{"book":"adl0616","page":573,"text":"صحیفه ۲\nسال دوم\nشماره ۱۳\n\nمدنیت پروریهای اعلیحضرت همایونی \n\nيكد و صحیفه از تاریخ مدیت\n( مدنیت ) جه مجهول ، جه مبهم ، چه مغلق کلمه ایست هر انقدر که خیلی عالی و مقبولست همانقدر خيلى پيچيده ومجهول است . آیا مدنیت چیست ؟ و چند نوع است ؟ از کجا ظهور نمود وبکجا منتهی میشود ؟ آغاز و انجام آن چه خواهد بود ؟ این است يك گروه استفهاماتی که فهمیدن، و فهمانیدن، و بفهم گنجانیدن آن از امور بسیار دشواری شمرده میشود .\n\nچیزیکه معلوم است همین است که ( مدیت ) ضد ( بدویت ) است . لهذا اول میباید که بدویت را بشناسیم تا به مدنیت پی ببریم چرا که گفته اند هر چیزی بضد آن شناخته میشود . معنی لغوی ( بدوى ) صحرائیت که ( بدویت ) معنی حال صحرایی بودن را شرح و تفسیر میکند ، حال صحرایی بودن حال همان افراد انسانی ایست که علم و صنعت و هنر و معرفت شان محدود ، و از زراعت و صنایع محروم باشند . و در صحراها و بادیه ها در زیر سیاه خیمه ها گذران کنند، و از صحرا بصحرائی ، و از بادیه ببادیه گشت و گذار نمایند .\n\nجویانی ، وشير دوشي ، وروغن ، وپنير ، و قروت سازی ، ويك كمی بافنده گی که تنها سیاه خیمه های خود شانرا تدارک بتوانند از صنعتهای یکانه شان شمرده میشود لهذا ( باديه ) صحرا بدوى صحرائی ، بدویت صفات و احوال صحرائی گری میباشد . معنی لغوی ( مدنی ) شهریست که مدنیت معنی حال شهری بودن را توضیح و تفصیل میدهد . حال شهری بودن حال همان افراد انسانی ایست که از ثمره علوم و فنون و صنایع و تجارت تمامها استفاده میکنند وبسايه هنر و معرفت در میان شهرها ، وقصبه های معمور و آبادانی در میان خانه ها و کاشانه ها و سرایه های عالی و مزینی بکمال آسایش و راحت زنده گانی میکنند . لهذا ( مدينه ) شهر، مدنی شهری مدنیت صفات و احوال شهری گری میباشد .\n\nآیا باین قدر بیانات مختصره کلمۀ بسیار بزرگ و مهیب مدیت را شرح و تفسیر کرده توانستیم ؟ حاشا ! این کلمه آن قدر دامان وسعت دارد که دامان های صحراها و سواد های شهر ها از گنجایش آن اظهار عجز مینماید !\n\nبعضی حال مدنیت را چنین شرح داده گفته اند که انسان در ابتدای خلقت خویش تا یکمدت درازی بحال طبیعی بسیطی زندگانی کرده اند که از حال حیوانیت مافوق تريك حالی نداشتند . مثلا يك انسان لخت و برهنه بسیار قد بلند تنومند پریشم ژولیده موی یخن قوی ناخنها درازی را در يك جنگل درخت بهم پیوستی مهیبی تصور کنید که در پشت يك تنه درخت بسیار بزرگی برای شکاریکه سدر مقش شود بسخو و کمین کرده باشد، و چون يك حيوان كم زورتری از خودش از انجا گذر کند دفعهً بران حمله نموده با نچه های قوی کلویش را فشرده ، و با ناخنهای بلند شمکش و پوستش را دریده از گوشت و دلبندش سدر مق نماید . آیا اینگونه حالت را از حال حیوانیت چه برتری خواهد بود ؟ رفته رفته توالد و تناسل بظهور آمده ، و عایله ها تشکیل یافته ، ولغات وجود یافته انسانها به اجتماع و جمعیت ها آغاز نهادند، وقیله هایی که در اول تشکیل یافتند معیشت شان منحصر بصید و تخییر بود ، بعدازان آهسته آهسته زراعت و حراثت را آموختند . وشيئاً فشيئاً صنايع وعلم وفن را آموخته کسب تمدن نمودند و شهرها ، وقصبه ها ، وقريه ها تأسيس داده قوه عقلیه شان قوت پیدا نمود . و هیئتهای اجتماعیه عظیمه تشکیل یافته اخلاق و عادات کسب لطافت ورزيد .\n\nپس ازین تعریف چنان معلوم شد که انسانها در اول وحشی و بعد ازان بدوی و آخر الأمر مدنی شده اند . و در اول خشونت و در آخر لطافت پیدا کرده اند . چنانچه از حفریات و جستجوی ارباب فن از این معنی ظاهر شده که آلات ، وادوات ، واسلحه انسانهای از منه قبل التاريخ همه از سنك جافاق بود ، و نمونه های آنها را از زیر هزارها من خاکها کشیده در موزیم خانه ها نهاده اند ورفته رفته از آهن ، و دیگر فلزات اسلحه و آلات عتیقه پیدا شده رفته است . تا آنکه امروزه روز این آلات و ادوات و اختراعات واكتشافات محير العقول بمیدان بر آمده است .\n\nبعضی گفته اند که نوع بشر از حال وحشت بحال مدنيت انتقال طبیعی نموده است . و حال وحشت حال ابتدایی انسانها گفته نمیشود زیرا انسان اولینی که خلق گردید متمدن خلق گردید و اجتماع اولین را وضع نمود ، وبوحی الهی تعلیم دین و آداب انسانيه ، وترتيب ازدواج اساس تمدن را وضع فرمود . زیرا مدنیت عبارت از دین و نظامات مدنيه وسياسيه و اخلاق و صنایع و آداب و علوم میباشد که باین چیزها فطرتاً انسان مقطور است . هئیت اجتماعی نخستینی که تشکیل یافت تمدن اساسی را وضع نمود . و چنانچه هر چیز بتدریج و آهسته آهسته ترقی میکنند مدنیت نیز از حال ابتدایی خود به حال تکمل رسیده است . از آنرو انسان مدنی بالطبع است که مدنی بالطبعی عبارت از درك كردن لزوم جمعیت است . و تشکیل جمعیت از زمان ازدواج آدم و حوا آغاز کرده است .\n\nبهر حال نتیجه برین قرار میگیرد که ( مدنیت ) خواه از وحشت به بدویت و باز از بدویت به مدنیت انتقال یافته باشد ، و خواه از اصل مدنیت فطری ترقی و تکمیل کرده باشد بهر دو صورت مدیت يك حالیست که مخصوصی نوع انسان است . اگرچه بعضی معلم مدیت را زنبور عسل و غیره حیوانات نشان داده اند، ولی آنرا چندان اهمیتی نیست . معلم مدنیت خود انسانیت و بواسطة قوه عقل و ادراک اساسها و نظامهای گوناگون اخلاق و عادات و آداب ، و سیاسیات را وضع نموده اند ، وانواع قومها وقبيله ها","chars":4393,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00573.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/573","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/573","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}