که دیده شود بهمه حال در ان يك کاوی دو کاوی را بقلاب قصابی آویخته می بینیم. درین مسئلهٔ گوشت کاو من از وقتی بغور و تدقیق کردن مجبور شدم که پادشاه مقدس و مهربان ما اعلحضرت ( سراج الملة والدین ) بهندوستان تشریف آورده بودند. و در باب تبدیل دادن قربانی کورا به گوسفند و امثال آن همان نطق بسیار پر معانی و نکات را بیان فرموده بودند. و بعضی از متعصبین در اخبارها برین بیانات متبوع مقدس ما خورده گیری کرده بودند. این است که من از ان وقت چشم غور و تدقیق را به این مسئلهٔ گوشت کاو باز کرده دیدم که درین صفحات ممالک اسلامیه در میان مسلمانان خوردن گوشت کاو هیچ رواج ندارد. لهذا با بعضی مردمان دانشمند و عالمی که برخورده ام درینخصوص سوال و جواب کرده ام، از جمله درین اوقات با بعضی از علما و ارباب فن در يك مجلسی راست آمده.\n\n( مكتوب يك سياح افغاني )\nاز مصر\n( ای فاضل محترم )\n\nمدت ۹ سال میشود که این فقیر در ملك عربستان سکونت دارم. چار سال در ملك شام شریف در نفس دمشق بودم. درینقدر مدت بجز يك دكان قصابی که گوشت کو میفروخت دیگر هیچ دکان قصابی را ندیدم که گوشت کاو بفروشد. آن دکان هم در (سوق خیل) نام بازار بود که جز مردم نصارا و یهود هیچ مسلمان شامی يا ترك يا غیره را ندیدم که از دکان آن قصاب گوشت کاو ببرد، یا بخورد. بقدر دو سال مدت در اناطول و اسلامبول گردش کردم، در آنجاها در مخصوص سوال کردم یکی از علمای حاضر در جواب يك حديثى نقل فرمود که بسبب غلطی پیش نشدن لفظاً آنرا نوشته نمیتوانم ولی مآلاً آنرا مینویسم، مفاد آن حدیث شریف چنین است (گوشت کاو داء یعنی مرض است، روغنش دوا است، و شیرش شفاست.) عرض کردم که در ممالک هندستان خود بگوش خود شنیده ام که قربانی کاو و خوردن گوشتش را از دیگر حیوانات افضل میدانند. فرمودند که افضلیه در هندستان از سبب بعضی تعصب که از زمانهای پیش بجهت رقابت و منافرت از طائفهٔ هندو موجود بود پیش آمده و گرنه يك چيز مذهبی و دینی نیست. در آن وقتهای پیش علمای اسلام هندستان، و برهمنهای هند و دیگر","chars":4501,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00599.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/599","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/599","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}