{"book":"adl0616","page":582,"text":"صفحه ۱۱\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\nانور بیگ\nناپلیون بونا پارت ثانی\nاخبار سول ایند ملتری نیوز اودیانه مینویسد.\nانوربی برای برقرار داشتن عزت سلطنت ترکی و به قائم داشتن\nهمدردی مسلمانان روی زمین چنان کارهای اهم بانجام رسانیده\nاست که کل عالم حل آنرا نا ممکن تصور کرده بود - تمام عقلائی\nیورپ بازگشت فوج بلغار به را از مقام شتله عقده ما لا نحل خیال\nمیکرد اما حکمت انوربی به مردم بلغر چنان شکست داد که تا بفاصله\nچهل میل از مقام شتابه گرفتند قرار نگرفتند .\nاگرچه کامل پاشا و سعید پاشاءه بس هشتاد ساله رسیده اند\nو چند مرتبه بمنصب وزارت عظمی رسیده و به غین و رشوت دولتمند\nشده اند و کامل پاشا تجویز دادن ایدر یا نویل به مردم بلفر نموده بود\nاما چون انجمن اتحاد و ترقی از تجویز مذکور خبر یافت بصدارت\nانور بي لك مجلس منعقد نموده اتفاقی کرد که اشخاص غدار قوم\nاز وزارت معزول کرده شوند، و چونکه انوربی در طرابلس\nغرب شهرت خاص حاصل نموده بود اکنون بنظر ترکان يك شخص\nمعزز و تجربه کار تصور کرده میشود. المختصر جمله ترکان و همه فوج\nترك و تمام مسلمانان طرفدار انوربی گشتند و الوربي يخوف و سم\nبه دفتر وزارت خارجه رفته از کامل باشا است. نا گرفت بهمت جوان و\nبتدبير بير انور بی چند هفته در لشکر شنلبه قیام نموده و کیفیت افواج\nترکیه را دیده رای قائم کرد که فوج ترکی مقیم شنابه مقابله بلغاریان\nبوجه احسن کرده می تواند. سن انوربی در یت وقت صرف\nاست اما از گفتارش چنان شیری مترشح می شود که آنرا سحر\nگفتن مبالغه نخواهد بود.\nانور بی شخص پاكيزه اخلاق ولا طمع میباشد . نه از کسی خوف\nدارد به لحاظ کسی او را مانع می آید و قول سعدی در حق او صادق\nمی آید .\nدلیر آمدی سعد یا در سخن\nیکو آنچه دانی که حق گفته به\nعرب گوید الحق مر . اکثر مردم به حق کوئی او دشمن شده اند\nاما او در گوشش بقالی قوم و سلطنت خود مفروق است و به لوم\nلائم هراس ندارد. انور بی اوسط قد تيلگون چشم و لاغر اندام\nاست اما دلیران و بهادران و جنگ آوران که از مدت یکصد سال\nگذشته نام آور شده اند مثل انوری مردانگی آشکار نکرده اند.\nنامه نگار پایونیر از لندن تحریر کرده است که بخیال من بدون\nناپلیون اعظم احدى مانند انوربی دلاور و مدیر نگذشته\nقدم باید اندر طرقت نه دم که اصلی ندارد دم بی قدم\nانوری در ماه اگست سنه ۱۹۰۸ سر کردگی آن سه صد نفر را\nکه معزولى سلطان عبد الحميد خان وقیام حکومت شورائی را\nتجویز نموده بودند اختیار کرد. و بعد از ان بطرف کوهستان\n\nمناستر روانه شد. از ان بعد تمام افواج ترکیه را زور سیر کلامی\nمطبع خود ساخت و نتیجه اش چنان بظهور رسید که از اکثر\nقشون صوبه مقدو نيه تخدمت سلطان معزول مها سلات رسید\nکه در دولت عثمانیه مجلس شورای قائم کرده شود .\nسلطان عبد الحمید خان شمسی باشار ابا فوج جرار برای فنا نمودن مرد\nانقلاب پسند و گرفتاری انور بي متعین نمود . انوربی به شمسی\nپاشا پیغام فرستاد که اگر شما از مناستر قدم بیرون نهادید فوراً کشته\nخواهید شد اما شمسی پاشا پیغام انوربی را مضحکه تصور کرده\nو به تلگراف خانه رفته خبری بد نمضمون فرستاد که عنقریب انوربی\nرا ما خود نموده با مجولان روانه قسطنطنیه خواهم کرد ، وجون\nپاشای مذکور از تلگراف خانه پس گشت در حین راه کشته شد .\nانوربي موصوف محافظ فوج مناستر تركيه ما تحت تاثار عثمان\nپاشا بود روزی انور پی از جانب انجمن اتحاد و ترقى به عثمان باشا\nگفت که شما بعد ازین همراه سلطان عبد الحميد خان خط و کتابت\nقطاع كنيد واكر شما فوراً در انجمن اتحاد وترقى شامل نشديد\nو از تجاویز ما مخالفت کردید گرفتار بند خواهید شد ، اول عثمان\nباشا خیال کرد که شاید انوری دیوانه شده است اما چون پاشانی\nموصوف دید که پهره دار هم از اطاعت متحرف است دانست که\nکردش کردون انقلاب دیگر پیش آورده است و مجبوراً در\nاراکین انجمن اتحاد و ترقی شامل شد .\nنجاه هزار سپاه ترکی از فوج مقدونیه که میعاد مدت او\nسی ساله گذشته بود و بجای سه سال هشت امسال بر خدمت مامور بود و تنخواه\nدو سه سال و نکرده بود آماده بغاوت کردید ، انور بی بماء جولائی\nت ۱۹۰۸ نخواد همه سیاه ادا نموده رخصت داد و آنهمه سپاهیان\nنوجوان بر کلاه خودشان انجمن اتحاد و ترقی نصب کردند و بوقت\nسوار شدن جهاز نمره انوری انوری جوق بنا بلند کردند.\nحالانکه بر موقع همیشه صدای باد شاهم جودیشا یعنی خدا بادشاه\nما را همیشه سلامت بدارد بلند کرده می شد .\nانور بی گاهی خواهش منصب کلان نکرد و چند مرتبه او را\nموقع گرفتن منصب کلان حاصل شد اما بطرف آن متوجه نشد\nدرسته ۱۹۰۸ که در تجویز انقلاب کامیاب شد و منصب مجر مامور\nبود و اکنون در فوج ترکی انتت کرنیل ( نائب کرنیل ) میباشد\nباشندگان استانبول تجویز پیشکش نمودن تلوار مرصع بجواهر\nبه انوربی کردند، اما او غیور و يا حيت گفت كه من ضرورت\nشمشیر ندارم و مبلغیکه بر شمشیر صرف میکنید برای تیمار داری\nسپاه مجروح روانه دارید .\nالمختصر انور بی آشیمی است که درین عمر کم کارهای نمایان\nانجام رسانیده است و سلطنت عثمانیه از وجود او آینده نیز امیدهای\nبسیار دارد .","chars":4166,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00582.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/582","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/582","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}