{"book":"adl0616","page":554,"text":"حیفه ۳\nسال دوم\n\nهمین محاربه موجب خروج ذات اعلیحضرت خاقان جنت مکین ضیاء المله والدین از افغانستان گردیده است که از راه ملك وزوی ويشتك، وبلوچستان، و سیستان به ایران و از انجا به راه درگز وطون، و اور کنج ( از ملك ( خيوه ) گذر نموده و به ( بخارا ) و از انجا به ( سمرقند ) تشریف فرمای سعادت شده اند.\n\n( سمر قند )\n\n( سمر ) نام يک شیعی بود از اجداد قديمه اراك ، و ( کند) بزبان ترکی قدیم شهر و قریه را گویند که به اینصورت معنی ( سمر قند) شهر سعر ، باده سفر میباشد | برهان قاطع ) ذات اعلحضرت خاقان مغفور بعد از انکه از اقتضای گردش چرخ دوار از وطن اصلی موروی شاهانه شان بیرون برآمده تا بسمر قند رسیده اند در همه حکومتهای هموار خود که رسیده اند به بسیار احترام و اکرام پذیرایی شده اند. دولت ایران با عرا به های دولتی به مشهد مقدمش رسانیده و اعلحضرت ) ناصر الله ین شاه ) مرحوم باسلام و احوال پرسی سمیانه دلجویی کرده اند و از انجا به احترام تمام بسوی ( خیوه) حرکت فرموده اند. جناب خان اعظم خیوه نیز غیر از انکه پذیرائی که در خورد شاهان لایق و سزاوار است اجرا نمود بهر گونه معاونت مالی و عسکری نیز از آماده بودن خود عرض المسائیت بجا آورد\n\nذات اعلحضرت خاقان مغفور در سواغ عمری شاهانه شان در اثنای سفر شاهانه از ( در کر) به ( خیوه ) چنین میفرمایند: ، روزی بيك قافله از ترکمانها بر خوردیم. آنها خیال اینکه ما ایرانی هستیم و می خواهیم به آنها حمله کنیم خود را پنهان نمودند. در نجا باید مذکور بشود که ایرانیها و ترکمانها با همدیگر دشمن هستند ۱۰ گرچه هر دو مسلمان میباشند ولی علمای جاهل آنها بهوای نفس خود رفتار نموده آنها را ترغیب مینمایند که یکدیگر خود را بقتل برسانند با فروشند و اینکار وحشیانه ایست. خدا میفرماید همه مسلمانان برادر و اجزای یکدیگر اند. هر چند هر دو طایفه خود را مسلمان میدانند لكن بسبب جهالت یکدیگر شار را چون مشرك می بینند. و از پنست که کنار بر اسلام غالب میشوند چرا که بین خودشان نفاق دارند . اما این عیب در دین اسلام نیست بلکه خود مان مملو معایب هستیم ...\n\nچون این کلام حکمت انجام اعلیحضرت ممدوح برای حال و مال عالم اسلامی یک درس عبرت آمیزی بود بمناسبت موقع از درج آن صرفنظر کرده نتوانستیم .\n\nوالحاصل ذات اعلیحضرت خانان جنت مکان از ممالك تركمان بتمام غزو شان برآمده به بخارا، و چون جناب بادشاه بخارا به ( حصار ) نام موقع برای تابع ساختن مردم آنجا رفته بود بنا بر دعوت مخصوصه به آنجا تشریف فرمای سعادت شده اند.\n\nشماره ۱۳\n\nدر اثنای این سفر شاهانه چیزی که شایان تذکار است این کلام حکمت انجام اجتماعی اسلامی شانست که پدرج آن کسب افتخار مینمائیم :\n\nچون وارد بخارا شدم، دیدم که پادشاه بخارا حسب الحكم دولت روس به ( حصار ) و (قلاب) رفته است که بامید (سهراب بيك ) جنك نمايد چرا كه مير مذكور اطاعت دولت روس را قبول نکرده است. چون با امیر بخارا سابقه آشنایی داشتم کاغذی به او نوشته از آمدن خود اطلاع داده پر سیدم که آیا میل دارید نا مراجعت شما در بهارا بمانم یا نزد شما بحصار بیایم زیرا که میخواهم زود تر عازم سمر قند شوم. مروت جواب نوشت که علاقات او بروم. علهذا اشر فيها نيكه خان خیوه بمن داده بود فروختم تهیه خود را دیده با با صد نفر عازم ( حصار ) شدم ، وغلامهائیکه خان خیوه یمن داده بود همه را آزاد کردم . مدت ده روز این مسافرت طول کشید . روزی در بین راه قطعه زمین مرتضی را دیدم که بجهت چادرها و خیمه گاه امیر بخارا مسطح کرده بودند. و این قطعه زمین با خون آلوده بود . اول خیال کردم این خون قربان ها نيست كه بجبهة النصرة وقتی که مجهت امیر بخارا رخ داده ذبح نموده اند. پرسیدم که چرا قربانیها را دور تر ذبیح نکرده اند که در پیش روی خیمه امیر ذبح کرده اند . مردمان آنجا آهی کشیدند. گفتند: این خون انسانست که از حیوان ! بعد معلوم شد که بازده روز قبل وقتیکه چادر امیر بخارا اینجا سرپا بود قلعه حصار مفتوج شده یکهزار نفر اسیری که تسلیم شده بودند نزد امیر آورده اند. فوراً حکم داده است در جلو روی او همه را کشته اند. از استماع این کار ظالمانه خیلی متاثر شده گفتم شاید اینها تقصیری داشته اند والا هیچکس اسرا را نمیکنند. مردم جواب دادند : امیر صدها آدم را بدون تقصیر با بازخواست جهت کشته است. از شنیدن انحرف تعجب نموده با خود خیال کردم که چون حکمرانان آنها از خدا و دین خدا غافل میباشند، و مسلما ناترا بغلامی میگیرند. و مخلوق خدا را بدون تقصیر میکنند، و امیر بخارا هم اعتنایی به احکام خدا و شرع پیغمبر ندارد، و علما که حامی و مروج این شریعت هستند اعتنایی ندارند. ازین سبب روسها را برانها مسلط ساخته ملیکهای شانرا استیلا نمودند ، ازین سبب خيلي مأيوس شدم که اهالی بخارا که به تدین شهرت دارند بر خلاف قانون اسلامیت و انسانیت رفتار مینمایند و ازین متألم شدم که روسها آنها را اینقدر جاهل ويخير، ومعاند يكديكر ديده ازین فقره منتفع و مستفید میشوند. از کشته شدن این اشخاص بيكناه كريستم ، و چند نفر سواران خود را مقرر داشتم کاخون آنها را با خاک پوشانیده صورت قبر را بران بسازند .\n\nدر نجا اگر از تفصیلات واقعات اجسافرت و ايام غربت اعلیحضرت شاهانه سخن را ایم کجایش اوراق ما از ان عاجز میماند.","chars":4367,"image":"https://storage.googleapis.com/adl-page-images/adl0616/00554.jpg","first_page":1,"last_page":1787,"title":"Sirāj al-akhbār سراج الاخبار","permalink":"https://afghanpress.org/book/adl0616/554","canvas":"https://afghanpress.org/iiif/adl0616/canvas/554","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/books/adl0616/","source_pdf":"https://afghanistandl.nyu.edu/pdf/adl0616_download.pdf","rights":{"image":{"statement":"Public domain. NYU states: \"All works presented on this website are, unless otherwise indicated, in the public domain. The images available on this website may be freely reproduced, distributed and transmitted by anyone for any purpose, commercial or non-commercial.\"","uri":"http://rightsstatements.org/vocab/NoC-US/1.0/","holder":"New York University Libraries","source":"https://afghanistandl.nyu.edu/about.html","delivery":"Images are served from a copy mirrored by this project, not from NYU's servers, under the reproduction terms above.","endorsement":"This is an independent project. It is not affiliated with, endorsed by, or reviewed by New York University."},"text":{"statement":"Machine-generated transcription, dedicated to the public domain under CC0 1.0. No warranty of accuracy: see the provenance block on every page.","uri":"https://creativecommons.org/publicdomain/zero/1.0/","holder":"Steps Ventures"}},"provenance":{"text_produced_by":"gemini-3.1-pro-preview","thinking_level":"low","read_completed":"2026-08-09","per_page_confidence":null,"per_page_confidence_note":"Not recorded during the corpus run. No calibrated per-page score exists, and none is estimated here.","human_reviewed":false,"accuracy_context":"Roughly two thirds of characters agree with a modern printed edition of the same text. Much of the disagreement is editorial, not misreading. Treat the transcription as a finding aid and read the page image before quoting.","primary_source":"The page image. The text is an index into it."}}